نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 4 نفر میهمان
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow مهرپرستی در جهان و رابطه ی آن با مسیحیت تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 12:19
 
 
 
مهرپرستی در جهان و رابطه ی آن با مسیحیت چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 4
بدعالی 
10 مهر 1387 ساعت 09:58

مرتضی ثاقب فر

سخنرانی استاد مرتضی ثاقب فر در جشن مهرگان انجمن آریابوم در 16 مهرماه سال 1386

پس از درود و شادباش به مناسبت جشن مهرگان، اجازه بدهید درباره ی جشن مهرگان سخنی نگویم چون در سال گذشته در همین انجمن به تفضیل صحبت کرده ام و برای من تکرار یک مطلب به خصوص اگر سخن تازه ای هم نداشته باشم دشوار است و لابد عزیزان دیگر بهتر و کامل تر سخن خواهند گفت. پس امروز سخن خود را به مهرپرستی و رابطه آن با مسیحیت محدود می کنم.

استاد مرتضی ثاقب فرما درباره ی مهرپرستی در ایران و چیستی و چگونگی این کیش تقریبا هیچ چیز نمی دانیم جز مطالب یشت دهم اوستا موسوم به «مهریشت» که در ستایش ایزد مهر است. بنابراین در مورد ایران تقریبا هرچه می گوییم را باید فرضیه تلقی کرد زیرا در میهن خود مهر یعنی ایران حتی کمترین آثار باستان شناختی به اندازه ی غرب باقی نمانده است که بتوان بر اساس آن ها دست کم به فرضیه سازی پرداخت ولی خوب دیگران شجاعتش را دارند که آن چه حتی در غرب صورت فرضیه دارد با آن همه غارهای باقی مانده ی مهری و تصاویر و شمایل ها و غیره عینا به ایران تعمیم دهند و با قاطعیت اظهار نظر کنند که البته من به دلایل روشن علمی چنین شجاعتی را ندارم.

در مورد غرب که لابد می دانید از آسیای صغیر گرفته تا سراسر اروپای شرقی و اروپای غربی حتی تا انگلستان آثار مهرابه های مهری (که به مهرپرستی، میتراییسم و به مهرابه ها، «میترایوم» می گفتند) کشف شده است و بر خلاف ادعای برخی که این آثار در آسیای صغیر بیشتر است، باید گفت نه تنها در کشورهای اطراف دانوب بلکه در خود ایتالیا به خصوص شهر رم و بندر اوستیا در کنار آن آثار مهرابه های بسیار بیشتری کشف شده است چنان که در خود شهر رم و بندر کناری آن اوستیا، تعداد آن ها از 700 مهرابه تجاوز می کند.

در مورد اینکه گفته اند هواداران و مومنان مهرپرستی بیشتر لژیونرها یعنی سربازان شهروند روم (نه سربازهای عادی) و افسران و امپراتوران بوده اند نه توده مردم عادی، ‌در رد ِاین سخن تنها به این استدلال ساده اکتفا می کنم که لقبی که بعدها پس از غلبه ی مسیحیت به مهرپرستان دادند «پاگان» بود که معنای «کافر»‌ پیدا کرد. در ریشه ی این واژه ی پاگان، واژه ی «پاگانوس» لاتینی به معنای «دهقان روستایی» است که در انگلیسی و فرانسه نیز به «Peasant» و «Paysan» با همان معنا تبدیل شده است. یعنی ببینید که میتراییسم یا مهرپرستی تا چه اندازه در توده ی مردم رخنه داشته که اصلا لقب یک مهرپرست «دهقان» شده است.

درباره ی نفوذ مهرپرستی در طبقات بالا که هیچ یک از محققان غربی تردید ندارند از امپراتور نرون در حدود 60 قبل از میلاد گرفته تا دیوکلسیان و گالریوس در 311 میلادی یعنی حدود سه قرن و نیم، تقریبا همه ی امپراتوران روم دارای این مذهب بوده اند و بنابراین طبعا سناتوران و سرداران نیز چنین مذهبی داشته اند.(برای کل این بحث نگاه کنید به دیباچه ی من بر کتاب «دین مهر در ایران باستان»)

اما نکته ی درخور توجه آن است که مهرپرستی چه در اروپا و چه در ایران گرفتار سرنوشت کمابیش یکسان شد و در غرب از سوی مسیحیان پیروزمند و در ایران از سوی شاهان زرتشتی ساسانی ظاهرا هرگونه آثار آن ها نابود و از خاطره ها زدوده شد. اما آیا به راستی در هر دو منطقه این کیش سرنوشت یکسانی داشت ؟ در غرب، مسیحیت که بیشتر آداب و آیین های خود را از میتراییسم گرفته بود، [2] انگیزه ی قوی تر و بیشتری برای محو مهرابه ها و آثار مهرپرستی داشت و با این همه در سراسر اروپا که گفتیم آثار مهری بر جا مانده و کشف شده است، حال آنکه در ایران ساسانی که از سویی هدف ساسانیان فقط ایجاد وحدت مذهبی و ایدئولوژیک بود و از سوی دیگر موبدان هیچ ابایی نداشتند که سرودهای در ستایش مهر را با عنوان «مهر یشت»(یشت دهم) وارد اوستا سازند، ‌چرا هیچ گونه آثای از مهرابه ها و شمایل ها و تندیس های مهر یا وابسته به مهرپرستی باقی نمانده است ؟
این دلیل روشنی است بر اینکه شکل و ماهیت مهرپرستی در ایران با غرب متفاوت بوده است و بنابراین محققان امروزی نباید آیین های میتراییسم غربی را (که خود تا اندازه ای فرضی است و از هیچ مدرک مکتوبی جز مشتی آثار باستان شناختی اخذ نشده) عینا در مورد ایران جستجو کنند و با قاطعیت یکسان انگارند و کتاب هایی بی مدرک در این زمینه بنویسند.

مهمترین و اولین کتابی که در غرب درباره ی مجموعه ی فهرست وار آثار کشف شده ی مهرپرستی از تندیس ها و تصاویر و شمایل ها تا مهرابه ها همراه با تفسیر آن ها منتشر شد، کتاب عظیم دو جلدی «فرانس کومون» بلژیکی با عنوان «متون و یادمان های تصویری مربوط به اسرار میترا» بود که در سال های 1896 و 1899 به چاپ رسید. پس از آن بنیادی ترین کتاب به پیروی از کومون، اثر بزرگ دو جلدی «مارتن درماسرن» است با عنوان «مجموعه ی کتیبه ها و یادمان های مذهبی میتراییسم» که در سال های 1956 و 1960 در لاهه انتشار یافت.
بقیه ی آثاری که سپس و اخیرا درباره ی مهرپرستی به صورت کتاب یا مقاله انتشار یافته اند به افرادی نظیر «راجر بکر»(لیدن 1988)، «اوگو بیانکی»(لیدن 1979) و «بیانکی و ورمازِرِن»(لیدن 1982)، «مری بویس»(لیدن 1991)، «کلاوس»(مونیخ 1990) تعلق دارند و نیز گزارش های دو کنگره ی بین المللی مهرشناسی (منچستر 1974 و تهران 1975 [ کتابی که من ترجمه کرده ام ]) است که بیش از 40 محقق بین المللی در آن ها شرکت داشته و مقاله داده و سخرانی کرده اند.

فرانس کومون با آن که می پذیرد میتراییسم غربی منشا زرتشتی ایرانی دارد، ولی عالمانه تردید می کند که مهرپرستی ایرانی شباهتی به نوع غربی آن می داشته است. آثار غربی مهرپرستی (اعم از تندیس ها و تصاویر مهر در حال گاوکشی، نشانه ها و نمادهای مهری، بقایای مهرابه ها و غیره) تصویرهایشان چه در کتاب ترجمه ی من، چه در کتاب اشاره شده ی دکتر مقدم و چه در کتاب میتراییسم هاشم رضی چاپ شده اند و احتمالا امشب نیز برخی از آن ها را خواهید دید.

آنچه از مجموع این اشکال و تصاویر دریافت می شود نخست تا اندازه ای فلسفه ی آفرینش و فرجام آدمیان و موجودات است که اغلب شکل رمزی دارد و سپس سلسله مراتب مومنان است و در پایان چگونگی انجام مراسم و آیین ها در مهرابه ها است که به شکل غار ساخته می شدند که این نیز جنبه ی رمزی و نمادین داشته است. بنا به اسطوره ای که حدس زده شده، خدای خورشید پیک خود، زاغ را به سوی میترا فرستاده و دستور کشتن گاو را به میترا داده است. اما وقتی میترا گاو را می کشد، معجزه ی بزرگی رخ می دهد؛ گاو سپید به ماه تبدیل می شود، ردای میترا به گنبد آسمان با ستارگان درخشان مبدل می گردد،‌از دم و خون گاو نخستین خوشه ها و سنبله های غلات و انگور پدید می آید، از اندام تناسلی جانور نطفه ی مقدسی سرازیر می شود که هر آفریده ای بر روی زمین از همین نطفه شکل می گیرد. با مرگ گاو و آفرینش جهان، پیکار میان نیکی و بدی آغاز می شود که برابر است با وضع زندگی انسان در سراسر تاریخ.
پس از قربانی کردن گاو، میترا و ایزد خورشید با هم ضیافتی برگزار می کنند (درست همانند شام آخر مسیح)،‌ گوشت و نانی که درست به شکل صلیب است می خورند و باده می نوشند. آنگاه مهر سوار بر گردونه ی خورشید می شود و با او سراسر افلاک را می پیماید تا به پایان جهان می رسد.

چنانکه گفتیم ساختار این کیش رمزی، نیز به صورت سلسله مراتبی بود با هفت مرتبه که تقلیدی آشکار از تصور هفت طبقه ی آسمان با اشاراتی واضح به آن محسوب می شد. مومنان دارای هفت درجه بودند که هر یک نام و نمادی ویژه داشتند و از ستاره ی خاصی فرمان می بردند. این مراتب از پایین به بالا عبارت بودند از :

1. زاغ (Corax) که نشانه ی ستاره ی مرکور (تیر) به معنای پیک خدایان در اساطیر رومی بود.
2. نیمفوس (Nymphus) به معنای «عروس مذکر» و زیر فرمان ستاره ی ونوس یا ناهید و برخی گویند «کروفیوس» به معنای «پری پوشیده سر».
3. سرباز (Miles)‌ زیر فرمان ستاره ی مارس یا بهرام که در هر دو اسطوره ی رومی و ایرانی خدای جنگ بوده است.
4. شیر (Leo) زیر فرمان ژوپیتر خدای خدایان رومی برابر با زئوس یونانی.
5. پارسی (Perses) زیر نفوذ ماه.
6. پیک خورشید (Heliodromms) فرمانبردار خورشید.
7. پدر (Pater) فرمانبردار ستاره ی ساتورن یا به فارسی کیوان. مقام پدر بالاترین بود و او رهبر مومنان محسوب می شد.

اما ایزد مهر در ایران مقام و پایگاهی دیگر داشت. ایزد مهر، (به سانسکریت «میترَ»(Mitra)، به اوستایی «میثرَ»(Mithra) و به پهلوی «میتر»(Mitr)) از ایزدان کهن و بسیار محبوب هند و ایرانی است که در هند معنی های ایزد «دوستی»،‌ «قرارداد» ‌و گاه «خورشید» را برایش تعبیر کرده اند ولی در ایران و «مهریشت» بی هیچ تردید معنای «ایزد پیمان» در ارتباط با «اَشَ»‌ یعنی نظام کیهانی و نیز اجتماعی و اخلاقی را دارد. هر چند که در ایران بعد از اسلام معنای محبت و عشق را نیز یافته است. در مورد معانی دقیق مهر و ارتباط منطقی میان آن ها می توانید به بحث بسیار جامع و خوب بانو «مری بویس» در کتاب «تاریخ کیش زرتشت» ترجمه ی آقای «همایون صنعتی زاده»(صص 45 تا 53) و نیز کتاب «دین مهر در جهان باستان» ترجمه ی خود من به مقالات «نام مهر»، «میترا در هندوستان و مغان هندویی»، «ریشه شناسی و کهن ترین شواهد نام میترا» و یکی دو مقاله ی دیگر رجوع کنید،‌ چون در این جا مجال بحث بیشتری نیست.
این ایزد در ایران چنان محبوب بود که به رغم مخالفت خود زرتشت در «گاهان» با همه ی ایزدان پیش از خود توانست در سرودهای کهن «مهریشت» به حیات خود ادامه دهد و سپس نیز به «اوستای نو» ‌الحاق شود.

