برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 7 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow در سیرت پادشاهان arrow گلستان - باب اول - حکایت پانزدهم تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 12:01
 
 
 
گلستان - باب اول - حکایت پانزدهم چاپ فرستادن صفحه با نامه

یکی از وزرا معزول شد و به حلقه ی درویشان درآمد اثر برکت صحبت ایشان در او سرایت کرد و جمعیت خاطرش دست داد ملک بار دیگر بر او دل خوش کرد و عمل فرمود قبولش نیامد و گفت معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی

آنان که به کنج عافیت بنشستند          دندان سگ و دهان مردم بستند
کاغذ بدریدند و قلم بشکستند          وز دست زبان حرف گیران رستند

ملک گفتا هر آینه ما را خردمندی کافی باید که تدبیر مملکت را بشاید گفت ای ملک نشان خردمند کافی جز آن نیست که به چنین کارها تن ندهد.

همای بر همه مرغان از آن شرف دارد            که استخوان خورد و جانور نیازارد

سیه گوش [1] را گفتند تو را ملازمت صحبت شیر به چه وجه اختیار افتاد گفت تا فضله ی [2] صیدش می خورم وز شر دشمنان در پناه صولت [3] او زندگانی می کنم گفتندش اکنون که به ظلّ حمایتش درآمدی و به شکر نعمتش اعتراف کردی چرا نزدیک تر نیایی تا به حلقه ی خاصانت در آرد و از بندگان مخلصت شمارد ؟ گفت همچنان از بطش [4] او ایمن نیستم.

اگر صد سال گبر آتش فروزد              اگر یک دم درو افتد بسوزد

افتد که ندیم حضرت سلطان را زر بیاید و باشد که سر برود و حکما گفته اند از تلوّن [5] طبع پادشاهان بر حذر باید بودن که وقتی به سلامی برنجند و دیگر وقت به دشنامی خلعت دهند و آورده اند که ظرافت [6] بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان.

تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار                بازی و ظرافت به ندیمان بگذار


پانوشت ها :

1. نام حیوانی است که بیشتر پشت سر شیر راه می رود.
2. بقیه و پس مانده
3. حمله
4. سختی و سخت گیری
5. رنگ به رنگ شدن
6. شوخ طبعی

 

 
 
     
 
     
 
 
“  عقل بزرگ ترین موهبت خداوند است و به مدد آن می توان در این دنیا و آن دنیا سعادتمند شد و به یاری خرد و دانش و تفکر از وجود هر رسولی مستغنی و بی نیاز هستیم  ”   -  زکریای رازی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه