شمار هموندان: 666 شمار برگه ها: 2275 شمار پیوندها: 26 شمار بازدیدها: 10510228
باشندگان در تارنما: 25 نفر میهمان
سخنی کوتاه درباره ی تقویم پیشین و کنونی و اختلاف آن ها
نگارش : بهزاد فرهانیه
17 شهریور 1387 ساعت 23:20
در باره ی سالنمای نوساخته ای موسوم به زرتشتی و هرج و مرج های وارد شده به گاهشماری ایرانی
تقویم هجری خورشیدی امروزی، با تغییری در مبدا آن، ادامه ی همان تقویم شهریاری ایرانی است. ایجاد مبدأهایی ساختگی و مجعول و دستکاری و نامگذاری هایی چون آریایی، میترایی، خیامی، مادی، دینی، زرتشتی و ... برای «گاهشماری ایرانی»، به جز اینکه تحریف تاریخ یک ملت و سخنانی دروغین و بدون اسناد و مدارک است، می تواند ضررهای جبران ناپذیری به ساختار گاهشماری ایرانی وارد کند.
شاید شما هم در تارنگارها تارنماهای گوناگون و اغلب سطح پایین، به اشاره ای درباره ی تقویم پیشین ایرانیان ! و تقویم کنونی و اختلاف چند روزه ی بین آن ها برخورد کرده باشید و برایتان این پرسش مطرح شده باشد که «چگونه است آن؟» در این نوع نوشتارها - که البته بیشتر آن ها رونوشت برداری از روی هم هستند - گاه نویسنده همت کرده و توضیحی درباره ی تقویم پیشین و کنونی نیز ارائه می کند که کم و بیش شبیه این جمله است:
«از آن جایی که روزهای ماه در تقویم ایران باستان 30 روز بوده و اکنون 31 روز است برای پیدا کردن زمان درست مناسبت ها باید آن ها را چند روز به عقب کشید و ...»
نخستین پرسشی که مطرح می شود این است که «تقویم پیشین» یا «تقویم ایران باستان» یا «تقویم باستانی» که از آن نام برده شده، کدام تقویم است؟ محاسبات و مشخصه هایی که بر اساس آن یک تقویم شکل می گیرد و می توان تقویم را تقویم نام نهاد چگونه انجام می شود؟ محاسبات و مشخصه هایی چون طول سال تعریف شده، نظام کبیسه گیری، روز نوروز، لحظه ی آغاز سال و مبدا سالشماری. آیا همه تقلیدی کورکورانه از تقویمی ساختگی و غیر علمی - که چند سالی است روانه ی بازار شده – نیست ؟ تقویمی که صاحبان آن بارها توسط اهل فن به مناظره دعوت شده اند و پاسخی نداده اند (یا بهتر است بگویم نداشته اند) [1]
دامنه ی این اشتباهات و سردرگمی ها هم همین چندسال اخیر رو به فزونی نهاد و آن هم به خاطر انتشار آن تقویم جعلی به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» بود که صاحبان آن همچون بسیاری از به ظاهر فرهنگ دوستان، همیشه از احساسات جوانان علاقه مند نهایت سوء استفاده را می کنند. جوانانی که در دوره ی ترویج بی سوادی، همچون آبراهه هایی کوچک در دل سنگلاخ در جستجوی پیدا کردن راهی برای پیوستن به رود اصلی و رهسپاری به سوی دریا هستند و البته که سد ِراه آنان شدن بسی راحت تر و بهتر است تا مناظره با رود و مواجهه با دریا.
ضمنا این را هم باید اشاره کرد که زرتشتیان هند و دیگر نقاط جهان و از جمله عموم زرتشتیان ایران از گاهشماری یزدگردی استفاده می کنند و این تقویم را به رسمیت نمی شناسند.(برای آگاهی بیشتر به سایت اوستا بروید)
البته برخی از طرفداران این نوع حساب و کتاب (نمی توان آن را تقویم نامید) از منتشر کنندگان آن شجاع تر هستند و گه گاه حرکت هایی برای دفاع از آن انجام می دهند. مثلا هر از چندگاهی نامه هایی با نام های مستعار اساطیری و تاریخی به نشانی تارنما فرستاده می شود که در آن ها با تکرار همان جمله که در بالا اشاره کردم متذکر می شوند که تاریخ های کاربردی ما در تارنما غلط است. یا در بحث هایی که در برخی از نشست ها پیش می آمد (حتی بعضی وقت ها به صورت گپ اینترنتی) برای دفاع، دلیل هایی می آوردند که البته نشان از عدم آگاهی ابتدایی شان از گاهشماری و تقویم بود. به قول استاد سخن سعدی :
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
بنابر این بهتر است پس از این همه گله؛ خیلی کوتاه وارد بحث گاهشماری شویم و تعریفی گذرا از تقویم و سامان آن را با هم مرور کنیم تا آشنایی اندکی بدست بیاوریم:
برای اینکه بتوانیم پژوهشی درست درباره ی رویدادی تاریخی داشته باشیم، نیاز به بررسی منابع، سندها و گزارش های معتبر تاریخی داریم و نمی توانیم از برابر قرار دادن آن ها و فرآوری نتیجه ای درست چشم بپوشیم. وقتی هم با محاسبات ریاضی سر و کار داریم باید دقیقا با دستورها و فرمول های مربوط به آن، راه را هموار کنیم. درباره ی تقویم و گاهشماری که هم موضوعی تاریخی است و هم دارای محاسبات ریاضی، دست ما تنگ تر می شود زیرا که در کنار بررسی گزارش های تاریخی، باید از قواعد ریاضی نیز پیروی کنیم. حال باید در نظر گرفت که گاهشماری رابطه ی مستقیمی با ستاره شناسی (نجوم) هم دارد و «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!»
تعریف تقویم
برای ساده بیان کردن تعریف تقویم می توان گفت که: «تقویم یکی از شیوه های اندازه گیری زمان است که در آن شمارش پیاپی و روشمند شبانه روزها از ابتدای یک شبانه روز معین آغاز می شود.»
بنا به تعریف بالا این شبانه روزها به عنوان یک واحد اندازه گیری، باید مشخصه هایی نیز داشته باشند :
نخست آنکه، شمارش این شبانه روزها باید پیاپی باشد و در میان آن ها شبانه روزی حذف یا اضافه نشود. دوم آنکه، شمارش شبانه روزها باید روشمند و دارای اصول خاصی باشد. برای آغاز شبانه روز، چهارگاه مناسب را می توان در نظر گرفت:
1- طلوع آفتاب 2- غروب آفتاب 3- نیم روز (وقتی که خورشید به بالاترین نقطه ی خود در آسمان می رسد) 4- نیمه شب (نقطه ی مقابل نیم روز)
سوم آنکه، شمارش پیاپی شبانه روزها باید از مبدا مشخصی آغاز شود. و باید توجه داشت که برای روشمند بودن شمارش پیاپی روزها باید شبانه روزها همه از یک نوع باشند.
دسته بندی شبانه روزها
ماه
برای دسته بندی تعداد شبانه روزها به عددی واقع گرایانه که بتوان آن ها را شمرد، با نگاهی به تغییرات ماه در آسمان و نگاهی دیگر بر زمان پایداری دیده شدن مجموعه های مختلف ستارگان، حدود 30 روز، یک «ماه» قرارداد شد (ماه خورشیدی یا برج) که البته در جوامع گوناگون در زمان های مختلف و در نظام های گاهشماری گوناگون، این «ماه» از 28 شبانه روز تا 32 شبانه روز متغیر است.
سال
همانطور که می دانیم مدار گردشی زمین بر دور خورشید به شکل بیضی است. همچنین محور کره ی زمین نسبت به محور خورشید انحرافی در حدود 23.5 درجه است (24 درجه در 4000 سال پیش) و همین دو علت عامل پیدایش وضعیت های گوناگون آب وهوا و گرم و سرد شدن آن و بلند و کوتاه شدن روزها و شب ها است. برای همینٰ درازای زمانی یک بار گردش زمین به دور خورشید به عنوان واحدی بزرگ تر از ماه، «سال» نامیده شد.
فصل
همانطور که گفته شد در درازای گردش زمین به دور خورشید، چگونگی آب وهوا و دما در جاهای مختلف زمین تغییر می کند، از اعتدال به گرما می رود و از گرما به اعتدال و بعد به سرما تغییر می یابد و دیگرباره به اعتدال می رسد. همینطور طول روز و شب نیز بر یکدیگر فزونی یافته و مساوی می شوند.
هفته [2]
سال خورشیدی تقویمی
زمین به طور متوسط در مدت 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه، یک بار دور خورشید می گردد که این زمان به نام «سال حقیقی» شناخته می شود. پیداست که مدت یک سال خورشیدی حقیقی از 365 شبانه روز بیشتر و از 366 شبانه روز کمتر است، و چون کوچک ترین واحد تقویمی ما شبانه روز است (به عبارت دیگر تقویم را به تعداد شبانه روزها بیان می کنیم)، بنابراین اگر مدت سال خورشیدی تقویمی را 365 شبانه روز بگیریم، مدت سال اختیار شده کوتاه تر از مدت سال خورشیدی حقیقی می شود و اگر 366 روز بگیریم بلندتر از سال خورشیدی حقیقی خواهد شد. با این حال هر تقویمی را که بر اساس گردش زمین به گرد خورشید سامان یابد - چه طول آن بلندتر از سال خورشیدی حقیقی باشد چه کوتاه تر - تقویم خورشیدی نامیده می شود.
کبیسه
اگر طول سال های تقویمی کوتاه تر از سال های حقیقی باشد (365 شبانه روز) ابتدای سال تقویمی به سال حقیقی پیشی می گیرد و اگر بلندتر باشد (366 شبانه روز) ابتدای سال تقویمی از سال حقیقی عقب خواهد ماند. برای آنکه ابتدای سال تقویمی را با ابتدای سال حقیقی تقریبا در یک میزان نگه دارند، معمولا پس از گذشت چند سال که تفاوت ابتدای سال حقیقی و تقویمی به یک شبانه روز می رسد، برای جبران کمبود سال تقویمی نسبت به طول سال حقیقی، یک شبانه روز به شبانه روزهای سال تقویمی می افزایند. مثلا در تقویم خورشیدی هجری که سال های آن 365 شبانه روزی است، تفاوت ابتدای سال خورشیدی هجری و حقیقی در مدت 128 سال، معادل 31 شبانه روز می شود و برای میزان نگه داشتن ابتدای سال تقویمی و حقیقی، در یک دوره ی 128 ساله، هر 4 سال، یک شبانه روز (جمعا 31 شبانه روز در 128 سال) به شبانه روزهای سال خورشیدی هجری اضافه می کنند که در آن سال ها سال خورشیدی 366 روز می شود. همچنین اگر طول سال تقویمی بلندتر از طول سال حقیقی باشد و ابتدای سال تقویمی از سال حقیقی عقب بماند، لازم است تا یک یا چند شبانه روز از شبانه روزهای سال تقویمی کاسته (نقصان) شود. به آن تعداد از شبانه روزها که به یک سال تقویمی افزوده می شود یا از آن کم می شود «کبیسه» گفته می شود و آن سال را «سال کبیسه» یا «سال مکبوس» می نامند.
