محمد مقدمتیره های گوناگونی سکایی از اروپای شرقی تا چین پراکنده بودند و همه به گویش های ایرانی سخن می گفتند. همبستگی همه ی این تیره ها از کارهای هنری آن ها که روی فلز و به ویژه زر در گورستان های آن ها بازمانده و با جانوران این سرزمین ها یا جانوران افسانه ای و خیالی آرایش یافته آشکار است.[1] گروهی از این سکاها در سیستان یا سکستان (سجستان) بودند و نام آن سرزمین از آن ها گرفته شده است.
سکاها که درباره ی چند گروه از آن ها در نوشته های داریوش نیز سخن رفته و در پیکرتراشی های بیستون نماینده ی آن ها دیده می شود، باید همان مردمانی باشند که ایزد باستانی مهر را ستایش می کردند و برای او اسب و گاو قربان می کردند و زردشت آن ها را در سرودهای گاهانی نکوهش کرده است. در تاریخ هرودوت، به ویژه در دفتر چهارم، از سکاها و رسم و راه و آیین هایشان سخن رفته است. در بخش دوم گفتگو کردیم که از روی «پیشگویی ها» سوشیانس از دختران سیستان پدید خواهد آمد،[2] در کشور خُنیرث یا کشور میانی ایران و جهان. پس سکایی بودن مهر در پیشگویی ها نیز آمده بود و همان سان که زردشتی ها چشم به راه سوشیانس از سیستان بودند فرقه های سکایی نیز همین امید را داشتند. کلاه مهر که برجسته ترین نماد مهری است نیز از کلاه سکاها چنانکه در پیکر تراشی های بیستون و روی کوزه های زرین سکایی دیده می شود [3] گرفته شده است، که مانند کلاه مهری در نقش میران در چین است. 
پارتی ها و فرمانروایان آن ها اشکانی ها که تیره ای از سکاها بودند [4] در گرگان و خراسان ماندگار بودند و سکاهای چادرنشین چه بسا به سرزمین آن ها تاخت می آوردند (سترابون، گئوگرافیکون، دفتر 11، 4:8). با آمدن مهر پارتیان و تیره های دیگر سکایی به دین او درآمدند. سترابون (دفتر 11، 6:8) درباره ی تیره ی دیگر سکایی، مساگتی ها، می گوید که آن ها هلیوس (خورشید، مهر) را ستایش می کنند. روستوفتزف، پژوهنده ی بزرگ روسی - آمریکایی، می گوید [5] سکاها همه سازمان و هویت ایرانی داشتند. هنوز با جهان ایرانی درست آشنا نیستیم با آنکه نفوذ ژرف در شهریگری و فرهنگ یونان و رم داشتند. سرمتی ها مانند سکاها ایرانی بودند و پادشاهی بوسفور یک دولت نیمه ایرانی بود. با یادمان های پیکری که از سکاها بازمانده می توانیم کار دشوار بازسازی زندگانی آن ها را انجام دهیم. روستوفتزف درباره ی این یادمان های سکایی می گوید که در گورستان های سکایی قربان کردن اسب از سده ی سوم کم می شود و به جای آن گاو قربان می شود. هنر سکایی روی چیزهایی که در این گورستان ها یافت شده در سده ی سوم پیش از میلاد [ از زمان مهر ] دگرگون شده و روی آن ها صحنه های دینی سکایی نقش شده است. برجسته ترین آن ها، که پیش از سده ی سوم در گورستان های سکایی دیده نمی شد، آیین سپند میاستر است که در دین عیسوی نقش ژرفی دارد. روی یک ظرف شراب می بینیم که بغ بزرگ ظرفی را که نوشابه ی سپند در آن پر شده به شاه می دهد. بغ و شاه هر دو سوار اسب هستند چنانکه مهر در سکه ها و پیکرهای تراشیده ی پونتوس دیده می شود. روی بسیاری از یادمان های دیگر آیین میاستر به دست بانو ناهید انجام می گیرد. در آرامگاه یک شهر بانوی سکایی همین صحنه روی یک لوحه ی سه گوش زرین دیده می شود. ناهید روی تختی با جامه ی آذینی سنگینی نشسته تاجی بر سر دارد. پشت سر او دو پریستار بانو که سر آن ها پوشیده است نشسته اند و یک شاهزاده ی سکایی از سمت راست به ناهید نزدیک می شود. ناهید شراب سپند را به او می دهد. در سمت دیگر مردی بدون ریش که جامه ی زنانه بر تن دارد با آوند گردی در دست راستش به سوی ناهید پیش می رود که شاید نوشابه ی سپند در آن است. او باید یک پیشگر یا پریستار باشد که از چهره و جامه اش برمی آید که خواجه سرا باشد. بالای صحنه، پیکر مهر در گردونه دیده می شود و بالای آن پیکر فر ایرانی است. این گونه صحنه ها روی بسیاری از لوحه های زرین دیده می شود. در ظرف شراب دیگری شاهی سوار سب دیده می شود که شراب سپند میاستر را از ناهید که روی تختی نشسته دریافت می دارد. این ظرف نیز از سده ی سوم پیش از میلاد است. روی برخی لوحه ها همراه ناهید غراب و سگ دیده می شود. این اندیشه های دینی به تراکیه که زیر فرمانروایی سکاها درآمده بود راه یافت و در جنوب بلغارستان روی یک حلقه ی زرین مانند همین صحنه دیده می شود که شاهی سوار اسب شراب سپند میاستر را از ناهید که جلوی او ایستاده دریافت می کند.
پانوشت ها :1. نگاه کنید به : T. T. Rice, The Scythians, 2nd ed., London 1958, p. 42; cf. A. Farkas in From the Lands of the Scythians, New York, pp. 8-11. 2. یشت 19، بند 22 و ویدیودات 19، بند 5؛ نیز نگاه کنید به : Herzfeld, Zoroaster, p. 301. 3. From the Lands of the Scythians, plates 17, 18. نیز نگاه کنید به پیکره های 12 و 13 که در آن ها کلاه مهری بر سر سربازان سکایی دیده می شود. همین نقش در کتاب M. I. Artamonov, Treasures from Scythian Tombs, London 1969 پیکره ی 150 نموده شده است. 4. نگاه کنید به : M. A. R. Colledge, The Parthians, London 1967, p. 25; cf. B. P. Lozinski, The Original Homeland of the Parthians, the Hague 1959. 5. M. Rostovtzeff, Iranian and Greeks in South Russia, reissue New York 1969.
بن نوشت :برگرفته از کتاب جستار درباره ی مهر و ناهید، دکتر محمد مقدم، چاپ دوم، تهران : هیرمند 1380.
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1519
1. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 24-آبان-1387 ساعت 20 در خوارزم(=سرزمین خورشیدپرستان)مهر تحت نام آمرو (بی مرگ) نامیده میشده است. این نام در فلات ایران تبدیل به میر و امیر شده است.از آثار فرهنگ میترایی-سوای آنچه که مسیحیان گرفته اند- عید قربان، زورخانه ها، مراسم بر نشستن کوسه(ایزد جوان و بی ریش کلاغ دار) و میر نوروزی بر جای مانده است. | |