گذشته از آن، از زمان اردشیر دوم هخامنشی نام مهر و ناهید را در سنگ نبشته های اردشیر دوم و سوم در کنار نام اهورامزدا برای نخستین بار می بینیم که به احتمال زیاد نیایشگاه هایی نیز برایش وجود می داشته است.

اما نکته ی در خور توجه بسیار آن است که گونه ی مهر پرستی در غرب - که توصیفش را خلاصه کردیم - ، به هیچ وجه نمی توانست برای مذهب زرتشت و مومنان به آن در ایران قابل قبول باشد. زرتشت در گاهان (گاتاها) نه تنها از همه ی ایزدان پیشین هندوایرانی با نام و در واقع با دشنام کلی «دیو»(daeva) یاد می کند و آن ها را حتی سزاوار نام بردن نمی داند (حال آنکه در زبان های اروپایی این واژه به صورت های «Diva» و «Dea» و «Divus» و «Deus» و «Theos» در زبان های یونانی و لاتینی و «Dieu» در دیگر زبان های لاتینی تبار به معنای «خدا» است)، بلکه در «هات» های 29، 32 و 44 کشتن گاو، کاری یکسره زشت و اهریمنی تلقی می شود که انسان قاطعانه از آن منع شده است.

در این ارتباط گفتنی است که من در زرتشتی بودن هخامنشیان به دلیل ساده ی کتیبه های باقی مانده از آنان هیچ گاه تردید نداشته ام و مرحوم خانم «مری بویس» نیز حتی «کورش» را به درستی زرتشتی می داند.(نگاه کنید به «تاریخ هخامنشی دانشگاه خرونینگن هلند، جلد 3، مقاله ی «دین کورش» - زیر چاپ)

اما پس از سقوط هخامنشیان و برآمدن پارتیان از شرق ایران، احتمالا مهرپرستی که از زمان اردشیر دوم هخامنشی (404 تا 306 پیش از میلاد) جای پایش را در ایران تا اندازه ای استوار کرده بود، در دوره ی اشکانی به گمان من جایگاه استوارتری یافت، و با آنکه ما متاسفانه از این دوره آگاهی اندکی داریم، ‌اما از اینکه نام چهار تن از بزرگ ترین شاهان اشکانی (و نیز شاهان پونتوس ایرانی تبار در شمال ترکیه ی کنونی) مهرداد بوده است می توانیم حدس بزنیم که مهرپرستی در این دوره پیشرفت بسیار بیشتری کرده بود و در کنار مذهب زرتشتی با آزادی رواج داشته است که البته پس از قدرت گرفتن ساسانیان و سیاست وحدت مذهبی و ایدئولوژیک ایشان، از نفوذ آن رفته رفته به عنوان مذهبی جدا از دین مزده یسنا کاسته شده است.

