برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان و 1 نفر کاربر به نام:
  • پيام
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های کوتاه arrow سورنا تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 13:34
 
 
 
سورنا چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 13
بدعالی 
26 خرداد 1385 ساعت 14:52

تا پیش از آمدن اسلام ، دو كشور ایران و روم همسایه بودند. وسعت خاك ایران در زمان پادشاهان اشكانی و ساسانی بسیار زیاد بود و در مغرب به حدود شام ( سوریه امروزی ) و آسیای کوچک ( صغیر ) می‌رسید.
امپراتوری (امپراطوری) روم هم تمام جنوب اروپا را در دست داشت و میان این دو کشور قوی كشور مقتدر دیگری نبود.

حكومت‌های ارمنستان و میان دو رود ( بین‌النهرین - عراق امروزی ) و شام ( سوریه ی امروزی ) كه میان این دو امپراتوری ( امپراطوری ) قرار داشتند بسیار ضعیف و كوچك بودند و فرمان‌ روایان آن‌ها گاه از پادشاهان ایران اطاعت می‌كردند و گاه تابع دولت روم می‌شدند.
در زمانی كه پادشاه « اُرُد »  اشكانی در ایران ، یكی از سواران رومی به نام « كراسوس » ، حكمران متصرفات آن كشور در مغرب آسیا شد و به سوریه و عربستان آمد. این سردار خیال جهان‌گیری و كشور گشایی در سر داشت و به طمع فتح ایران و هندوستان به آسیا آمده بود.
كراسوس بار اول با چند هزار سوار به میان دو رود ( بین النهرین ) كه در مغرب ایران قراردارد حمله برد و قسمتی از آن سرزمین را تصرف کرد. بعد به شام برگشت و آماده‌ی حمله‌ی بزرگی به ایران شد.
در این موقع « اُرُد » فرستاده ای ( پیک - سفیری ) پیش او فرستاد و پیام داد :« اگر مردم روم می‌خواهند با ایرانیان نگاره ها تزیینی استجنگ كنند ، ما خود را آماده خواهیم ساخت و با سربلندی از خاك میهنمان پدافند ( دفاع ) خواهیم كرد. ولی اگر آن‌گونه كه شنیده‌ام تو می‌خواهی برای نام آوری ( شهرت ) خود كشورگشایی كنی و به كشور من دست بیندازی ، من شخصا تو را گوشمالی می‌دهم و از هم‌اكنون از عاقبت شوم این خام طمعی آگاهت می‌كنم.»
كراسوس به فرستاده ی ( سفیر ) ایران گفت: « من پاسخ پادشاه شما را در پایتخت شما سلوكیه با شمشیر خواهم داد و موقعی كه اُرُد به دست من بیفتد ، معنی گوشمالی را به او خواهم آموخت. »
پیک (فرستاده - سفیر ) خندید و جواب داد: « اگر از كف دست من مو بروید ممكن است شما هم سلوكیه را ببینید. ما ایرانی‌ها هرگز نخواهیم گذاشت شما به میهنمان دست اندازی كنید. »
بعد از بازگشت فرستاده ( سفیر) ، دو طرف ، اسباب جنگ را ساز كردند.
كراسوس با لشكر بی‌شماری كه بیشتر آن پیاده نظام بود به میان دو رود ( بین‌النهرین ) آمد. اُرُد هم یكی از سرداران خود را كه « سورنا » نام داشت به جلوگیری او فرستاد.
سواره نظام ایران در آن موقع خیلی قوی بود و سواران ایرانی به ویژه ( مخصوصا ) در تیراندازی از راه دور مهارت داشتند و می‌توانستند بی آنكه به دشمن نزدیك بشوند ، آنها را با تیراندازی از پا درآورند. « سورنا » برای آن كه كراسوس را غافلگیر كند ، سواران خود را از نظر او پنهان داشت و چنین وانمود كرد كه می‌خواهد با پیاده نظام زد و خورد كند.
كراسوس كه دارای پیاده نظامی ورزیده و نیرومند بود ، سپاه ایران را در برابر لشكریان خود ناچیز دید و فرمان حمله داد. رومی‌ها در حالی كه دارای انواع اسلحه بودند و در صفهای فشرده و طولانی قرارداشتند ، پیش آمدند و با شمشیر و نیزه به جنگ پرداختند.
روش جنگی اشكانیان ، مخصوصا سورنا ، آن بود كه ابتدا از برابر دشمن فرار كنند. بعد از اطراف به دشمن حمله برند. در این جنگ هم پیاده نظام ایران پس از ساعتی زد و خورد رو به فرار گذاشت و رومی‌ها به گمان این كه ایرانی‌ها شكست خورده‌اند به تعقیب آن ها پرداختند و در دشت و صحرا پراكنده شدند. آن‌وقت سواران ایران به فرمان « سورنا » با نظم كامل پیش آمدند و رومی‌ها را در محاصره گرفتند. در این جنگ ، تیراندازان ایرانی كه بر لشكریان رومی برتری داشتند تلفات زیادی به ایشان وارد ساختند و كراسوس هرچه كرد نتوانست سپاه خود را جمع آوری كند و از محاصره رهائیشان دهد.
پس از ساعتی پسر كراسوس كه به « فابیوس » موسوم بود ، با عده‌ای سوار ورزیده به كمك پدر خود آمد. « فابیوس » نگاره ها تزیینی استدر اروپا فنون جنگ را بسیار خوب آموخته بود ولی از روش جنگی اشكانیان خبر نداشت. سواران ایرانی وقتی با فابیوس روبرو شدند ، برای آن كه او را هم گوشمالی دهند، كمی زد و خورد كردند و بعد رو به فرار گذاشتند. فابیوس به خیال آن كه فاتح شده ، به تعقیب آن ها پرداخت و از سواران خود دور افتاد. سپس دسته‌ی دیگری از سواره نظام ایران ، سپاه اورا هم در محاصره گرفتند و از هر طرف به جانب آن تیراندازی كردند.
وقتی كراسوس شكست خود را حتمی دید ، از سورنا تقاضای صلح كرد و قرار شد برای گفتگو در شرایط تسلیم ، به نقطه‌ی معینی بروند. اما پیش از آن كه كراسوس به محل مذاكره برسد ، توسط عده‌ای از سربازان خود به قتل رسید.
پس از این شكست ، رومی‌ها مدتی به خاك ایران تجاوز نكردند و خیال كشور گشایی به سر امپراتوران ( امپراطوران ) و سرداران آن كشور راه نیافت.

منبع:
 
خواندنی ها و سرگرمی ها از مجموعه كتاب‌های نو برای سال ششم ابتدایی ، امرداد 1336

واپسین به روز رسانی ( 12 آبان 1385 ساعت 12:07 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  مگو آن سخن کاندرو سود نیست٬ کز آن آتشت بهره جز دود نیست  ”   -  فردوسی بزرگ
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000015 ثانیه