تقویم کهن ساسانی [3]
ساسانیان برای امور آیینی و سیاسی خود سه نوع تقویم ابداع کردند:
اُشمُردیگ
این تقویم 365 شبانه روز بود بدون هیچ کسری و 12 ماه 30 روزه و یک پنجه ی 5 شبانه روزی داشت. ماه های آن از «فروردین» آغاز می شد تا «سپندارمذ» و برای روزهای ماه نیز همانند زمان اشکانیان نام هایی داشتند که از «هرمزد» آغاز می شد و به «انیران» پایان می یافت. این تقویم بیشتر در امور آیینی و مراسم سنتی کاربرد داشت و پیداست که چنین تقویمی به خاطر کوتاه بودن طول سال آن نسبت به طول سال اعتدالی، از سال های اعتدالی پیشی می گرفت. برای اینکه در ترتیب انجام مراسم و دعاها و نیایش ها خللی ایجاد نشود و فقط به خاطر تشخیص میزان پیشرفت تقویم اشمردیگ به سال اعتدالی، در پایان هر 120 سال، پنجه را از ماهی که در پایان آن قرار داشت به پایان ماه بعدی انتقال می دادند. با این کار هم میزان تقریبی پیشرفت سال اشمردیگ نسبت به سال اعتدالی را تشخیص می دادند و هم ترتیب روزهای ماه ها و نمازها و دعاها و نیایش های روزهای هر ماه، بدون تغییر باقی می ماند.
از سال 1 تا پایان سال 120 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان سپندارمذماه قرار داشت. از سال 121 تا پایان سال 240 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان فروردین ماه قرار داشت. از سال 241 تا پایان 360 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان اردیبهشت ماه قرار داشت. از سال 361 تا پایان 480 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان خردادماه قرار داشت. از سال 481 تا پایان 600 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان تیرماه قرار داشت. از سال 601 تا پایان 720 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان امردادماه قرار داشت. از سال 721 تا پایان 840 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان شهریورماه قرار داشت. از سال 841 تا پایان 960 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه در پایان مهرماه قرار داشت. در سال 961 از مبدا تقویم اشمردیگ، پنجه به پایان آبان ماه منتقل شد و دیگر تغییر نیافت.
وَهیگــَگیگ
از نام این تقویم (منسوب به وَهیگ، کبش، بره، حَمَل) پیداست که سال آن به طور نسبی اعتدالی بهاری بوده است که برای مطابقت دادن (هرچند نسبی) موقعی از سال وهیگگیگ آن را کبیسه می کردند. سال تقویم وهیگگیگ 365 شبانه روز و 5 ساعت و 48 دقیقه بود و یک دوره ی 120 ساله داشت که در این دوره 29 شبانه روز (در نوبت های 4 ساله و 5 ساله) کبیسه می شد.
سال های مکبوس در تقویم وهیگگیگ در یک دوره ی 120 ساله طبق جدول شماره 1بود.
جدول شماره 1
جدول شماره 1
نوبت های پنج سالی
نوبت های چهار سالی
5
9
13
17
21
25
29
34
38
42
46
50
54
58
63
67
71
75
79
83
87
92
96
100
104
108
112
116
120
نام ماه ها و روزهای تقویم وهیگگیگ نیز همچون تقویم اشمردیگ بود.
ماه سردیگ
در زمان ساسانیان یک تقویم ماهی (قمری) نیز رایج بود که آن را ماه سردیگ یعنی سالی که به ماه منسوب است می نامیدند.
تقویم هجری خورشیدی
چنانچه مدت زمان گردش زمین به گرد خورشید را طی مدتی نسبتا طولانی (که قدما حداقل آن را 30 سال گفته اند) رصد کنیم، متوجه می شویم که یک بار گردش زمین به گرد خورشید از تقریبا 365 شبانه روز 5 ساعت و 59 دقیقه تا تقریبا 365 شبانه روز و 5 ساعت و 39 دقیقه تغییر می کند و مهم اینکه این تغییر طول سال اعتدالی، از سالی به سال دیگر تابع هیچ نظم و قاعده ای نیست.
به منظور نظم امور جامعه و نیز سهولت در ثبت وقایع در امور مدنی متوسط حداکثر و حداقل تغییر طول سال اعتدالی را که 365 شبانه روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است اختیار شده است. از سویی - همانطور که در بالا و زیر عنوان کبیسه اشاره شد - چون کوچک ترین یکان شمارش در گاهشماری شبانه روز است و هر شبانه روز 24 ساعت و هر ساعت 60 دقیقه و هر دقیقه 60 ثانیه قرارداد شده است، کسر کوچک تر از شبانه روز سال اعتدالی طبق محاسبات این نتایج را خواهد داد که تقریبا :
در هر 4 سال، جمع کسر شبانه روزهای سال اعتدالی، معادل 1 شبانه روز می شود. در هر 29 سال، جمع کسر شبانه روزهای سال اعتدالی، معادل 7 شبانه روز می شود. در هر 33 سال، جمع کسر شبانه روزهای سال اعتدالی، معادل 8 شبانه روز می شود. در هر 128 سال، جمع کسر شبانه روزهای سال اعتدالی، معادل 31 شبانه روز می شود. در هر 673 سال، جمع کسر شبانه روزهای سال اعتدالی، معادل 163 شبانه روز می شود.
از سویی جمع کسر متوسط شبانه روزهای 4 سال اعتدالی، اندکی کمتر از یک شبانه روز و جمع کسر متوسط شبانه روزهای 5 سال اعتدالی اندکی بیشتر از یک شبانه روز می شود. بنابر این برای آنکه پیشرفت هنگام اعتدال از یک شبانه روز بیشتر نشود، لازم است که در هر 4 سال، برای جبران کمبود گاهی هر 5 سال یک شبانه روز به شبانه روزهای سال اعتدالی اضافه شود.
سال تقویمی اعتدالی 12 ماه دارد نام و تعداد شبانه روزهای هر ماه بسته به اینکه کدامیک از تقسیمات سه گانه ی شبانه روزهای سال به ماه ها (بُرجی، اندرگاهی، قانونی) مورد نظر باشد متفاوت است:
ماه های برجی
از دیرباز مجموعه ای از ستارگان را که به چشم غیر مسلح دیده می شوند به شکل و صورت برخی از جانوارن و اشیاء تصور کرده اند و مجموعه ی آن ها را صور فلکی خوانده اند. دوازده تا از این صورت های فلکی را که در نوار دایره ای به پهنای 17 درجه قرار دارند «بروج» و هریک از آن ها را «برج» و نوار دایره ای را «منطقة البروج» و دایره ای را که حرکت خورشید در منطقة البروج در امتداد آن به نظر می رسد «دایرةالبروج» نامیده می شود. مدت زمان سیر ظاهری خورشید در هریک از بروج را نیز یک «برج» نامیده اند که نام و ترتیب و متوسط سیر ظاهری خورشید در هریک از بروج دوازده گانه در جدول شماره 2 آمده است.
جدول شماره 2
جدول شماره 2
ترتیب
نام بروج
مدت زمان سیر خورشید در هر برج
فصل
شبانه روز
ساعت
دقیقه
1
بره (گوسفند / حَمَل)
30
11
38
بهار
2
گاو (ثور)
31
3
دو پیکر (جوزا)
31
7
19
4
خرچنگ (سرطان)
31
11
38
تابستان
5
شیر (اسد)
31
6
34
6
خوشه (سُنبله)
30
22
30
7
ترازو (شاهین / میزان)
30
7
19
پاییز
8
کژدم (گز دُم / عقرب)
29
22
30
9
کمان (نیمسب / قوس)
29
12
23
10
بزغاله (جَدی)
29
11
38
زمستان
11
دول (دلو)
29
12
23
12
ماهی (حوت)
30
ماه های اندرگاهی
تقویم مشهور به «جلالی» یا «ملکی» یا «سلطانی» یک تقویم اعتدالی است.[4] نام ماه های این تقویم نیز همانند نام های ماه های تقویم یزدگردی است، شش ماه نخست تقویم جلالی 31 روزه و پنج ماه بعدی 30 روزه و ماه اسفند 29 روزه (در سال های کبیسه 30 روزه) بوده است.
ماه های قانونی
به موجب قانونی که روز سه شنبه 11 فروردین ماه سال 1304 خورشیدی هجری، به تصویب مجلس شورای ملی رسید، ترتیب، نام و تعداد شبانه روزهای هرماه، به صورت شش ماه نخست سال 31 روز و پنج ماه پسین 30 روز و ماه آخر سال (اسفندماه) 29 روز تعیین شد، و قرار شد در سال های مکبوس یک شبانه روز به پایان اسفندماه افزوده شود.
تقویم یزدگردی
تقویم یزدگردی یک تقویم خورشیدی اصطلاحی است.[5] می توان واژه ی «یزدگردی» را به معنای امروزی چیزی مانند «الهی» دانست.[6] شاید با توجه به این نام «یزدگردی»، «الهی»، «دینی»، «شرعی»؛ بتوان گفت که تقویم یزدگردی، دنباله ی تقویم آیینی مزدیسنان دوره ی ساسانی باشد.[7] تقویم یزدگردی را در منابع کهن، بیشتر «فرس»، «قدیم»، «شمسیه» و «دری» خوانده اند.
سال یزدگردی 365 شبانه روز است. بدون هیچ کسری و به تبع تمام بودن شبانه روزهای سال، کبیسه نمی شود. این تقویم 12 ماه 30 روزه و یک 5 شبانه روزی به نام «مختاره»(اندرگاه، پنجه، پنجه ی دزدیده، پنجه ی مسترقه، خمسه ی مسترقه، خمسه ی دزدیده) دارد که میان ماه هشتم (آبان ماه) و ماه نهم (آذرماه) قرار می گیرد.
نام های ماه ها و نام روزهای هر ماه مانند تقویم اشمردیگ است و نام روزهای پنجه نیز این هاست : اهونَوَد، اُشتَوَد، سِپَنتمَد، وُهوخشتَر، وَهیشتوایشت که به ترتیب روزهای 241 تا 245 سال هستند. تقویم یزدگردی اکنون کاربردی را که در گذشته داشته، ندارد و به عنوان تقویمی رایج در امور مدنی محسوب نمی شود، استخراج آن تنها برای تحقیق در صحت و سقم مطابقت هایی است که در متون کهن داده می شود.
تطبیق تقویم ها
تطبیق تقویم ها به این معنی است که بدانیم فلان روز ِماه ِیک تقویم، با کدام روز ِماه ِیک تقویم دیگر برابر است. تقویمی را که دیرتر تاسیس شده تقویم موخر و تقویمی را که پیش تر تاسیس شده تقویم مقدم می نامند. بدیهی است که تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم مقدم بیشتر از تقویم موخر است :
تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم مقدم > تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم موخر
پیداست که منظور از مطابقت دو تقویم در واقع تبدیل علامت های نامساوی به علامت مساوی است.
تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم مقدم = بین التاریخین + تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم موخر تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم مقدم - بین التاریخین = تعداد شبانه روزهای سپری شده ی تقویم موخر
تقدم و تاخر تقویم ها و نیز بین التاریخین دو تقویم نسبت به یکدیگر، در جدولی که در متون تقویمی از آن به «طیلسان» یا «منبر» یاد شده است، نمود دارد.(جدول شماره 3)
جدول شماره 3
جدول شماره 3
اسکندری
میلادی ژولین
113685
اعتدالی هجری
226897
340582
قمری هجری
119
227016
340701
یزدگردی
3623
3742
230639
344324
میلادی گریگوری
347176
350799
350918
577815
691500
تعداد شبانه روزهای سپری شده ی هر تقویم را «حاصل بسط» آن تقویم می نامند.
برای تطبیق دو تاریخ از دو تقویم، حاصل بسط تقویم نخست را - که زمانش را می دانیم (معلوم) - تحقیق کرده، بین التاریخین مربوط به آن تقویم و تقویم دوم (مجهول) را بر حسب مورد، به حاصل بسط تقویم نخست (معلوم) اضافه می کنیم یا از آن کم می کنیم. حاصل این جمع یا تفریق، «حاصل بسط» تقویم دوم «مجهول» است. حال اگر حاصل بسط تقویم دوم (مجهول) را - که به دست آمد - سمره کنیم، روز تقویم دوم (مجهول) با روز تقویم نخست (معلوم) برابر خواهد شد.
روش بسط روز و ماه و سال اعتدالی هجری
1. از سال داده شده عدد 1 را کم می کنیم. 2. حاصل عمل 1 را در عدد 365 ضرب می کنیم. 3. حاصل عمل 1 را با عدد 71 جمع می کنیم. 4. حاصل عمل 3 را بر عدد 128 تقسیم می کنیم. 5. باقیمانده ی عمل 4 را در جدول شماره 4 یافته و عدد مندرج در سطر سوم همان جدول را استخراج می کنیم.
جدول شماره 4
جدول شماره 4
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
مکبوس
مکبوس
مکبوس
0
0
0
0
1
1
1
1
2
2
2
2
3
3
3
3
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
4
4
4
4
5
5
5
5
6
6
6
6
7
7
7
7
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
7
8
8
8
8
9
9
9
9
10
10
10
10
11
11
11
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
11
12
12
12
12
13
13
13
13
14
14
14
14
15
15
15
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
15
15
16
16
16
16
17
17
17
17
18
18
18
18
19
19
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
19
19
20
20
20
20
21
21
21
21
22
22
22
22
23
23
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
23
23
23
24
24
24
24
25
25
25
25
26
26
26
26
27
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128 (0)
مکبوس
مکبوس
مکبوس
مکبوس
27
27
27
28
28
28
28
29
29
29
29
30
30
30
30
31
6. خارج قسمت عمل 4 را در عدد 31 ضرب می کنیم. 7. حاصل عدد 6 را با برابر استخراج شده در عمل 5 جمع کرده و عدد 17 را از آن مجموع کم می کنیم. 8. به ازاء روز داده شده، عدد روز را از جدول شماره 5 استخراج می کنیم.
جدول شماره 5
جدول شماره 5
روزها
ماه ها
بهار
تابستان
پاییز
زمستان
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
1
1
32
63
94
125
156
187
217
247
277
307
337
2
2
33
64
95
126
157
188
218
248
278
308
338
3
3
34
65
96
127
158
189
219
249
279
309
339
4
4
35
66
97
128
159
190
220
250
280
310
340
5
5
36
67
98
129
160
191
221
251
281
311
341
6
6
37
68
99
130
161
192
222
252
282
312
342
7
7
38
69
100
131
162
193
223
253
283
313
343
8
8
39
70
101
132
163
194
224
254
284
314
344
9
9
40
71
102
133
164
195
225
255
285
315
345
10
10
41
72
103
134
165
196
226
256
286
316
346
11
11
42
73
104
135
166
197
227
257
287
317
347
12
12
43
74
105
136
167
198
228
258
288
318
348
13
13
44
75
106
137
168
199
229
259
289
319
349
14
14
45
76
107
138
169
200
230
260
290
320
350
15
15
46
77
108
139
170
201
231
261
291
321
351
16
16
47
78
109
140
171
202
232
262
292
322
352
17
17
48
79
110
141
172
203
233
263
293
323
353
18
18
49
80
111
142
173
204
234
264
294
324
354
19
19
50
81
112
143
174
205
235
265
295
325
355
20
20
51
82
113
144
175
206
236
266
296
326
356
21
21
52
83
114
145
176
207
237
267
297
327
357
22
22
53
84
115
146
177
208
238
268
298
328
358
23
23
54
85
116
147
178
209
239
269
299
329
359
24
24
55
86
117
148
179
210
240
270
300
330
360
25
25
56
87
118
149
180
211
241
271
301
331
361
26
26
57
88
119
150
181
212
242
272
302
332
362
27
27
58
89
120
151
182
213
243
273
303
333
363
28
28
59
90
121
152
183
214
244
274
304
334
364
29
29
60
91
122
153
184
215
245
275
305
335
365
30
30
61
92
123
154
185
216
246
276
306
336
366
31
31
62
93
124
155
186
9. حاصل عمل های 2 و 7 و 8 را جمع می کنیم.
تحقیق در روز هفته ی روز ماه و سال مطلوب
10. حاصل عمل 9 (حاصل بسط روز و ماه و سال داده شده) را بر عدد 7 تقسیم می کنیم. 11. باقیمانده ی عمل 10 را در جدول شماره 6 یافته و از سطر دوم همان جدول، روز هفته را استخراج می کنیم.
جدول شماره 6
جدول شماره 6
1
2
3
4
5
6
7 (0)
آدینه
شنبه
یکشنبه
دوشنبه
سه شنبه
چهارشنبه
پنج شنبه
تحقیق عادی یا مکبوس بودن سال مطلوب
12. باقیمانده ی عمل 4 را با عدد 1 جمع می کنیم. 13. حاصل عمل 12 را در سطر نخست جدول شماره 4 یافته و از سطر دوم همان جدول، عادی یا مکبوس بودن سال را استخراج می کنیم.
تشخیص سمره ی مجموع روزهای (حاصل بسط) تقویم اعتدالی هجری
1. مجموع روزهای داده شده (حاصل بسط) را با عدد 25932 جمع می کنیم. 2. حاصل عمل 1 را بر عدد 46751 تقسیم می کنیم. نکته : اگر باقیمانده ی عمل دوم صفر شد، یک واحد از خارج قسمت عمل 2 کم کرده و عدد 46751 را به باقیمانده افزوده و عملیات را ادامه می دهیم. 3. باقیمانده ی عمل 2 را بر عدد 365 تقسیم می کنیم. 4. خارج قسمت عمل 2 را در عدد 128 ضرب می کنیم. 5. حاصل عمل 4 را با خارج قسمت عمل 3 جمع کرده و عدد 70 را از آن مجموع کم می کنیم. 6. برابر عدد خارج قسمت عمل 3 در سطر اول جدول 4 را از سطر سوم همان جدول استخراج می کنیم. 7. برابر استخراج شده در عمل 6 را از باقیمانده ی عمل 3 کم می کنیم. نکته : اگر حاصل تفریق عمل 7، صفر یا عددی منفی بشود، در عمل 3 یک واحد از خارج قسمت عمل 3 کم کرده و عدد 365 را به باقیمانده ی همان عمل 3 می افزاییم و محاسبات را از عمل 4 به بعد (با توجه به خارج قسمت و باقیمانده ی عمل سوم جدید) ادامه می دهیم. 8. برابر عدد حاصل در عمل 7 را از جدول های 7 یا 8 یا 9 بر حسب مورد، استخراج می کنیم.
جدول شماره 7
جدول شماره 7
سال ها
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128 (0)
جدول شماره 8
جدول شماره 8
روزها
ماه ها
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
*
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
پنجه
1
1
31
61
91
121
151
181
211
241
271
301
331
361
2
2
32
62
92
122
152
182
212
242
272
302
332
362
3
3
33
63
93
123
153
183
213
243
273
303
333
363
4
4
34
64
94
124
154
184
214
244
274
304
334
364
5
5
35
65
95
125
155
185
215
245
275
305
335
365
6
6
36
66
96
126
156
186
216
246
276
306
336
366
7
7
37
67
97
127
157
187
217
247
277
307
337
8
8
38
68
98
128
158
188
218
248
278
308
338
9
9
39
69
99
129
159
189
219
249
279
309
339
10
10
40
70
100
130
160
190
220
250
280
310
340
11
11
41
71
101
131
161
191
221
251
281
311
341
12
12
42
72
102
132
162
192
222
252
282
312
342
13
13
43
73
103
133
163
193
223
253
283
313
343
14
14
44
74
104
134
164
194
224
254
284
314
344
15
15
45
75
105
135
165
195
225
255
285
315
345
16
16
46
76
106
136
166
196
226
256
286
316
346
17
17
47
77
107
137
167
197
227
257
287
317
347
18
18
48
78
108
138
168
198
228
258
288
318
348
19
19
49
79
109
139
169
199
229
259
289
319
349
20
20
50
80
110
140
170
200
230
260
290
320
350
21
21
51
81
111
141
171
201
231
261
291
321
351
22
22
52
82
112
142
172
202
232
262
292
322
352
23
23
53
83
113
143
173
203
233
263
293
323
353
24
24
54
84
114
144
174
204
234
264
294
324
354
25
25
55
85
115
145
175
205
235
265
295
325
355
26
26
56
86
116
146
176
206
236
266
296
326
356
27
27
57
87
117
147
177
207
237
267
297
327
357
28
28
58
88
118
148
178
208
238
268
298
328
358
29
29
59
89
119
149
179
209
239
269
299
329
359
30
30
60
90
120
150
180
210
240
270
300
330
360
جدول شماره 9
جدول شماره 9
روزها
ماه ها
بهار
تابستان
پاییز
زمستان
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
1
1
32
63
94
125
156
187
217
247
277
307
337
2
2
33
64
95
126
157
188
218
248
278
308
338
3
3
34
65
96
127
158
189
219
249
279
309
339
4
4
35
66
97
128
159
190
220
250
280
310
340
5
5
36
67
98
129
160
191
221
251
281
311
341
6
6
37
68
99
130
161
192
222
252
282
312
342
7
7
38
69
100
131
162
193
223
253
283
313
343
8
8
39
70
101
132
163
194
224
254
284
314
344
9
9
40
71
102
133
164
195
225
255
285
315
345
10
10
41
72
103
134
165
196
226
256
286
316
346
11
11
42
73
104
135
166
197
227
257
287
317
347
12
12
43
74
105
136
167
198
228
258
288
318
348
13
13
44
75
106
137
168
199
229
259
289
319
349
14
14
45
76
107
138
169
200
230
260
290
320
350
15
15
46
77
108
139
170
201
231
261
291
321
351
16
16
47
78
109
140
171
202
232
262
292
322
352
17
17
48
79
110
141
172
203
233
263
293
323
353
18
18
49
80
111
142
173
204
234
264
294
324
354
19
19
50
81
112
143
174
205
235
265
295
325
355
20
20
51
82
113
144
175
206
236
266
296
326
356
21
21
52
83
114
145
176
207
237
267
297
327
357
22
22
53
84
115
146
177
208
238
268
298
328
358
23
23
54
85
116
147
178
209
239
269
299
329
359
24
24
55
86
117
148
179
210
240
270
300
330
360
25
25
56
87
118
149
180
211
241
271
301
331
361
26
26
57
88
119
150
181
212
242
272
302
332
362
27
27
58
89
120
151
182
213
243
273
303
333
363
28
28
59
90
121
152
183
214
244
274
304
334
364
29
29
60
91
122
153
184
215
245
275
305
335
365
30
30
61
92
123
154
185
216
246
276
306
336
366
31
31
62
93
124
155
186
9. مجموع روزهای داده شده را بر عدد 7 تقسیم می کنیم. 10. برابر باقیمانده ی عمل 9 در سطر اول جدول شماره 6 را از سطر دوم همان جدول استخراج می کنیم.
حاصل عمل 5 ، سال مطلوب، برابر استخراجی در عمل 8 روز و ماه مطلوب، و برابر استخراجی در عمل 10 روز ِهفته ی مطلوب را حکایت می کند .
مثال1 : می خواهیم بدانیم روز 16 مهرماه سال 1355 خورشیدی اعتدالی هجری، چندمین روز از مبدا تقویم بوده است:
پس روز 16 مهرماه سال 1355 اعتدالی هجری «آدینه» بوده است.
حال می خوایم بدانیم که سال 1355 اعتدالی خورشیدی سالی عادی بوده است یا کبیسه:
12. 18 = 1 + 17 13. عادی (با نگاه به جدول 4) = 18
پس سال 1355 خورشیدی اعتدالی هجری سالی عادی بوده است.
بسط روز و ماه و سال یزدگردی
1. از سال داده شده عدد 1 را کم می کنیم. 2. حاصل عمل 1 را در عدد 365 ضرب می کنیم. 3. برابر روز و ماه داده شده را از محل تلاقی سطر روز و ستون ماه جدول شماره 10 استخراج می کنیم.
جدول شماره 10
جدول شماره 10
نام و ترتیب روزها
ماه ها
1
2
3
4
5
6
7
8
پنجه
9
10
11
12
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
نام
ترتیب
آذر
دی
بهمن
اسفند
هرمزد
1
1
31
61
91
121
151
181
211
اهنود
241
246
276
306
336
بهمن
2
2
32
62
92
122
152
182
212
اشتود
242
247
277
307
337
اردیبهشت
3
3
33
63
93
123
153
183
213
سپندمد
243
248
278
308
338
شهریور
4
4
34
64
94
124
154
184
214
وهوخشتر
244
249
279
309
339
سپندارمذ
5
5
35
65
95
125
155
185
215
وهشتوایش
245
250
280
310
340
خرداد
6
6
36
66
96
126
156
186
216
251
281
311
341
امرداد
7
7
37
67
97
127
157
187
217
252
282
312
342
دی به آذر
8
8
38
68
98
128
158
188
218
253
283
313
343
آذر
9
9
39
69
99
129
159
189
219
254
284
314
344
آبان
10
10
40
70
100
130
160
190
220
255
285
315
345
خور
11
11
41
71
101
131
161
191
221
256
286
316
346
ماه
12
12
42
72
102
132
162
192
222
257
287
317
347
تیر
13
13
43
73
103
133
163
193
223
258
288
318
348
گوش
14
14
44
74
104
134
164
194
224
259
289
319
349
دی به مهر
15
15
45
75
105
135
165
195
225
260
290
320
350
مهر
16
16
46
76
106
136
166
196
226
261
291
321
351
سروش
17
17
47
77
107
137
167
197
227
262
292
322
352
رشن
18
18
48
78
108
138
168
198
228
263
293
323
353
فروردین
19
19
49
79
109
139
169
199
229
264
294
324
354
بهرام
20
20
50
80
110
140
170
200
230
265
295
325
355
رام
21
21
51
81
111
141
171
201
231
266
296
326
356
باد
22
22
52
82
112
142
172
202
232
267
297
327
357
دی به دین
23
23
53
83
113
143
173
203
233
268
298
328
358
دین
24
24
54
84
114
144
174
204
234
269
299
329
359
ارد
25
25
55
85
115
145
175
205
235
270
300
330
360
اشتاد
26
26
56
86
116
146
176
206
236
271
301
331
361
آسمان
27
27
57
87
117
147
177
207
237
272
302
332
362
زامیاد
28
28
58
88
118
148
178
208
238
273
303
333
363
مارسپند
29
29
59
89
119
149
179
209
239
274
304
334
364
انیران
30
30
60
90
120
150
180
210
240
275
305
335
365
4. حاصل عمل 2 و برابر استخراج شده در عمل 3 را با هم جمع می کنیم.
تحقیق روز هفته ی روز ِماه و سال مطلوب
5. حاصل عمل 4 (حاصل بسط) ار بر عدد 7 تقسیم می کنیم. 6. باقیمانده ی عمل 5 را در سطر اول جدول شماره 11 یافته، روز هفته ی زیر آن عدد، در همان جدول را استخراج می کنیم.
جدول شماره 11
جدول شماره 11
1
2
3
4
5
6
7 (0)
سه شنبه
چهارشنبه
پنج شنبه
آدینه
شنبه
یکشنبه
دوشنبه
تشخیص سمره ی مجموع روزهای (حاصل بسط) یزدگردی
1. روزهای داده شده را بر عدد 365 تقسیم می کنیم. نکته : اگر باقیمانده ی عمل 1 صفر شد، یک واحد از خارج قسمت کم کرده و 365 واحد به باقیمانده می افزاییم. 2. خارج قسمت عمل 1 را با عدد 1 جمع می کنیم. 3. برابر روز و ماه عدد باقیمانده ی عمل 1 را از جدول شماره 10 پیدا می کنیم. 4. مجموع روزهای داده شده را بر عدد 7 تقسیم می کنیم. 5. برابر عدد باقیمانده ی عمل 4 در سطر اول جدول شماره 11 را از سطر دوم همان جدول پیدا می کنیم.
حاصل عمل 2 ، سال مطلوب، برابر استخراج شده در عمل 3، روز ِماه مطلوب، و برابر استخراج شده در عمل 5، روز هفته ی مطلوب را حکایت می کنند.
استخراج تقویم یزدگردی
چون تقویم یزدگردی کبیسه نمی شود، برای استخراج تقویم هر سال یزدگردی کافی است روز هفته ی روز اول سال مطلوب یزدگردی را تحقیق کنیم. سپس جدول شماره 10 را تنظیم کرده و روزهای هفته را به ترتیب از روز اول در آن درج می کنیم.
نکته : چون سال های یزدگردی کبیسه نمی شود و تعداد روزهای هر سال 365 شبانه روز است، برای تشخیص روز هفته ی روز اول ماه اول هر سال یزدگردی، می توان عدد سال مطلوب را بر عدد 7 تقسیم کرده و برابر باقیمانده ی این تقسیم در سطر اول جدول شماره 11 را از سطر دوم همان جدول پیدا کرد.
مثال2 : می خواهیم بدانیم روز پنجم از ماه سپندارمذ سال 100 یزدگردی چندمین روز از مبدا یزدگردی بوده است:
پس روز پنجم (سپندارمذ روز) از سپندارمذ ماه سال 100 یزدگردی «شنبه» بوده است.
چند نکته ی ساده
1. تقویمی که هم اکنون تقویم قانونی کشور است، در همه ی جهان با نام «گاهشماری ایرانی»( Persian Calendar) شناخته می شود و دقیق ترین تقویم جهان است. یکی از نقاط قوت گاهشماری ایرانی که دلیلی بر اطلاق عنوان دقیق ترین گاهشماری جهان است، ماه های 31 روزه ی آن است که موجب شده طول فصل ها کاملا برابر با فصل های طبیعی شود.
این تقویم نهایی ترین کوشش هزاران ساله ی ایرانیان برای دستیابی به دقیق ترین و طبیعی ترین تقویم بشری بوده است. بهره گیری از تقویم های ساختگی و حتی بازگشت به تقویم های واقعی باستانی، بی قدر کردن کوشش دانشمندان ایرانی است. ضمنا عموم مردم هم هرگز آن ها را نخواهند پذیرفت. برای مثال مردم همه ی سرزمین های ایرانی آیین های شب یلدا (چله) را در شامگاه سیم آذرماه برگزار می کنند و هیچ کس با هیچ تقویمی قادر نیست آن را به 24 آذر ببرد.
2. از آنجایی که تقویم اعتدالی خورشیدی تقویم رسمی کشور است و اکنون ما برای کار و زندگی عادی خود از آن بهره می بریم، باید جشن ها و مناسبت هایمان را نیز بر اساس آن و در تاریخ های روزهای آن برگزار کنیم. پیداست که اگر کسی اکنون در ایران یا هرجای جهان، بر اساس تقویم یزدگردی زندگی می کند ! باید تاریخ های مناسبت های خویش را بر اساس آن تنظیم کند و نیازی نیست برابر آن را در تقویم دیگری بیاید (زیرا این برابری برای سال های آینده معتبر نخواهد بود). برای مثال اگر شما در 16 مهرماه در تقویم اعتدالی خورشیدی هستید، آن روز، روز جشن مهرگان شماست و اگر از تقویم یزدگردی استفاده می کنید باز هم باید در روز 16 ام تقویم خود روز مهرگان را جشن بگیرید.
3. برای تبدیل تقویم ها و پیدا کردن برابر روزی از یک تقویم در تقویم دیگر هیچگاه نمی توان از دفترچه ی تقویم استفاده کرد و انتظار داشت نتیجه ی بدست آمده همیشه و در همه ی سال ها همسان باشد. برای مثال چند سال پیش عده ای روز 29 اکتبر را روز جهانی کورش نامیدند [8] و برابر آن را با زحمت بسیار ! (با گشودن تقویم جیبی خود و ورق زدن آن) 7 آبان تعیین کردند، که امسال (1387 / 2008) با کبیسه گیری در نظام گاهشماری میلادی روز 29 اکتبر برابر با 8 آبان شد.
4. وقتی طول یک سال در یک تقویم معادل شبانه روز، ساعات یا دقایقی از طول سال در تقویم دیگر کوتاه تر یا بلندتر باشد، همواره اختلاف مبدا یا هر نقطه از این دو تقویم با گذشت سال ها بیشتر یا کم تر خواهد شد. پیداست که با تعیین نقطه ای روی تقویم نخست و پیدا کردن برابر آن در تقویم بعدی نمی توان انتظار داشت که این برابری در سال آینده نیز همان باشد. مثلا می دانیم که تقویم یزدگردی یک تقویم خورشیدی اصطلاحی است، یعنی طول سال آن از طول سال حقیقی کوتاه تر است و به طبع از طول سال خورشیدی اعتدالی نیز کوتاه تر است و هر سال بیشتر از سال اعتدالی پیشی خواهد گرفت. بنابر این اگر ما نقطه ای را روی تقویم اعتدالی برابر نقطه ای از روی تقویم یزدگردی قرار دهیم در سال آینده نقطه ی ما در روی تقویم اعتدالی عقب تر خواهد بود.(تصویر زیر)
دو نوع چوب کبریت داریم که اندازه ی چوب کبریت های قهوه ای از اندازه ی چوب کبریت های مشکی کوتاه تر است، بنابر این اگر این دو نوع چوب کبریت را پشت سر هم بچینیم هرچه تعداد چوب کبریت ها بیشتر شود میزان عقب ماندن هر نقطه روی چوب کبریت های کوتاه تر (قهوه ای) بیشتر خواهد شد. پیداست که سایه ی نقطه ی تعیین شده روی چوب کبریت قهوه ای از نقطه ای که به عنوان برابر روی چوب کبریت مشکی تعیین کرده بودیم پیشی خواهد گرفت.
سخن پایانی
حال با توجه به تعریف اجمالی از تقویم ها تقویم مورد بحث که 6 روز با تقویم اعتدالی اختلاف دارد کدامیک می تواند باشد؟! با آشنایی سطحی ای که از گوشه ای از محاسبات بسیار ساده شده ی تبدیل و برابری تقویم ها بدست آوردیم، به نظر شما عدد 6 از کدام راه بدست آمده؟! آیا می توان تعداد روزهای ماه های تقویم های جعلی و دستکاری شده را با یک شیوه ی شمارشی از یک تقویم محاسبه کرد و طول سال را از تقویمی دیگر و برای کبیسه هم باری به هرجهت باشیم و منتظر تقویم قانونی کشور بشویم؟! بهتر و شایسته تر نیست با این شیوه ی پر هرج و مرج محاسبات، که تقویم های جعلی را است، مناسبت ها را هم از دیگر تقویم ها بگیریم که شهر فرنگی دیدنی تر درست کنیم؟ مثلا می توانیم «جشن گوجه فرنگی» اسپانیایی ها را بگیریم و چند روزی روی تقویم خودمان جلو عقب ببریم و به نام خودمان ثبت کنیم.
استیون هاوکینگ که بسیاری از صاحب نظران وی را بزرگ ترین دانشمند زنده ی جهان می دانند در یکی از کتاب های خود به اشتباه بودن نظریه ی پیشین خود درباره ی سیاه چاله ها اعتراف کرده و نوشته بود که سرعت پیشرفت و یافته های تازه به گونه ای است که همیشه باید اطلاعات دیروزمان را بازنگری و اصلاح کنیم. ما با داشتن دقیق ترین تقویم جهان در فکر بازگشت به تقویم های از کار افتاده ی پیشین یا بدتر از آن، تقویم های ساختگی هستیم !
2. بحث درباره ی هفته هم موضوعی شده، خیلی ها که از یافته های تازه در زمینه ی گاهشماری بی خبرند ادعا می کنند که: «در ایران باستان هفته نداشته ایم.»؛ بنابر این در حال گردآوری نوشتاری مستقل و مستند هستم درباره ی هفته در مناطق مختلف ایران، زبان های مختلف ایرانی و زمان های مختلف در ایران پیش از اسلام.
3. از آنجایی این یادداشت بیشتر به بررسی زمان درست مناسبت ها و جشن ها می پردازد و لازم است تا با تقویم های ساسانیان آشنا شویم از بررسی گاهشماری های دیگر می گذرم و در صورت لزوم در نوشتارهایی چند بخشی مفصل تر به بحث گاهشماری خواهم پرداخت که در آن با تقویم های محلی و کهن دیگر نیز آشنا خواهیم شد.
5. اگر طول سال خورشیدی از معادل ساعاتی یا دقایقی از طول سال خورشیدی کمتر باشد سال خورشیدی اصطلاحی یا سال خورشیدی وضعی یا سال خورشیدی تقویمی نامیده می شود.
6. وقتی «اکبر» بزرگ ترین شاه مغولی ِهندوستان، در پایان سده ی دهم هجری، تاریخی تاسیس کرد و آن را «الهی» نامید، نظر به چنین سابقه ای از این نام داشته است.
7. کوشیار گیلی (سده ی چهار و پنج هجری) به دینی بودن تقویم یزدگردی اشاره می کند.
8. البته چنین روزی را هیچ نهاد و سازمان رسمی ای ثبت نکرده. عده ای به ظاهر ایران دوست برای بزرگداشت کورش بزرگ، روز 29 اکتبر را انتخاب کرده اند !!! بزرگداشت کورش با تقویم میلادی و لگدمال گاهشماری ایرانی !
بن نوشت ها :
1. رضا زاده ملک، رحیم : گاهشماری، تهران، انتشارات پیام نور، چاپ دوم، 1385. 2. بهروز، ذبیح : تقویم نوروزی شهریاری، تهران، نشر چشمه، چاپ دوم، 1386. 3. بهروز، ذبیح : تقویم و تاریخ در ایران (از مجموعه ی ایران کوده)، تهران، آرمان خواه، 1331. 4. بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، ترجمه ی فارسی : اکبرداناسرشت، تهران، انتشارات ابن سینا، 1352. 5. مرادی غیاث آبادی، چکیده ای در باره ی گاهشماری جلالی.
برای آگاهی بیشتر، می توانید نوشتارهای زیر را هم ببینید:
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
بازدیدها : 3155
دیدگاه ها : (23)
1. پیامی از مهتاب, فرستاده شده در تاریخ 18-شهریور-1387 ساعت 18 درود و خسته نباشید برای نوشته جالبتان. با همه این توضیحات من قانع نشدم.روشن است که گاهشماری امروز ایران کامل است و ما زندگی روزانه خود را بر این اساس قرار می دهیم.اما شکل گیری و فلسفه جشنها موضوعی کاملا متفاوت از محاسبات سالشماری است.برای نمونه جشن چهار شنبه سوری به صورتی که امروز برگزار می شود(صرف نظر از مبدا پیدایش آن)در آخرین چهارشنبه سال برگزار می شود.این چهارشنبه می تواند هر کدام از روزهای پایانی سال باشد و از سالی به سال دیگر متفاوت است.فلسفه برگزاری بیشتر جشنهای ایرانی بر برابری نام روز با نام ماه قرار گرفته.مثلا 16 ام مهر روز خاصی برای برای ایرانیان نبوده بلکه مهر روز مهر ماه روز جشن مهرگان است. بایسته است که بدعت نو در جشنها نگذاریم.مگر اینکه قصدتان بوجود آوردن جشن گوجه فرنگی باشد. به عقیده من کار جالبی است که نام باستانی روزها در تقویم های کنونی نوشته شود ضمن اینکه فصل ها و سالهای زندگی مردم از روی گاهشماری امروز تعیین می شود و این نام گذاری تنها برای پیدا کردن جشنهای ایرانیست که به نام روزها وابسته اند.از آنجا که قصد از نامگذاری روزها بر اساس گاهشماری باستانی ایران ایجاد تقویم جدید یا احیای تقویم های قدیمی تر نیست شایسته است که در فصل بندی سال و کبیسه بودن پیرو گاهشماری امروزین باشد. شاد و پیروز باشید
2. پیامی از تارا, فرستاده شده در تاریخ 18-شهریور-1387 ساعت 18 واقعاً سر در آوردن از این محاسبه های پیچیده کار سختی است.نمیدانم چه کسی درست میگوید. اما اینرا میدانم که چون مسئولان سالنمای زرتشتی دعوت به مناظره با استاد غیاث آبادی را قبول نکرده اند حتماً یک ریگی به کفش دارند.
3. پیامی از امیر محمودی, فرستاده شده در تاریخ 18-شهریور-1387 ساعت 19 درود بر شما اگر فقط جدولها ارائه میشد یا اگر کسی فقط به جدولها نگاه کند می فهمد که تقویمی با مشخصات این تقویم دینی اصولا غلط است با سپاس از شما بخاطر این نوشتار ارزنده با اجازتون اون رو در وبلاگم قرار دادم
4. پیامی از بهرام روشن ضمیر, فرستاده شده در تاریخ 18-شهریور-1387 ساعت 21 با درود. در پاسخ به دوستی که فرمودند مسئولان سالنمای راستی درخواست مناظره از سوی آقای غیاث آبادی را نپذیرفتند، باید بگویم،مسئله فقط مسئول یک انتشاراتی نیست. ما میگوییم مهرگان، مهر روز از مهر ماه است. و ما میگوییم ماههای ایرانی دارای 30 روز با نام ایزدان و امشاسپندان هستند و نه 6 ماه 31 روزه و 5 ماه 30 روزه و 1 ماه 29 روزه. بحث را منحصر به یک کتاب و انتشارات نکنید. من پیشتر درخواست مناظره با جناب آقای غیاث آبادی را کردم که پاسخ منفی شنیدم. با سپاس از شما.
5. پیامی از بهزاد فرهانیه, فرستاده شده در تاریخ 18-شهریور-1387 ساعت 23 آقای روشن ضمیر ! از نوع نوشتار شما و «ما» گفتن تان به نظر می آید که شخصیت مهمی باشید اما متاسفانه بنده شما را نمی شناسم، اگر امکان دارد بیشتر خودتان را معرفی کنید و مقام علمی یا اجرایی، یا تالیفات خود را بنویسید.
مغلطه هایی که آقای روشن ضمیر پیش کشیدند، خیلی کهنه و نخ نما شده است : 1- کسی پای چاپخانه راستی را وسط نکشیده. منظور طراح و آن نهادهایی است که این تقویم را تهیه یا پشتیبانی می کنند و حتی اسمشان مخفی و ناشناس است. 2- موضوع تعداد روزهای ماه مطرح نیست. مسئله کلیت یک تقویم است که جعلیست. با همه ی اجزای آن از مبدا سالشماری گرفته تا شیوه ی مجهول کبیسه گیری. 3- تا آنجا که من در جریان هستم دعوت آقای غیاث آبادی هم از چاپخانه یا ناشر یا بسته بند، نبوده بلکه از مسوولان زرتشتی ای بوده که این تقویم جعلی را درست کرده اند و وانمود می کنند باستانی است. 5- همکنون خیلی ها اصالت این تقویم را زیر سوال برده اند و سکوت مسوولان منتشر کننده نیز، به این موضوع دامن زده است.
ضمنا بنده در جریان دعوت شما برای مناظره با آقای غیاث آبادی نیستم ولی می دانم که نمی توان با دعوت شخصی ناشناس و بدون مسوولیت (درباره ی این تقویم)، مسئله را ماستمالی کرد. اول باید مسوولان تقویم پاسخ پرسش های غیاث آبادی را بدهند. این جا پای نهادهای رسمی زرتشتی در میان است با یک پژوهشگر تقویم و باستان شناسی.
6. پیامی از محمد ج, فرستاده شده در تاریخ 19-شهریور-1387 ساعت 01 سلام ضمن خسته نباشید بخاطر مطلب مفیدتون خیلی خوب بود خصوصا اون کار فلشش ...
7. پیامی از سحر از انگلستان, فرستاده شده در تاریخ 19-شهریور-1387 ساعت 03 با سلام از نوع نوشته معلوم بود که سر این قضیه درگیری هست ولی چون من درباره تقویم تخصصی نداشتم قسمتی از این مقاله را برای یکی از دوستام که انگلیسی هست و تخصص ستاره شناسی داره ترجمه کردم گفت: که چی؟ چرا این مقاله رو نوشتن؟ اینها بدیهیات هستند! برام جالب بود که یه خارجی تقویم ما رو بیشتر از ما میشناسه ولی ما سرش دعوا داریم به هر حال امیدوارم مقاله ارزشمندتون مفید باشه
8. پیامی از بنفشه واعظ, فرستاده شده در تاریخ 19-شهریور-1387 ساعت 15 سلام به نظر من مثال چوب کبریت ها و نزديكی تقویم ایرانی با حالت طبیعی، کافی است که نشان دهد هر تقویم دیگری از تقویم ایرانی به مرور عقب می افتد و نمی توان با هر نوع تقویم دیگری مناسب ترین زمان مناسبت ی رابدست آورد
9. پیامی از بهنام, فرستاده شده در تاریخ 20-شهریور-1387 ساعت 00 نه گاهشمار هجري خورشیدي ایراني است و نه گاهشمار موسوم به زرتشتي. گاهشمار راستین ایراني آن است که ما زرتشتیان یزد از آن بهره مي گیریم و یادگار نیاکان ساساني ماست. انجمن موبدان باید دست از فشار به زرتشتیان بردارد و بگذارد ما گاهشمار باستاني را چاپ کنیم. ما بارها گفته ایم که مي خواهیم مانند پارسیان هند از گاهشمار اصیل خودمان بهره ببریم.
10. پیامی از امید بختیاری, فرستاده شده در تاریخ 20-شهریور-1387 ساعت 00 دوست گرامی
بهزاد
درود
نوشتار فراگیری بود و پیداست تلاش بسیاری برای گردآوری آن انجام شده است.
سپاس
11. پیامی از فرشته, فرستاده شده در تاریخ 21-شهریور-1387 ساعت 00 با سلام و وقت بخیر جناب آقای فرهانیه خداقوت , با اینکه بنده در این زمینه کمترین اطلاعاتی ندارم ولی مقاله شما برایم بسیار جالب بود.از جنابعالی و سایر همکارانتان که در جهت ارائه مطالب ارزنده مربوط به ایران باستان فعالیت دارید بی نهایت سپاسگذار هستم. امیدوارم همیشه در اوج باشید.
12. پیامی از بهرام روشن ضمیر, فرستاده شده در تاریخ 21-شهریور-1387 ساعت 13 با درود به شما جناب آقای فرهانیه. نخست اینکه کامنت من نه در پاسخ شما که در پاسخ به دوستی بود به نام تارا. اینکه شما در مقام پاسخ _آنهم اینگونه آشفته_ برآمدید کمی شگفت است. "ما" اینجا مانند بیشتر جاها به معنای اول شخص جمع است. و هیچ پیوندی به آن "ما"ی مغرورانه که شاهنشاهان به کار میبرده اند ندارد. نمیدانم چطور این برداشت را کردید. در هنگام بحث منطقی هیچ لزومی به معرفی خود، نام پدر، شماره شناسنامه، محل تولد و مدارک و مدارج نیست. باز هم شگفت است که من فقط در چند خط نظری کوتاه را بیان کرده و آنگاه با این شکل نه چندان محترمانه مورد لطف شما قرار گرفتم. به هر روی من شما را خوب میشناسم و اگرچه حضور من در برخی انجمن ها از زمان عدم حضور شما در آن محفل بود، ولی سعادت دیدار شما در چند همایش و مراسم را داشته ام. از طریق مجازی نیز مکتوبات شما و مباحثاتتان با دوست فرزانه ام مسعود لقمان را پیگیری میکردم. در جریان جستاری که در همین موضوع در اسفند سال گذشته در روزنامک نگاشتم بحثی میان شما و آقای لقمان پیش آمد. این جستار مورد توجه و سپس مباحثه من و جناب آقای غیاث آبادی قرار گرفت. و همچنین برخی دیگر از اساتید مانند دکتر دوستخواه و استاد ثاقب فر نظراتشان را به من ابراز داشتند. ولی گویا شما نه تنها توجهی به جستارها ندارید بلکه حتا ایمیل خود را نیز خوب چک نمیکنید. به هر رو... در مورد مغلطه ها! من گفتم که اصلا موضوع چاپ یا عدم چاپ نیست. اصلا فرض کنیم که هیچ نهادی این تقویم که شما آنرا جعلی و دیگری آنرا درست میخواند را چاپ نمیکند. مسئله همان است که گفتم. مهرگان، مهر روز از مهرماه است. و ماههای اصیل ایرانی دارای 30 روز مزین به نام ایزدان و امشاسپندان هستند. کسی نمیتواند سخن از جشن های اصیل ایرانی بزند و آنگاه آنها را در تقویمی که گاهی ماههایش 31 روزه و گاهی ماههایش 29 روزه هستند و کمتر از 100 سال پیش رسمی شده، بازسازی کند. گاهشماری موسوم به یزدگردی نیز اگرچه اصالت دارد ولی از کبیسه جا مانده. من این جستار و همه جستارهای چنینی را نیک خوانده و میخوانم. ولی گویا شما حوصله یا فرصت خواندن جستارهای دیگر را ندارید. در مورد آقای غیاث آبادی نیز همانگونه که مسئولان زرتشتی به گفته ایشان به دعوت ایشان پاسخی نداده اند، ایشان نیز به نوبه خود به دعوت دیگران پاسخ نداده اند. امیدواریم هرچه زودتر این گفتگوها انجام شود. با سپاس فراوان از شما.
13. پیامی از مانی.بختیار- از ش, فرستاده شده در تاریخ 22-شهریور-1387 ساعت 00 آقای فرهانیه درود بر شما. در موردِ ساختار داشتنِ گاهشماریِ ایرانی و کلیتِ سخنانتان(تا آنجایی که از کتابها رونوشت کرده اید و البته انها هم رونوشتی از کتابهای دیگر هستند) با شما موافقم اما اگر بخواهیم گاهشماریِ ایرانی را تنها یک گاهشماریِ خاص و سره بدانیم اشتباه کرده ایم. از سوی دیگر؛ بنظر میرسد شما در مقاله تان اهدافِ خاصی را دنبال می کنید و مقاله تان آنقدرها هم که اصرار دارید پژوهشی نیست. از دیدِ من، گفتارِ شما بیشتر سفارشی است تا پژوهشی. در موردِ گاهشماریِ نوینِ موسوم به زرتشتی هم زیادی سر و صدا براه انداخته اید و از انجا که بنظر میرسد شما هم بگفتِ خودتان بدون مسوولیت (درباره ی این تقویم) هستید، بیشتر در موردِ هدفِ واقعی تان از نوشتنِ این مقاله مشکوک می شوم. دوستِ عزیز! وجودِ اِشکال در گاهشماریِ موردِ اشاره ی شما را برای نخستین بار در گپ و گفتی که با دو تن از موبدان داشتم، بسیار پیشتر از این شنیدم و موضوعِ تازه و داغی نیست که برخی آنچنان \"یافتم..یافتم\" می کنند و \"نفس کش\" می طلبند. بسیار زودتر از آنچه که استادتان بخواهد آنرا مکتوب کند و همچون پیراهنِ پاره ی عثمان بر سرِ نیزه ببرد این نکته را از موبدانی که گفتم شنیده بودم. اما خودتان شاید آگاه باشید که تغییرات در چنین محیط هایی بسیار کُند رخ می دهد. دکتر نیکنام هم در مقاله شان نقاطِ اصلاحیِ آن گاهشمار را گفته اند که بسیار قابلِ تامل است و همینطور قابلِ اجرا. مقاله ی کوروشِ نیکنام را شاید بشود جمع شده ی اندیشه ها و اظهار نظراتِ مزدیسنان در اینباره دانست(البته این دیدگاهِ شخصی ِ من است) و احتمالاً اگر کمی دیگر هم پایداری و متانت پیشه کنید، درست و اصلاح خواهد شد. گاهشماری های ایرانی، نکاتِ زیادی را از هم قرض گرفته اند و یکی دو هزار سال وقت گذاشته شده تا یک گاهشماریِ دقیق از میانِ همه ی انها و بعنوانِ میانگین شان بدست بیاید. بدیدِ من اگر مزدیسنان مایل باشند گاهشماریشان را بر اساسِ گاهشماریِ دقیقتر و جدیدترِ ایرانی تنظیم کنند هم هیچ مشکلی ندارد و بهیچ وجه هم باعثِ سر افکندگی نیست. همینطور اسبابِ تمسخرِ برخی از مغرضان نیز نمی تواند باشد. اما در جامعه ی امروزِ ما کسانی هستند که خصومتِ ریشه دار با مزدیسنا دارند. یکی دو سالِ پیش بود که یکی از همین به اصطلاح اساتیدِ باستان شناس و چه و چه، مزدیسنان را متهم می کرد که تقصیرِ شماست که جوانانِ ما نمی توانند و نمی دانند چگونه جشنِ سده را برگزار کنند و مزدیسنان تقصیر کارند و جوانان را بسده راه نمی دهند. یا در کتابی بنامِ \"اوستایِ کهن\" از چند یشتِ دست و پا بریده بعنوانِ اوستایِ کهن یاد می کنند. چراکه یشتها پُرند از یشتنِ ایزدان و امشاسپندان. پژوهنده ی محترم هم زحمت کشیدند و با حذف نمودنِ بندهای یشتنِ زرتشت، امشاسپندان و مزدیسنا و کهن سازیِ آنها اوستای کُهنِشان را بیرون دادند. در کُل می خواهم بگویم با طنابِ پژوهندگانی که رطوبت را برای پاسارگاد مفید می دانند و اندر بابِ فوایدِ رطوبت برای آثارِ باستانی پاسارگاد مقاله بیرون می دهند نمی توان به چاه رفت و سپرِ بلا شد. در موردِ روزِ جهانیِ کوروش هم با کمالِ احترام باید بگویم که این به من و شما مربوط نیست که یک گروه بر مبنای چه گاهشماریی روزِ موردِ نظرش را تعیین می کند و شما ملاک و شاهینِ سنجشِ عیارِ گروههای دیگر نیستید. اگر این گروه، بر مبنای گاهشماریِ میلادی اینکار را کرده برای تحتِ تاثیر قرار دادن و ثبتِ این نام در سازمانِ ملل بوده و نه تحقیرِ گاهشمار ایرانی. البته نیک است بدانید که در این مورد هم نفرتِ برخی آقایان از برخی دیگر هم دلایلِ خاصی دارد و تنها علمی و عُرفی نیست.
14. پیامی از تیشتر از توس, فرستاده شده در تاریخ 22-شهریور-1387 ساعت 00 درود بر شما جنا ب آقای فرهانیه درود بر شما.جستاری بسیار درخور بود.بسیار شاد شدم.زمان زیادی از این بحث ها می گذرد و هیچکس پاسخگو نیست جز کسانی که سواد این رشته را دارند.من نیز به نمایندگی از بخشی از پزوهشگران تقویم های باستانی و آداب ملل ایرانی با حرف شما موافقم و لی افسوس که باز هم تعصب این بار بر روی سنت است.به هر حال در پایان راستی پیروز می شود و استدلال علمی درست خواهد بود.ممنون از شما گرامی
15. پیامی از علی خانی شوازی, فرستاده شده در تاریخ 22-شهریور-1387 ساعت 01 اینها که از اون تقویم جعلی دفاع می کنن درست مثل کسی هستند که یه پیکان 48 گوجه ای داره، موتور زانتیا روش سوار کنه و قالپاق بنز ببنده و و علامت بی ام و پچسبونه رو کاپوت، بعد به راننده بی ام و بگه بیا با هم کورس بندازیم.
16. پیامی از مجتبی عالی خانی, فرستاده شده در تاریخ 22-شهریور-1387 ساعت 16 بهزاد جان درود بر شما میدانم که برای گردآوری این مطالب تلاش بسیار کرده اید تا به طور علمی ثابت کنید که شایسته تر آن است که از گاهشماری ایرانی استفاده شود نه از تقویمهای سست بنیاد; که از شما بی نهایت سپاسگزارم.متاسفانه در این راه با بی مهریهای گروهی از دوستان مواجه شدید که بسیار زیباتر بود این گرامیان به جای تند رویها و تعصب بی مورد از استدلالهای علمی همانند این نوشتار استفاده میکردند و در پی پاسخ دادن با شیوه های علمی بر می آمدند و این را بدانند که هر دو گروه برای روشن شدن واقعیت تلاش میکنند نه برای زورآزمایی و جنگ و جدال. و طبیعی است که اختلافهایی نیز وجود دارد که نباید باعث شود طرف مقابل را غیر ایرانی و غرض ورز بخوانیم به امید آنکه انتقادهایمان سازنده باشند نه مخرب
17. پیامی از شاهرخی, فرستاده شده در تاریخ 23-شهریور-1387 ساعت 16 همیشه شک داشتم که آیا جعلی بودن تقویم زرتشتیها درسته یا نه. اما با این چند جوابی که دوستان مدافع آن تقویم دادند فهمیدم که خیلی دستشان خالی است. یعنی بجای پاسخ دادن به پرسشهایی که مطرحند به تهمتهای عجیب و غریب پرداختند. سعی کردند شخصیت محققان را تخریب کنند. این نشون میده که ظاهراً نمیتوانند از عهده دفاع بر آیند. خیلی زشته جعل و دروغ و پاپوش دوزی در لباس ایران پرستی انجام بشه. جعل و دروغ بالاخره دیر یا زود برملا میشه و روسیاهی آن باقی میمونه
18. پیامی از شیوا, فرستاده شده در تاریخ 23-شهریور-1387 ساعت 16 حق با شماست و استاد غياث آبادي و همه ی تقويم شناسان. چون تا حالا ندیده ام استادهای گاهشماري از اين تقويم زرتشتي که تازه ساخته شده دفاع کرده باشند. اصلاً در هیچ کتاب تقويمی ردي از اين نیست. خودمراجع زرتشتي هم تا حالا جواب سوال ها را نداده اند. پس قضيه حل است ولی گمان نميکنم که تقويم زرتشتی را حتي زرتشتي ها قبول داشته باشند چون من دوستی اینجا (یعنی در ونکوور) دارم که از تقويم جور ديگری استفاده مي کند. گمانم آن باشد که بهنام توی نظر 9 نوشته بود.
19. پیامی از م.بختیار, فرستاده شده در تاریخ 24-شهریور-1387 ساعت 14 دوستان! برای نتیجه گیری بهتر است بجای سبک سنگین کردنِ نظراتِ دیگر خوانندگان به ایده هایی که نویسنده در پیِ القاء آنهاست توجه کنید. نگذارید نویسنده با عدد و رقم ها و جدولها شما را گیج کند. اجازه ندهید با قیاسهای نَسَبی به نتیجه گیریِ خاصِ نویسنده هدایت شوید. توجه کنید به اینکه نویسنده چه می خواهد نتیجه بگیرد و عواقبِ نتیجه گیریَش چیست. همچنین اگر کسی فکر می کند که بنده به کسی تهمت زده ام، توهین کرده ام و پاپوش دوخته ام بهتر است نوشته ام را دوباره بخواند و بگوید تا برابر با آنچه گفته ام مدرک ارائه کنم. آقای فرهانیه! فرضم بر اینست که شما مسئولیتِ نوشته هایتان را پذیرفته اید. نخست اینکه شما دائم بر روی گرفتنِ جواب تاکید می کنید. چرا؟ در صورتیکه اگر خود را یک منتقد می دانید باید آگاه باشید که کارِ منتقد فقط آگاهی رسانی و انتقالِ وجه دیگری از حقیقت است. نقد، نوعی مقاومت است و نه بیشتر. بر همین اساس، سمجیِ برخی افرادِ بی مسئولیت(در قبالِ گاهشمار ها) که خود را دارای مسئولیت می دانند و امیدوارند بلکه از این راه به نان و نوایی برسند هم قابلِ توجیه نیست(شما را جزو این دسته نمی دانم). اگر کسی قرار است بازخواست کند، شما و من و دیگر اساتید نیستیم ما فقط می توانیم "نقد" و "اعتراض" کنیم و نظرمان را بگوییم. دیگر اینکه، شما در مقاله تان فقط از یک گاهشماریِ خاص بعنوانِ گاهشماریِ ایرانی یاد می کنید و گاهشماری های دیگر را بنامهای دیگر می نامید. آیا گاهشماریهای قدیمتر از هجریِ خورشیدی را گاهشماریِ ایرانی می دانید یا نه؟ اگر ما فقط یک گاهشماریِ ایرانی داریم روا نیست که دیگر گاهشماریها را بنامِ ایرانی بنامیم اما اگر گاهشماریِ هجریِ خورشیدیِ ما هم یک گاهشماریِ ایرانی ست، روا نیست تنها این گاهشماری را بنامِ گاهشماریِ ایرانی بنامیم.
همینطور استفاده از تقویمِ ساختگی دیگر چه اصطلاحی است و مگر ما تقویمِ غیرِ ساختگی هم داریم؟ مگر نه اینست که بسیاری تقویم ها از روی هم کپی شده اند و داده ها و محاسباتشان را بهم قرض داده اند و اصلاح شده اند؟ با این حساب باید بگوییم که گاهشمارِ هجریِ خورشیدی و گاهشمار اوستاییِ نو و..الخ هم ساختگی ست و بسیاری از داده هایَش را از دیگر گاهشمارها گرفته است. به این اصل هم توجه داشته باشید که هیچ دانشی از نخست قوی نیست و اندک اندک بر قدرتَش افزوده می شود.
در موردِ دقتِ گاهشماریی که اکنون موسوم به زرتشتیان است با شما موافقم. بنده هم دیدگاهم اینست که این گاهشماری نو بنیاد است و در تنظیمِ آن دقتِ کافی نشده. البته این گاهشمارِ نوین هم می تواند اصلاح شود. اما شَقِ دیگری هم وجود دارد و می توان گفت که اصولاً مزدیسنان حق ندارند و نباید بجز از گاهشمارِ دینیِ خودشان از هیچ گاهشمارِ دیگری استفاده کنند. در این باره دیدگاهتان چیست؟ من فکر میکنم یکی از نیکیهای دانش اینست که متعلق به هیچ گروهِ خاصی نیست و همه می توانند برای بهبودِ زندگانیِ خود از آن استفاده کنند و هیچکس نمی تواند بر دانش احساسِ "مالکیّت" داشته باشد. در موردِ این گاهشمار هم همین اصل را برقرار می دانم. البته از دیدگاهِ من این گاهشمار را بدلایلِ سیاسی و تعصباتِ دینیی که در کشورمان وجود دارد هیچگاه نمی گذارند تنظیم شود. از طرفی حقِ مزدیسنان را هم در تنظیمِ امورِ دینیِ خود بر اساسِ گاهشمارِ دقیقتر و چنانچه مایل به اینکار باشند، محفوظ و بلاشرط می دانم. در موردِ آن گروهِ کذایی اما بر روی دیدگاهم پافشاری می کنم. در مملکتی که هیچ ارزشی به یادمانها و شخصیتهای باستانیمان داده نمی شود، چنین حرکاتی را باید برخاسته از متنِ جامعه دانست. جملاتی همچون "با زحمت بسیار ! (با گشودن تقویم جیبی خود و ورق زدن آن)" هم بی انصافی و نوعی از میان بردنِ زحماتِ آن گروه است. گرچه این اصطلاح هم بگوشم آشنا بود.//از بردباری و دقتِ نظرِ نویسنده مقاله و خوانندگان سپاسگزارم
20. پیامی از بهمن, فرستاده شده در تاریخ 24-شهریور-1387 ساعت 17 كل متنی كه آقای غیاثآبادی نوشته است را با دقت خواندم اما شوربختانه از ایشان هیچ مدرك و سندی ندیدم و تنها نام چند كتاب در پایان نوشتار آمده بود. اصولا در كارهای جدی و پژوهشی دقیقا به شمارهء صفحه اشاره میشود. زیرا اینكار باعث میگردد كه اگر كسانی بخواهند پیگیری كنند، به آسانی مطلب مورد ارجاع را در كتابها بیابند تا درستی یا نادرستی گفتار مورد ادعای نویسنده برایشان روشن گردد. شما همواره در پژوهشهای آكادمیك این نكته را میبینید كه ارجاع به منابع و اسناد بصورت كاملا دقیق و روشن است. بگمانم نویسندهءاین مقاله یا تحصیلات دانشگاهی ندارد و یا اصولا با پژوهشهای آكادمیك بیگانه است و تنها چند جدول و چند گفتار پراكنده را از برخی كتابها كپی كرده و در مقالهاش گذاشته است تا در كنار این گفتارها چیزی هم از خود ببافد.
بجز نكتهای كه خدمتتان عرض كردم، نكتههائی دیگری هم با خواندن آن نوشتار به ذهن میرسد. برای نمونه نویسنده دچار تناقضگوئی شده است بگونهای كه در آغاز گفتار خود ایراد میگیرد كه گاهشماریهايی با مبدائی دیگر با نامهايی چون میترائی و خیامی و دینی و... همگی ساختگی هستند. اما برای نمونه در جای دیگری، خود، از نام گاهشماری میترائی بهره میبرد یا آنكه در بخشی دیگر به یكباره گفتار پیشین خود را فراموش میكند و میگوید نكند كه گاهشماری زرتشتی یا دینی از گاهشماری آئینی مزدیسنان دورهء ساسانی سرچشمه گرفته باشد! شگفت آنكه در پاورقی نام یكی از بزرگان و دانشمندان گیلان، گوشیار گیلی(بقول نویسنده: كوشیار!) را میآورد كه در سدهای سوم و چهارم هجری میزیسته و او از دینی بودن گاهشماری یزدگری نام برده است. يعنی نام دينی يا زرتشتی بودن گاهشماری را كه پيشتر ساختگی میدانسته، به يكباره فراموش میكند! اما نویسنده اشاره نمیكند كه این نام و این نقل قول را در كدام كتاب «كیا ابوالحسن گوشیار بن لبان بن باشهری گیلی» دیده است. این نشان میدهد كه نویسنده اصلا با منابع كهن فارسی یا منابع بسیار كهن همچون پهلوی و اوستائی و... آشنائی ندارد و تنها یك چیزهائی در جائی شنیده یا در كتابهائی خواند و خواسته است با بیان آنها اینگونه وانمود كند كه نسبت به متنهای باستانی و زبانهائی چون پهلوی، یا نسبت به متنهای سدههای آغازین اسلام مثلا آگاهی دارد!!
این نكته(آگاهی نداشتن از منابع كهن و كپی كردن بدون ارجاع از گفتار دیگران) باز هم در بخش دیگری از گفتار نویسنده خودنمائی میكند. برای نمونه او تلاش كرده است نامها و اصطلاحاتی چون تقویم، سال، فصل، ماه، هفته، روز، سال خورشیدی و كبیسه و... را تعریف كند اما روشن نمیكند كه آیا خواننده باید این تعریفها جزو بدیهیات بداند یا آنكه تنها نظر نویسنده بداند یا آنكه در كتابهای پیشینيان آمده است؟ درواقع تكلیف خواننده روشن نیست. باز آنكه، اگر نويسندهء محترم بنا را بر این گذاشته است كه نامهای سالنامهای را تعريف كند(مانند تعريف «سال خورشیدی تقویمی»)، تعریف «سال اعتدالی» كه بارها از آن نام میبرد چرا در گزارش ایشان نیامده است؟ اگر این نامها در منابع كهن آمده، چرا ایشان حتی به یكی از آنها هم اشاره نمیكند؟
از این نكتهها در نوشتار ایشان بسیار است. همانگونه كه عرض كردم ایشان یك چیزهائی از گفتار دیگران شنیده و یا در كتابهای نویسندگان امروزی خوانده است(مانند نامهای وهیگگیگ و اشمردیگ) آنگاه بدون آنكه توانائی خواندن متنهای كهن را داشته باشد و مثلا بگوید این را در فلان متن پهلوی و در بهمان صفحه دیدهام، بیكباره بكار میگیرد. البته از دید بنده كار ایشان یك خوبی دارد و یك بدی. بدی آن این است كه نام نویسندگانی كه سالها پژوهش كردهاند و كتابی چاپ كردهاند و اكنون كتابشان نایاب شده است، برده نشود و به نام دیگری ثبت شود. این كار درستی نیست. اگر نویسندهء مقاله به دنبال منبع و سند میگردد و حتی دیگران را به مناظره میخواند، دست كم خودش باید رعایت كند و برای تك تك گفتارش(نه برخی از آنها) منبع و سند ارائه كند. اما خوبی كار او این است كه باعث میگردد دوستانی كه اصلا این نامها بگوششان نخورده است اندك اندك آشنا گردند.
به هر روی، بگمانم نویسندگانی چون جناب مرادی غیاثآبادی كه تازه دارند با منابع كهن ایرانی بویژه نوشتههای پهلوی و اوستائی آشنا میشوند نخست بهتر است هر چیزی كه مینویسند را با سند ارائه كنند، آنگاه كه الفبای مقدماتی زبان پهلوی را یاد گرفتند، میتوانند تشریف بیاورند و پرسشهای خود را مطرح كنند تا پاسخ دهیم. من شنیدهام كه ایشان خط میخی هخامنشی را یاد گرفتهاند و همانگونه كه میدانید سادهترین خط باستانی خط فارسی باستان است كه در چند روز میتوان یاد گرفت. بنابراین ایشان نشان دادهاند كه توانائی یادگیری خطوط باستانی را تا اندازهای دارند و پیشنهاد میكنم كه اندك اندك زبان پهلوی را هم بیاموزند.
وگرنه كسی كه الفبای انگلیسی را نداند چگونه میتواند دربارهء نامها و اصطلاحات و رمز و رموز گفتار شكسپیر ابراز نظر كند؟ چنین كسی در حد و اندازهء مناظره كردن با مترجمان زبان انگلیسی نیست چه رسد به مناظره با ادبا و دانشمندان شكسپیرشناس!
شاد باشيد
21. پیامی از نرگس, فرستاده شده در تاریخ 24-شهریور-1387 ساعت 22 آقای بهمن نوشته که «کل متن را دقیق خوانده» و بعد جواب آقای غیاث آبادی را می دهد. آنقدر دقیق خوانده که حتی نفهمیده نویسنده آقای فرهانیه است! ضمنا بهمن خان مشخص نکرده که علاقه مندان باید در کجا خدمت ایشان برسند و پهلوی یاد بگیرند. به نظر من هم چندتا نظر بالا که گفته شده دست مدافعان این تقویم جعلی خالی است. کاملا درسته. آقای بختیار هم که میگویند بالاخره همه تقویها یک زمانی ساخته شده اند و در زمان خود نوین بودند، درسته. اما فرق بین نوین و جعلی خیلی آشکار است. یک مجسمه شبیه آثار باستانی، یک اثر نوین و هنری است. اما وقتی سازنده آن وانمود کند این مجسمه قدیمی است و نگوید اینرا تازه ساخته آنوقت به آن می گویند «جعلی». تقویم زرتشتی هم همینطوره. چون وقتی آنرا ساختند وانمود کردند که این تقویم باستانی است، میشود تقویم جعلی. بله بقول جناب شاهرخی بالاخره دروغ و جعل آشکار میشه و روسیاهی آن میماند برای دروغ پردازان و جاعل ها تا ناکام بشوند از جواب علمی و شروع کنند به تهمت و ایرادهای بنی عزرائیلی و تحقیر دانشمندان. اما من هم موافقم که این حرفهای نامربوط نشون داد که هم جواب ندارند، هم دروغشان برملا شده، هم عصبانی هستند، هم دارند خودشان را تحقیر می کنند. چرا که بقول استاد غیاث آبادی سوال خیلی واضح است: قدیمی ترین نشانه استفاده از مبدا 3740 ساله بعنوان مبدا تقویم دینی زرتشتی متعلق به چه سالی است و در کدام متن دینی از آن یاد شده است؟ این سوال خیلی اشکار و روشن است. جواب آنهم فقط یک خط میشود. بله معلومه که جواب راست به این سوال دادن. مساوی است با معلوم شدن جعلی بودن تقویم زرتشتی.
22. پیامی از بهمن, فرستاده شده در تاریخ 25-شهریور-1387 ساعت 00 با درود
در خواندن نام نويسندهء اين مقاله كه ظاهرا جناب فرهانيه بودهاند و نه رضا مرادی غياثآبادی، دچار اشتباه شدهام كه از دوستان پوزش میخواهم. گمان میكردم جناب فرهانيه تنها كپِیكنندهء مقاله بودهاند نه نويسنده.
بانو نرگس فرمودهاند كه كجا میتوانند زبان پهلوی را بياموزند. بنظر شما كسی كه هنوز نمیداند كجا بايد زبان پهلوی را آموخت، چگونه میتوان به گفتارش در زمينهء متون پهلوی و دينی زرتشتی استناد كرد؟ آيا نبايد به اين گمان بيفتيم كه او كپی كنندهء نظر ديگران بوده است نه محقق و پژوهشگر آن؟!
نكتهء ديگر اينكه، ايشان در پيامشان آوردهاند كه: \"بقول استاد غیاث آبادی سوال خیلی واضح است: قدیمی ترین نشانه استفاده از مبدا 3740 ساله بعنوان مبدا تقویم دینی زرتشتی متعلق به چه سالی است و در کدام متن دینی از آن یاد شده است؟ این سوال خیلی اشکار و روشن است. جواب آنهم فقط یک خط میشود.\"
خدمتشان عرض میكنم بنده هر پرسشی كه داشته باشيد را پاسخ خواهم داد اما يك روشی در برخورد با بیسوادان و عكاسانِ مدعی استادی(دور از جان شما و استادتان) دارم. روشم اين است كه اگر كسی ادعائی میكند، حتما بايد برايش سند و مدرك بياورد تا ادعای خود را ثابت كند. جناب غياثآبادی و جناب فرهانيه مدعی شدهاند اما نتوانستهاند ثابت كنند(در پيام پيشين در اين باره به اندازهء كافی سخن گفتهام و دوبارهگوئی نمیكنم). بنابراين گفتار ايشان «پرسشی» نبوده بلكه «ادعائی» بوده است! زمانی بنده به كسی پاسخ خواهم داد كه پرسش كند. كسی كه ادعا میكند، درواقع بايد به موضوع مورد ادعايش تسلط كامل داشته باشد نه آنكه يك چيز نادرست را بيان كند و حتی با گستاخی تمام ديگران را به مناظره بخواند و هنگاميكه میگوئيم زمينهء گفتار شما نياز به دانش و شناخت زبانهای باستانی ايران بويژه زبان پهلوی دارد، تازه به يادش بيفتد كه عاجزانه درخواست آموزشگاه زبان پهلوی را كند!
به هر روی، اگر جناب غياثآبادی يا نويسندهء محترم اين مقاله دربارهء گاهشماری ايرانيان باستان در متون كهن ايرانی چيزی میخواهند بدانند، كافيست كه ادعای خود را پس گرفته و با شجاعت به نادانی و ناآگاهی خود نسبت به انبوه كتابهای به زبان پهلوی اعتراف كنند و دست به سينه و دوزانو بنشينند و پرسشان را مطرح كنند، آنگاه شايد دلمان به رحم آمد و پاسخشان را داديم تا شايد اندكی از دريای بيكران دانش گاهشماری ايرانيان باستان آگاهی يابند.
راه ديگرش همانگونه كه پيشتر عرض كردم اين است برای ادعای خود و برای تك تك جملههايی كه میآورند(چون شوربختانه كار به اينجا كشيد، اگر میخواهند گفتارشان جدی گرفته شود، هيچ چيزی از ايشان بعنوان بديهيات، يا «میدانيم كه» پذيرفته نخواهد بود) دقيقا سندش در پاورقی بيايد نه آنكه بصورت گزينشی و بدون ارائه شمارهء صفحه يك چيزی روی هوا بگويند.
پيروز باشيد
23. پیامی از سیامک ب., فرستاده شده در تاریخ 25-شهریور-1387 ساعت 20 سرور گرامي آقاي فرهانيه اجازه مي خواهم صميمانه ترين شادباش های خود را پيشکش شما کنم. گفتاورد شما بسيار دانشانه بود و آموزنده. بجز گفتار نيک شما، از دیدگاه های نسنجیده و کورکورانه چند نفر از خوانندگان هم بسيار آموختم. شايد بشود گفت که از دیدگاه های خودپرستانه آنان بیشتر به سخنان راست و درست شما پي بردم. آرزومند کاميابي های بيشتر براي شما و همه همفکران و هم انديشان شما به ويژه دکتر غياث آبادی و استاد نازنين آقای دکتر رضازاده ملک. پويا و شادکام باشيد