نکته ی دیگری که قول دادم درباره اش سخن بگویم رابطه ی مهر با مسیح است که به دلیل کمبود وقت خلاصه می کنم، به ویژه که در این زمینه با تفصیل بیشتری در مقدمه ی کتاب «دین مهر در جهان باستان»‌ اشاره کرده ام و علاقه مندان می توانند به آن بنگرند. با فشردگی می گویم که اکثر آداب و آیین های مسیحیت از مهرپرستی غربی گرفته شده است و همین نشانه ی آشکار قدرت میتراییسم در روم باستان است. گذشته از روز زایش مهر (‌به معنای ضمنی «خورشید» یا مظهر و نماینده ی آن در میتراییسم غربی چنانکه بارها از مهر با عنوان «Sol invictus» یعنی «خورشید شکست ناپذیر» یاد شده است) که در واقع برابر با انقلاب زمستانی‌ و درازترین شب سال است که اکنون در ایران با نام «شب یلدا»(واژه ی سریانی به معنای «تولد») در 21 دسامبر برابر با اول دی جشن گرفته می شود و در جهان مسیحیت به دلیل تغییرات و خطاهای گاهشماری به 25 دسامبر تبدیل شده است و به عنوان «میلاد مسیح» جشن گرفته می شود، آیین های «غسل تعمید» «تناول القربان» یا «تناول عشای ربانی» که در واقع همان قرص نان «درون» زرتشتی است که به مهرپرستی و از آن جا به مسیحیت راه یافته؛ آیین «باکره ها»‌، رسم «پرهیز»، رسم «کریسماسیون»(یعنی نقش کردن برخی حروف نام مسیح)؛ تقدیس نان و شراب به عنوان گوشت و خون مسیح، خوردن تکه ای نان و پیاله ای شراب توسط نو کیش هنگام تشرف، وجود چلیپا یا صلیب به عنوان نماد آشتی بزرگ جهانی، وجود سنگاب در مدخل مهرابه و کلیسا که مومن باید هنگام ورود انگشت خود را به عنوان تطهیر در آن فرو کند، و غیره همگی در کیش های مهرپرستی و مسیحیت مشترک است، ‌حال می گذریم از جامه ی رسمی ارغوانی رنگ پاپ و حتی پاپانوئل و نیز کلاه پاپ که به آن «Mitr» می گویند و شبیه کلاه مهری است با نوک برگشته که «کلاه فرنگی» نیز گفته می شده است.

بد نیست این را نیز از قول «یوستینوس قدیس» معروف به «شهید»‌ و «فیلسوف» از پدران کلیسا (از 100 تا 165 میلادی) که در رم شکنجه و شهید شد، بشنوید که :

«شیاطین شرور از این نهاد (کلیسا) در آیین های میترایی تقلید کرده اند. در مراسم تشرف، تکه ای نان و پیاله ای آب به نو کیش می خورانند و دعاهایی را که می دانید یا می توانید بدانید می خوانند.»
(دین مهر در جهان باستان - رویه ی 512)

با این حال به گمان من نظر زنده یادان «ذبیح بهروز»‌ و «دکتر مقدم»‌ که مهر را نه ایزد بلکه انسانی واقعی انگاشته اند که مادرش ناهید بوده و در سال 271 پیش از میلاد مسیح به دنیا آمده نادرست است و چون در همان مقدمه ی خود بر کتاب «دین مهر در جهان باستان» ‌در این باره مشروحا سخن گفته ام اکنون می گذرم و از شکیبایی حاضران سپاسگزارم.


بن نوشت :

متن این نوشتار پیاده شده از سخنرانی استاد «مرتضی ثاقب فر» در مراسم جشن مهرگان انجمن آریابوم در سال 1386 است.
پیاده سازی از روی صدا و نگارش رایانه ای : مریم جهرمی
ویرایش و بازنگری : مرتضی ثاقب فر

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 676

   دیدگاه ها : (2)
1. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 20-آبان-1387 ساعت 21
نام یلدارا می توان صورت پهلوی کلمه اوستایی یار دا یعنی تقسیم سال گرفت سنت قارچ قارچ کردن هندوانه در شب یلدا و در نقطه عطف بودن و اوج بلندی بودن شب یلدا همین را میگویند.
2. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 22-آبان-1387 ساعت 18
نام کلاغ که به لاتین کورووس و به زبانهای ژرمن کورپ(=سورپ)میگردد نشانگر آن است که آیین مهرپرستی با توتم کلاغ مردم کروواسی و صربها و صوربها اعقاب سرمتهای آریایی پیوستگی داشته است و مهرپرستی رومی نه از آسیای صغیر یا ایران بلکه از اسلاف سرمتی صربوکرواتها اخذ شده است.
واپسین به روز رسانی ( 10 مهر 1387 ساعت 16:33 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  ای مردم به کسی گوش دهید که دانا و طرفدار راستی باشد  ”   -  زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه