برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 4 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow در سیرت پادشاهان arrow گلستان - باب اول - حکایت یازدهم تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 13:43
 
 
 
گلستان - باب اول - حکایت یازدهم چاپ فرستادن صفحه با نامه

درویشی مستجاب الدعوة در بغداد پدید آمد حجاج [1] یوسف را خبر کردند، بخواندش و گفت دعای خیری بر من بکن، گفت خدایا جانش بستان، گفت از بهر خدای این چه دعاست ؟ گفت این دعای خیرست تو را و جمله مسلمانان را

ای زبردست زیر دست آزار         گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری          مردنت به که مردم آزاری


پانوشت :

1. مردی ظالم و ستمگر بود که از جانب عبد الملک مروان حاکم عراق بوده.

 

 
 
     
 
     
 
 
“  اگر بر هوا پری مگسی باشی و اگر بر آب روی خسی باشی، دل به دست آر تا کسی باشی  ”   -  مناجات نامه خواجه عبدالله ا
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه