سه شنبه (بهرام شید)
بیست و پنجم (ارد روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 15 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
طبع زبان فارسی

داریوش آشوری

هر زبانی امکانات و تواناییهای خاصی دارد که از سویی بر بنیانهای ساختمانی زبان تکیه دارد و از سوی دیگر بر چگونگی کاربرد تاریخی زبان. و این «چگونگی کاربرد» نکتۀ مهمی است، زیرا چگونگی کاربرد یک زبان در زمینه های گوناگون یا کم - و - بیشی ِکاربرد...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow شمایل و پیکر ناهید تاریخ امروز
25 اسفند 1388
 
 
 
شمایل و پیکر ناهید چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 5
بدعالی 
05 آبان 1387 ساعت 12:24

محمد مقدم

نوشته های کهن به یونانی و لاتین و به زبان های دیگر همداستانند، که ایرانیان باستانی بت پرست نبودند. از گاهان (سرودهای خود زردشت) و بخش های دیگر اوستا و همچنین از نوشته ها و گزارش های دوره ی ساسانی پیداست که زردشتیان و نوزردشتیان برای پرستش خداوند بت (در پهلوی اُزدیس) نمی ساخنتند.

 حتی پیش از زردشت بت پرستی در میان ایرانیان چندان رواج نبود. در کتاب پهلوی دینکرد آمده که تهمورث بت پرستی را برانداخت (دفتر هفتم، 19:1) و کیخسرو بتخانه ی کنار دریاچه ی چیچست را ویران کرد (39:1)؛ در نوشته ی خشایارشا نیز آمده که این شاهنشاه «دیودان ها» را که همان بتخانه ها باشند ویران نمود.[1]

هردوت می گوید (دفتر یکم، بند 131) :

«درباره ی رسم پارسیان من می دانم که چنین است : رسم آن ها این نیست که تندیس ها و پرستشگاه ها و آدران ها بسازند و برپا کنند، و آن هایی را که چنین چیزها را می سازند ابله می پندارند، چون گمان می کنم که آن ها هرگز باور نمی داشتند که خدایان به مانند مردمان باشند چنانکه یونانی ها باور داشتند.»

با آمدن دین مهر، چهر ه ی پرستشگاه های ایرانی دگرگون شد، و پیروان این دین، نگار و شمایل و تندیس مهر و ناهید، مادر خداوند را در پرستشگاه ها می گذاشتند و در خانه ها برای دعا و برکت نگاهداری می کردند، چنانکه عیسویان نیز برای گرامی داشتن عیسی و مریم از این رسم ها پیروی کرده اند. دشمنان دین مهر در ایران ساسانی پرستشگاه های دین مهر را «ازدیسچار» یا «ازدیس زار»(فغستان : بتکده) می خواندند.

این پیوند دین مهر با جرگه های «آشنایان» بود که برای مثل در دیوان شمس (= مهر) می خوانیم :

این  خانه  که  پیوسته  در او  بانگ  چغانه  ست                از  خواجه  بپرسید  که  این  خانه  چه  خانه  ست
این  صورت  بت  چیست  اگر  خانه ی  کعبه  ست            وین  نور  خدا  چیست  اگر  دین  مغان  است
این خانه ی چرخ است که چون زهره (= ناهید) و ماه است     وین خانه ی عشق (= مهر) است که بی حد و کرانه ست

یا در گلشن راز :

مسلمان گر بدانستی که بت چیست                بدانستی که دین در بت پرستی است

مهریاها به ویژه مادر خداوند را گرامی می داشتند و برای بزرگداشت او بسیاری از پرستشگاه های خود را ناهید نامگذاری می کردند، چنانکه عیسوی ها نام مادر خداوند را بر کلیساها گذاشته اند.
در کامل ابن اثیر (برگردانده ی فارسی از باستانی پاریزی، تهران 1349، صفحه ی 54) آمده است که ساسان، پدر بزرگ اردشیر مقیم آتشکده ای بود در استخر که آن را آتشکده ی ناهید می نامیدند.

پولیبیوس تاریخ نویس یونانی از یک پرستشگاه بزرگ و با شکوه به نام ناهید در همدان یاد می کند که ستون های آن از زر پوشیده شده بود، و نویسنده ی دیگر یونانی که در سده ی نخست میلادی می زیسته، ایسیدور خاراکسی، در «ایستگاه های پارتی» از پرستشگاه ناهید در همدان و پرستشگه دیگری در کنگاور نام می برد.[2]

جهانگردان، سپس تر نیز از کاخ و پرستشگاه بزرگ کنگاور یاد کرده اند.

نیایشگاه آناهیتای کنگاور

همذانی و یاقوت که آن را قصر الصوص می خوانند می گویند که دهلیزها و کاخ ها و کوشک های آن در استواری و زیبایی بی ماننداند و در همه ی جهان ستون هایی شگفت تر از ستون های آن نیست.[3]

پرستشگاه ها و زیارتگاه هایی که بسیاری از آن ها بازمانده های ساختمان های کهن هستند و بستگی به دین مهر و بزرگداشت ناهید دارند به نام های قلعه دختر و کتل دختر و برج دختر و پل دختر (و قلعه ی العذرا که در تاریخ بیهقی آمده) در سراسر ایران پراکنده اند.[4]

سرزمینی که در آن پیروان دین مهر به ویژه ناهید مادر خداوند را گرامی می داشتند ارمنستان بود.

استرابون (دفتر یازدهم، 16:14) می نویسد :

«آیین های سپند پارسیان، هر یک و همه ی آن ها را مادها و ارمنی ها گرامی می دارند، ولی آیین های اناهید را ارمنی ها به ویژه گرامی می دارند، و برای بزرگداشت او در جاهای گوناگون و به ویژه در اکیلیسنه پرستشگاه ها ساخته اند.»[5]

در اکیلیسنه، ارمنی نشین ارزنجان، استان سرچشمه های فرات، که «خوره اناهید» خوانده می شد، در پرستشگاهی تندیس ناهید از زرناب بود که به گفته ی پلینیوس در کارزار انتونیوس با پارتیان به تاراج رفت.[6]

در اینجا باید یادآور شد همان طور که تندیس ها و نگاره های عیسی و مریم که در کلیساها و در دست عیسویان است از روی خود عیسی و مریم ساخته نشده و حتی زیر آن ها نوشته یا کنده نشده است که این چهره ی عیسی یا مریم است، نگاره ها و شمایل ها و تندیس های مهر و مادر او ناهید، نیز از روی چهره ی آن ها ساخته نشده و حتی شاید برخی از آن ها چهره های مردان و زنان برجسته ی مهری باشند، هر چند پاره ای از تندیس ها و نگاره ها که از زمان اشکانیان بازمانده شاید درست نمایانگر چهره های مهر و ناهید باشند.

شاید کهن ترین نگاره ی ناهید آن باشد که در زیارتگاه مهری در کوه خواجه در زمان خود او یا بسیار نزدیک به آن زمان کشیده شده است.

نیم تنه ی آناهیتا در کوه خواجه ی سیستان

بدبختانه چهره ی این نگاره ی نیم تنه پاک شده است. درباره ی کوه خواجه که برنگرنده به دریاچه ی هامون و جایگاه زایش مهر است پیش از این گفتگو شد و در بخش پنجم باز به آن بر می گردیم.

یک صحنه ی گیرا روی یک کوزه ی سیمین، بانویی را با هاله ای دور سرش نشان می دهد که در یک دست کبوتری و در دست دیگر خوشه ی انگور دارد و زیر پای او دو طاووس است که هر سه نمادهای مهری هستند.

آناهیتا و مهر روی کوزه ای سیمین

اینکه این بانو با هاله ی سپند مینوی باید ناهید باشد از این جا پیداست که کنار او پیکر مردی است که گاوی روی دوش خود می برد و این همان صحنه ایست که در نقش های مهری دیده می شود که مهر با گاوی روی دوش به سوی غار می رود.[7] این کوزه، کار زمان اشکانیان، یا شاید از زمان ساسانیان از روی کارهای دوره ی اشکانی است.(درباره ی در هم آمیختگی کارهای هنری اشکانی و ساسانی در بخش پنجم گفتگو خواهد شد.)

دو نقش دیگر از ناهید روی سرستون، یکی از طاق بستان و دیگری از اصفهان، با هاله ی سپند، مانند ناهید روی کوزه ی سیمین، از همان زمان است.

آناهیتا روی سرستونی از طاق بستان

آناهیتا روی سرستونی از اصفهان

در سر ستون طاق بستان، هاله ی ناهید شعله ور است و بالای سر او یک ردیف طاقنما دیده می شود که میان هر طاق با یک صدف زیور یافته که آن نیز چنانکه گذشت یک نماد مهری درون طاق بستان پیکر تراشیده ای از ناهید به بلندی چهار متر هست که تاجی مروارید نشان بر سر دارد با تن پوشی بلند و آویزان تا روی پا و جامه ی سنگینی روی دوشش افتاده که لبه ی آن با رشته های مروارید زیور یافته و یادآور وصف ناهید در آبان یشت اوستاست که جامه ای از پوست ببر (بیدستر) بر تن دارد.(برای این وصف ناهید نگاه کنید به پایان همین نوشتار) در دست او کوزه ایست که از آن آب می ریزد که بستگی او را با آب ها نشان می دهد.

پیکر آناهیتا داخل طاق بستان

پیکر تراشیده ی دیگری از ناهید در نقش رستم است که تاج کنگره داری بر سر و گوشواره و گردن بند زرین بر گوش و گردن دارد. تنزیب چسبان و نازکش باز یادآور وصف او در آبان یشت است که «میانش را بسته تا پستان هایش خوش کالبد شود.»[8]

از نظر هنر زمان اشکانیان که با دین مهری آن ها همبستگی جدایی ناپذیر دارد چیزهایی که در نسا بدست آمده بسیار گیرا و شایان بررسی هستند. باستان شناسان روس در 1930، کاوش های خود را در شهر نسا، پایتخت دینی و نساکده ی شاهنشاهان اشکانی، نزدیک عشق آباد (اشک آباد) آغاز کردند. این شهر دارای یک کلات پنج گوش روی صخره و یک دژ به نام «مهردات کرت»، و پرستشگاه هایی بوده است. یکی از این پرستشگاه ها که در سده ی سوم پیش از میلاد ساخته شده، چهارگوش و هر بَر آن، بیست متر است و سقف آن با ستون های دوازده متری نگاهداری می شده که سر ستون های آن ها زیور یافته و قرنیز آن با برگ های زینتی و سر شیر سفالی آرایش شده است. در بخش بالایی دیوارهای آن طاق نماهایی است که جای تندیس بزرگان دین و شاهنشاهان اشکانی بوده است.[9] در شهر نسای کهنه، تندیس های مرمری به دست آمد و یکی از زیباترین ِآن ها تندیس ناهید است که موهای تر او یادآور سرشستن او در دریاچه ی هامون و بارگرفتن او در آب دریاچه است، چنانکه درباره ی مریم هم در ترجمه ی تفسیر طبری آمده بود که :

«مریم چون از سر شستن فارغ شده بود گویند جبرئیل به آستین مریم اندر دمید و مریم بار گرفت.»

این تندیس ناهید (= ونوس) پیش از تندیس های ناهید یا ونوس میلو و کاپوآ و ونوس های دیگر تراشیده شده است.

پیکره ای از آناهیتا در شهر نسا کهنه

تندیس ناهید = ونوس از اسپانی که فرزندش سوار بر دلفین کنار پای اوست و تندیس ناهید = افرودیته [10] با دلفین نمونه هایی از تندیس های ناهید، مانند تندیس نسای کهنه است.

آناهیتا با فرزندش مهر سوار بر دلفین

تندیس ناهید با دلفین

درباره ی این دو تندیس با دلفین و همچنین درباره ی شمایل ناهید که روی دلفینی آرمیده و سردیس ناهید که با دو دلفین آرایش یافته در نوشتار «دلفین» گفتگو خواهیم کرد.

آناهیتا با دلفین و صدف از اردن

آناهیتا آرمیده روی دلفین روی سفالی از تونس

روی یک مُهر کوشانی از شرق ایران نیز نقش ناهید سوار بر شیر دیده می شود.

آناهیتا سوار بر شیر از یک مهر کوشانی

شمایل سفالی بسیار زیبایی از ناهید که از پستانش شیر می دوشد، از سده ی دوم یا سوم پیش از میلاد، در شوش یافت شده است. از این گونه شمایل ها یا تندیسک ها از گل یا استخوان در گورستان آن جا که از زمان اشکانیان بازمانده بسیار به دست آمده و کارگاه سفالگری نیز نزدیک این گورستان ها دیده می شود.[11]

شمایل آناهیتا روی سفالی از شوش

مانند این تندیسک های گلی و سفالی ناهید و قالب های این تندیسک ها که در کارگاه سفالگری بوده در کاوش های شمال سمرقند پیدا شده است.[12] در آن سوی سرزمین های مهری در لندن مانند همین تندیسک های ناهید فراوان به دست آمده، بیشتر آن ها از دره ی والبروک است که در آن پرستشگاه مهری از زیر خاک بیرون آمد.[13]

تندیسک هایی از ناهید هست که فرزندش مهر را روی زانو نگاه داشته، و دارد به فرزندش شیر می دهد که نزد نگارنده است. این بازنمای «مادر و فرزند» نمونه ای برای نمایاندن مریم و عیسی در هنرهای دینی عیسوی شد - که یک نمونه از آن «مادرخداوند» از قسطنطنیه می شود - که هنوز صدف دوشیزه ی ناهید را بالای سرش و دو نماد خورشید و ماه را در دو گوشه ی بالای صحنه نگاه داشته است، چنانکه در بسیاری از صحنه های مهری دیده می شود.

آناهیتا و فرزندش مهر روی سفالی اشکانی

مادر خداوند از قسطنطنیه

و سرانجام، این بخش را با آوردن وصفی که از پیکر ناهید در آبان یشت اوستاست به پایان می رسانیم.

وصف پیکر دوشیزه ناهید در آبان یشت

در آبان یشت اوستا، که برای گرامی داشتن ناهید سروده شده، پیکر ناهید با ریزه کاری وصف شده است (بندهای 126 تا 129، 7، 78). چنانکه بسیاری از پژوهندگان گمان کرده اند این وصف تندیسی از ناهید بوده، و به ویژه با پیکر او درون طاق بستان درست درمی آید.[14]

آنجا ایستاده، دیده شدنی
آب بانو اناهید [15]
به کالبد کنیزی [16] سریرا (زیبا)
زورمند، خوب رسته
کمر بالا بسته، بلند
از چهره ی (تخمه ی) رایمند، آزاده
بر دوشش تنپوشی پوشیده
پربافته (هزار بفت)، زرین
بازوانش زیبا
سپید، به ستهمی اسبان
بادیه و بَرسَم بدست
با گوشواره های آویزان
چهار کنار، زرین
مینایی، خوب آزاده (بر گوش) می بَرد
آب بانو اناهید
میانش را بسته
تا پستان هایش خوش کالبَد شود
تا این سان نازنین باشد
بر سرش بساکی بسته
آب بانو اناهید
صد ستاره ی زرین
هشت قوسی، همچو ارّاده
با درفش های آویزان، زیبا
گرداگرد، خوب کرده (خوب ساخته)
جامه بَبَر بر تن دارد
آب بانو اناهید
از سیصد پوست بَبَر
چهار بار زاییده
در زمان درست پرداخته
چرمش درخشان دیده می شود
چون سیم و زر
با موزه ای (کفشی) تا زنگ پوشیده
همه رنگ، زرین، تابان.

تا که بر زاید سوشیانس پیروزگر از آب کیانسیه از نیمه ی اوشستر (= از سوی خاستگاه پگاه : شرق = خورآیان = خراسان) از نیمه های خاستگاه های پگاه.

ویدیودات 5:19


پانوشت ها :

1. نگاه کنید به :

R.G. Kent, Old Persian, New Haven 1953, p. 151. 4b.

کیکرون، نویسنده ی بزرگ رم در سده ی نخست پیش از میلاد، می گوید که پارسیان گذاشتن تندیس خدایان را در پرستشگاه ها برخلاف دین می دانستند. به نظر پارسیان یونانی ها خدایان را درون چهار دیواری پرستشگاه بسته بودند در حالیکه همه چیز برای آن ها باید باز و آزاد باشد، و پرستشگاه و خانه ی آن ها سراسر جهان است. تنها به این سبب بود که خشایارشا فرمان داد که پرستشگاه های آتن را به آتش بکشانند.

نگاه کنید به :

W.Sh. Fox, and R.E.K. Pemberton, Passages in Greek and Latin Literature Relating to Zoroaster and Zoroastrianism, Bombay 1928, p. 32.

2. نگاه کنید به :

W. H. Schott, Parthean Stations by Isidore of Charax, Philadelphia 1914, p.7.

3. نگاه کنید به :

A. V. W. Jackson, Persia Past and Present, New York 1909, pp. 236 – 242.

اکنون باستانشناسان سرگرم کاوش در این پرستشگاه هستند. نگاه کنید به گزارش های دومین مجمع سالانه ی کاوش ها و پژوهش های باستان شناسی در ایران، مرکز باستان شناسی ایران، تهران 1353، صفحه های 10 تا 20.

4. نگاه کنید به :

E.E. Herzfeld, Archaeological History of Iran, London 1935, p. 89.

باستانی پاریزی در گفتاری زیر عنوان «ابینه ی دختر، قلعه دختر کرمان» در مجله ی باستان شناسی، شماره ی 1 و2، تهران 1338، صفحه های 105 تا 137، درباره ی شمار بسیاری از این ساختمان ها گفتگو کرده است.

5. The Geography of Strabo, Loeb Classical Library, vol. V, p. 341.

6. نگاه کنید به :

Herzfeld, Zoroaster, vol. II, p. 517.

7. مانند پیکره های 19 و 28 در :

Vermaseren, Corpus, vol. I.

8. نیز نگاه کنید به :

Pope, Survey, vol. II, p.734.

9. نگاه کنید به :

Lukonin, Persia II, pp. 44-61;cf. Mongait, op. cit. p. 296.

10. ناهید نزد یونانیان زیر نام های «انائیتیس»، «افرودیته»، «اترگتیس»، «ارتمیس» و در رم زیر نام های ونوس و دیانه شناخته می شد.

11. نگاه کنید به :

Ghirshman, Iran, p. 102.

12. نمونه ی این تندیسک ها در :

Mongait, op. cit., p. 283.

13. نگاه کنید به :

Merrifield, Roman London, pp. 172-174.

برای تندیسک هایی که در بین النهرین پیدا شده نگاه کنید به :

M. A.R.Colledge, The Parthians, London 1967, pl.17.


14. نگاه کنید به :

Herzfeld, Zoroaster, vol. II, pp. 520-526.

15. اَرِدوی به معنای «نم، آب»؛ سورا : بانوی فرمانروا.

Herzfeld, op. cit., p. 516.

16. کنیز، اوستا «کینین»، به معنای دوشیزه، دوست داشتنی (محبوبه).


بن نوشت :

برگرفته از کتاب جستار درباره ی مهر و ناهید، دکتر محمد مقدم، چاپ دوم، تهران : هیرمند 1380.


دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1633

   دیدگاه ها : (6)
1. پیامی از مهدی, فرستاده شده در تاریخ 05-آبان-1387 ساعت 13
خیلی خوب بود. یعنی خیلی بدرد من خورد 
ممنون
2. پیامی از ناهید, فرستاده شده در تاریخ 07-آبان-1387 ساعت 10
خیلی جالب بود مرسی
3. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 08-آبان-1387 ساعت 18
از آشنایی با محمد مقدم و آثار و مقالات با ارزشش خوشوقیم. در مورد بتکده کنار چیچست نگارنده یقین دارد که این همان دژ ویران شده بسطام (شهراورارتویی رؤسا)بوه است که رؤسای دوم در شمال دریاچه اورمیه بنا کرده و کی آخسارو(هوخشتره، کیخسرو) پادشاه ماد این پایگاه اورارتویی نابود و خود اورارتو را هم ساقط نمود. دژ بهمن مقر دیوان آن سوی اردبیل(در اصل اربیل) هم که وی ویران نموده همان نینوا پایتخت آشور بوده است
4. پیامی از افشین, فرستاده شده در تاریخ 10-آبان-1387 ساعت 14
جالب بود  
موفق باشی
5. پیامی از ناهید, فرستاده شده در تاریخ 11-آبان-1387 ساعت 12
خیلی جالب بود مرسی.من که خودم کنگاوریم این اطلاعات رو نداشتم خیلی به دردم خورد بازم مرسی.
6. پیامی از ندا, فرستاده شده در تاریخ 16-آبان-1387 ساعت 17
سلام خیلی عالی بودتونستم تحقیقمو تموم کنم .مرسی.موفق باشید
واپسین به روز رسانی ( 30 آبان 1387 ساعت 16:29 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  شبا خیز باش تا کار روا باشی . راستگو باش تا استوار باشی  ”
 آذرباد مارسپندان
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه