نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 4 نفر میهمان و 1 نفر کاربر به نام:
  • پيام
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گزارش ها arrow سفرها arrow گزارش سفر تابستان 87 انجمن آریابوم تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 13:41
 
 
 
گزارش سفر تابستان 87 انجمن آریابوم چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 2
بدعالی 
نگارش : بهزاد فرهانیه   
21 امرداد 1387 ساعت 19:35

تعطیلات تابستانی 87 و سفر انجمن آریابوم به استان های مازندران، گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و زنجان از بامداد روز سه شنبه هشتم مردادماه به مدت 5 روز آغاز شد.

تابلو میراث فرهنگی در راه قلعه رودخان
این تابلو در باره ی ما ها صحبت می کند، البته منظورش را دقیقا متوجه نشدیم. اگر شما متوجه شدید به ما هم بگویید.

این سفر با 7 هدف مهم یعنی دیدار از روستای تاریخی ماسوله و قلعه ی رودخان در گیلان، جاده ی زیبای اسالم به خلخال، موزه ی آذربایجان شرقی، مسجد کبود و خانه ی مشروطه در تبریز و گنبد سلطانیه در زنجان و چند جاذبه ی طبیعی و اثر تاریخی دیگر، برنامه ریزی شده بود، تقریبا طبق برنامه پیش رفت.
تنها گرمی بیش از حد هوا و رطوبت استان های مازندران و گیلان و ترمیم جاده هایی در استان اردبیل، تغییراتی در مسیر سفر و زمان آن به وجود آورد.

دریاچه ی ولشت در کلاردشت نخستین جاذبه ی طبیعی بود که گروه از آن دیدن کرد.
این دریاچه به درازای 600 و پهنای 400 متر و عمق بیش از 40 متر، در فاصله ی ۱۵ کیلومتری «حسن کیف»(مرکز بخش کلاردشت) قرار دارد. آب دریاچه بوسیله چشمه ای تامین می شود که در خود دریاچه در غلیان است.
پس از دیدن دریاچه و سوختگیری در پمپ بنزین کلاردشت بدون وقفه ای دیگر به سوی جنگل عباس آباد حرکت کردیم. مسیر کلاردشت به عباس آباد که از میان جنگلی معروف به نام جنگل عباس آباد می گذرد بسیار زیبا و دیدنی و سرشار از سکوت و آرامش است. پیشتر این مسیر خاکی بود ولی در چند سال گذشته آسفالت شده بود ولی به خاطر رطوبت و ریزش های مداوم کوه و رعایت نکردن استاندارهای زیرساختی این جاده، به زودی آسفالت آن از بین رفته بود و بسیار خطرناک تر از حالت خاکی پیشین شده بود. البته جای بسی خوشحالی دارد که در این سفر شاهد بازسازی روکش آسفالت این جاده توسط راهداری بخش کلاردشت بودیم.

واپسین ایستگاه ها در استان مازندران آب گرم سادات محله و آب گرم کناری هتل رامسر بود.

پس از ورود به استان گیلان و دیدار از آبشار تقریبا خشک شده ی لاهیجان به شهر رشت رفتیم تا از آرامگاه استاد ابراهیم پورداوود و میرزاکوچک خان دیداری بکنیم.
با نشانی هایی که قبلا گرفته بودیم می دانستیم که آرامگاه استاد پورداوود نزدیک سبزه میدان رشت است. خود را به سبزه میدان رساندیم ولی متاسفانه هیچ کس آرامگاه را نمی شناخت ! حتی مسوولین ادارت دولتی ! پس از 45 دقیقه جستجو در شهر رشت، تنها توانستیم آرامگاه شهدای مشروطه را پیدا کنیم و سپس ناامیدانه این شهر را ترک کردیم تا از زمان بندی برنامه عقب نمانیم.

روستای ماسوله هدف بعدی بود که حدود پسین روز سه شنبه به آن جا رسیدیم. این روستای تاریخی با پهنه ای حدود 6.1 هکتار، چهار محله به نام های «خانه بر»، «کشه سر»، «اسدمحله» و «مسجدبر» دارد و بازاری در چهار طبقه در میان روستا قرار گرفته که هر چهار محله بطور مستقل به بافت بازار ارتباط دارند.
به خاطر تاریک شدن هوا و ازدحام بیش از حد گردشگران، به دیداری سطحی و سریع از ماسوله بسنده کردیم تا محلی برای اقامت شبانه پیدا کنیم. خوشبختانه در نزدیکی ماسوله کلبه ای چوبی در دامنه ی کوه جنگلی پیدا کردیم. شام را همان جا خوردیم و پس از استراحتی حدود 6 ساعت، 6 بامداد به سوی فومن بازگشتیم تا به قلعه ی رودخان برویم.

در شهرستان فومن توقفی نداشتیم و مستقیم به سوی قلعه رفتیم. پس از عبور از روستاهای «گشت»، «کرد محله»، «گشت رودخان»، «سیه کش»، «گوراب پس»، «ملسکام»، «سعیدآباد» و «قلعه رودخان» به روستای «حیدرآلات» رسیدیم و پس از گذر از میان این روستا، جاده را تا پارک جنگلی قلعه ی رودخان پیمودیم و در همان پارک جنگلی صبحانه ای خورده و مسیر پلکانی 1.5 کیلومتری را برای رسیدن به قلعه ی رودخان طی کردیم.
هوا دوباره رو به گرمی می رفت و رطوبت زیاد، کوهپیمایی را بسیار دشوار می کرد. اما وقتی در دل جنگل پیش تر رفتیم، نسیم ملایم کوهستانی کمی خنکمان کرد.
حدود نیمروز دیوارهای پوشیده از گلسنگ قلعه در برابرمان نمایان شدند.

قلعه رودخان، قلعه ای تاریخی است که آخرین بهره برداری از آن به دوران سلجوقیان بازمی گردد. وسعت این بنا در حدود ۲٫۶ هکتار است و طول دیوارهای قلعه ۱۵۰۰ متر است و در آن 52  برج نگهبانی ساخته شده است.
گویا در دوره ی سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است و پیشینه ی ساخت بنا به دوران پیش از اسلام (احتمالا دوران اشکانیان) می رسد.
این قلعه نام های دیگری نیز دارد مانند : «قلعه ی هزار پله»، «حسامی»، «سکسار»، «سگ سار» و «سگسال».

درباره ی قلعه ی رودخان، نوشتار مستقلی همراه با عکس های زیبایی که علیرضا حکیمی گرفته است، در بخش ایران شناخت گردآوری کرده ام که می توانید بخوانید و ببینید.

دیدار از قلعه رودخان به خاطر کوهپیمایی ای که داشت ما را از زمان بندی برنامه ی سفر بسیار عقب انداخت و چاره ای نداشتیم جز آن که تغییری کوچک در برنامه ایجاد کنیم و مسیر آستارا را حذف کنیم. بنا بر این به سرعت به سوی اسالم حرکت کردیم تا پیش از تاریک شدن هوا بتوانیم جاده ی زیبای اسالم به خلخال را بپیماییم.

البته پیش از ترک استان گیلان حیفمان آمد میهمان دریای مازندران نشویم و تنی به آب نزنیم.
بنابر این با موافقت دوستان، چند دقیقه ای در سهم 50% ای خودمان ! آب تنی کردیم و سپس به سوی استان اردبیل رهسپار شدیم.

با ورود به جاده ی اسالم به خلخال رطوبت هوا و گرمی کلافه کننده اش، کم شد. از این پس می توانستیم از طبیعت زیبای اطراف جاده بهره ی بیشتری ببریم. بر خلاف  سفر گذشته ی مان که جاده سراسر مه گرفته بود و میدان دید حدود 5 متر بیشتر نبود، این بار هوا صاف و بهاری بود و فقط در بالاترین بخش های کوه، مهی اندک زیبایی دو چندانی ایجاد کرده بود.
ما مجبور بودیم از شمار توقف ها بکاهیم و بر سرعت اضافه کنیم تا پیش از تاریک شدن هوا به جایی برای اقامت شبانه برسیم. برای همین در آب گرم گیوی توقف نکردیم و به سوی اردبیل رفتیم.
هوا کاملا تاریک شده بود که به شهر اردبیل رسیدیم و سرراست به میهمان سرایی رفتیم که از قبل برای یک شب ماندن، هماهنگ کرده بودیم.
یکی از دوستانمان از سرعین خبر داد که اگر صبح زود خود را به سرعین نرسانید با ازدحام گردشگران مواجه خواهید شد و برای استفاده از آب گرم های سرعین باید مدت ها در صف بمانید. برای همین بامداد روز چهارشنبه به سرعت به سوی سرعین رفتیم و پس از خوردن صبحانه (خامه ی محلی و عسل - بال قیماق)، به آب گرم «گاومیش گلی» رفتیم.
سرعین شهری کوچک در 28 کیلومتری غرب اردبیل است با پهنه ای بیش از 1.280.000 متر مربع و بلندی میانگین شهر از سطح دریا 1650 متر می باشد.
آب معدنی هایی که در سرعین قرار دارند تا آنجا که من اطلاعات کسب کردم این ها هستند : «سبلان»، «بئش باجیلار»، «گاومیش گلی»، «ژنرال»، «قره سو»، «قهوه خانه یعقوب»، «پهنلو»، «حمام شفا»، «ساری سو»، «قهوه خانه همت»، «یل سوئی»، «ارجستان»، «گوز سوئی»، «گوز سوئی آتشگاه»، «بیله درق»، «چشمه اسد» و «چشمه بئیش بولاغی». (برای آگاهی بیشتر نوشتار مستقل سرعین را در بخش ایران شناخت ببینید)

دو ساعت پیش از نیمروز بر خلاف حرکت گردشگران که به سمت سرعین می آمدند ما به سوی استان آذربایجان شرقی و شهر تبریز راه افتادیم.

یک ساعت پس از نیمروز به تبریز رسیدیم و به پیشنهاد بنده - که بعدا بسیار از این پیشنهاد پشیمان شدم - برای خوردن ناهار به بازار تبریز رفتیم. خیلی پیشترها با پدرم برای خوردن ناهار به غذاخوری قدیمی ای که در میان بازار کلاه فروشان تبریز بود رفته بودم و طعم غذایش مدت ها بود که در خاطرم مانده بود. ولی متاسفانه این بار گویا با مشهور شدن این چلوکبابی اوضاع به کلی دگرگون شده بود. غذا آن غذای تبریزی خوشمزه نبود و خدمات هم 25 دقیقه پس از نشستن ما دور میز به صورت ناقص داده شد و از همه بدتر آخر کار نفری 10 هزار تومان بابت این غذا و خدمات، پرداخت کردیم. حیفم می آید وقتی می بینم سنت هایمان بها داده نمی شوند و از بین می روند و وقتی هم بها داده می شوند آنچنان از خود بی خود شده و دگرگون می شوند که فرقی با از بین رفتن نمی کنند.

موزه تبریز
موزه آذربایجان شرقی - تبریز

نخستین جایی که در شهر تبریز برای بازدید رفتیم، موزه ی آذربایجان شرقی بود. این موزه در نوع خود به نظر من کم نظیر است. هم از لحاظ شمار آثار هم از لحاظ چیدمان و ترتیب و هم از لحاظ تک بودن اشیاء. این موزه پهنه ای حدود 3000 متر مربع دارد و در سال 1341 گشایش یافته. موزه ساختمانی 3 طبقه است که حدود2300 شیء ثبت شده در آن وجود دارد. در طبقه ی همکف آثار باستانی از پیش از تاریخ تا پایان دوران ساسانی قرار دارد و در طبقه ی دوم آثار دوران اسلامی به اضافه ی مهرها و سکه هایی از دوران های مختلف پیش از اسلام و دوران اسلامی در تالاری جداگانه به نمایش گذاشته شده اند.
در طبقه ی زیر همکف نیز پیکره هایی ساخته ی هنرمند تبریزی، آقای احد حسینی به نمایش گذاشته شده است.

موزه ی تبریز در همسایگی مسجد کبود است و پس از دیدن همه ی بخش های موزه بدون فاصله به مسجد کبود رفتیم.
آن گونه که روی تابلوی ورودی در مسجد نوشته شده بود، بنای مسجد در سال  870 ه  ق  در دوره ی جهانشاه  قراقویونلو و با نظارت  صالحه  خاتون  دختر جهانشاه بنا شده.
بنای مسجد شامل سردر، شبستان و مقبره می باشد که سردر آن رو به شمال واقع شده و در کنار آن ستون هایی متصل به بنا به شکل مارپیچ بالا رفته و در قسمت  فوقانی هلال بیضی شکلی وجود دارد. پس از سردر و دهلیز واقع در پشت آن شبستان بزرگ مسجد به  ابعاد 16.5 متر قرار گرفته که در سه طرف شمالی و غربی و شرقی آن شبستان رواقی به عرض 4.40 متر باطاق های ضربی و گنبدهای کم خیز وجود دارد.
قسمت جنوبی بنا به شبستان کوچکی موسوم به مقبره راه دارد.
این  مسجد در سال  1193 ه ق. در اثر زلزله ویران  شده بود که از این بنای عظیم و نفیس فقط  سردر و چند جرز پایه های شبستان باقی مانده بوده است. در سال های 1318 و 1319 بعد از 8 سال  ثبت تاریخی، تعمیراتی در طاق و سردر شمالی آن به عمل آمد و در سال های پس از انقلاب نیز با بودجه و نظارت انجمن آثار ملی و سازمان ملی حفاظت آثار باستانی سابق و توسط استاد رضا معماران معمار هنرمند تبریزی دوباره بازسازی شد.

درباره ی مسجد کبود نیز نوشتار مستقلی در بخش ایران شناخت گردآوری کرده ام که می توانید آن جا درباره ی این بنای با شکوه بیشتر بخوانید و ببینید.

«خانه ی مشروطه» نیز از مکان هایی بود که در سفر گذشته، موفق به دیدن آن نشده بودیم. بنابر این پس از مسجد کبود بدون از دست دادن وقت به خانه ی مشروطه رفتیم. خانه ی مشروطه در واقع خانه ی مرحوم «حاج میرزا مهدی کوزه کنانی» از بازرگانان خوشنام تبریزی است که به پاس خدمات و مجاهداتش در انقلاب مشروطیت با لقب «ابوالمله» از او یاد شده است.

تابلو خداحافظ تبریز
تابلویی به نام خداحافظ تبریز در موزه مشروطه تبریز

این خانه در کنار بازار بزرگ تبریز و در محله ی قدیمی «راسته کوچه» واقع شده و در زمان انقلاب مشروطه و پس از آن محل تجمع سران و بازماندگان صدر مشروطه از جمله ستارخان، باقرخان، ثقه الاسلام، حاج میرزا آقا فرشی، حاج میرزا حسین واعظ و اکثر مشروطه خواهان بوده است. خانه ی مشروطه در سال ۱۲۴۷ خورشیدی به دست حاج ولی معمار تبریزی ساخته شده و در سال ۱۳۴۴ توسط مالکان جدید آن مرمت گردیده است.
مساحت خانه بیش از ۹۳۰ مترمربع می باشد و در دو طبقه ساخته شده و توسط سرسرای زیبایی به طبقه اول دسترسی دارد.
نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سرستون های گچبری استوار شده و داخل آن با آیینه و شیشه های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه ی اول ۶ اتاق و سرسرا و در طبقه ی دوم یک سالن بزرگ (طنبی) به ابعاد ۶×۹ متر و ۶ اتاق در اطراف سرسرا وجود دارد.
جالب ترین قسمت بنا سرسرا و اتاق مشرف به حیاط در طبقه ی دوم است که در آن در و پنجره های مشبک با شیشه های الوان بکار رفته است.

اتاق های جانبی (گوشوار) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته ی هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرح های برجسته ی اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است. مصالح بکار رفته در ساختمان سنگ و آجر و خشت می باشد.
این بنا از سال 1375 تبدیل به موزه شده و اسناد، تصاویر و یادگارهای با ارزشی از دوران مشروطه و رهبران آن انقلاب در آن نگهداری می شود.

از مهمترین اسناد و اموالی که در موزه ی مشروطه وجود دارد می توان به تپانچه کمری ستارخان، قلمدان و عینک و دستخط شهید ثقه الاسلام، دفترچه هزینه های نهضت مشروطه به قلم حاج مهدی کوزه کنانی، مهر انجمن های انقلابی آذر بایجان، فرش و تابلو فرش های مشروطه، اقسام مجلدات و روزنامه های دوران انقلاب مشروطه اشاره کرد.

در این موزه تندیس هایی از شخصیت ها و مجاهدین صدر مشروطیت همچون ستارخان، باقرخان، میرزامهدی کوزه کنانی، حسین خان باغبان، علی مسیو، شهید ثقه الاسلام، جهانگیر خان صور اسرافیل، میرزا ابراهیم آقا صبا، میرزا اسماعیل نوبری و ... به نمایش گذاشته شده است و تصاویر بسیار تاریخی و قیمتی از دوران انقلاب مشروطه زینت بخش دیوارهای این خانه ی تاریخی می باشد.

پس از دیدار طولانی ای از خانه ی مشروطه برای صرف شام و استراحت و آمادگی برای ادامه ی سفر به استان زنجان و دیدار از گنبد سلطانیه به خانه ی دوست گرامیمان آقای مهدی شبستری رفتیم.
شب هنگام که برای برنامه ی فردا با دوست تبریزیمان مشورت می کردیم به پیشنهاد و راهنمایی ایشان برنامه ی سفر به روستای کندوان را به سفری آینده موکول کردیم  تا در آن سفر از روستای کندوان، قلعه ی بابک و قلعه ی ضحاک دیدن کنیم. بنا بر این روز آخر سفر، کمی دیرتر از خواب بیدار شدیم و به سوی آخرین هدفمان در این سفر یعنی گنبد سلطانیه ی زنجان به راه افتادیم. اما پیش از ورود به آزادراه زنجان در کنار قوری گل هم ایستادیم تا هم استراحتی کوتاه بکنیم هم چایی ای بنوشیم.

پس از آن وارد آزاد راه زنجان شدیم و تا زنجان از آزاد راه ادامه ی مسیر دادیم ولی متاسفانه به خاطر نبود دسترسی مستقیم از آزاد راه تهران - زنجان به گنبد سلطانیه مجبور شدیم به جاده ی قدیم تهران - زنجان برویم. و واقعا جای تاسف دارد که این بنای عظیم و این مجموعه که به عنوان هفتمین اثر جهانی ایران ثبت شده است از آزادراه خروجی ای ندارد.

گنبد سلطانیه - که نوشتاری مستقل در بخش ایران شناخت برای آن گردآوری شده است - بزرگ ترین گنبد آجری جهان است که در شهر سلطانیه ی استان زنجان، در 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر زنجان و در 54 کیلومتری شهرستان ابهر قرار دارد. گنبد هشت ضلعی سلطانیه، با داشتن بیش از 54 متر ارتفاع به عنوان شگفتی معماری ایرانی در دوره ی ایلخانی شناخته می شود. این بنای تاریخی بیش از 700 سال قدمت دارد و در سال 1384 به عنوان هفتمین اثر ایران در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. گنبد سلطانیه پس از كلیسای جامع مریم مقدس در فلورانس ایتالیا و مسجد ایاصوفیه در استانبول سومین بنای عظیم آجری در جهان به شمار می رود.
ساخت این گنبد در سال ۷۰۲ ه ق. به دستور «اولجایتو» در شهر سلطانیه، پایتخت آن زمان «ایلخانیان» آغاز شد و در سال ۷۱۲ به اتمام رسید. مقبره ی «اولجایتو» که نام خود را به «سلطان محمد خدابنده» تغییر داده بود نیز در بخشی از این بنای عظیم در سردآبه ای زیر بخشی به نام تربت خانه قرار دارد. البته برخی از مورخان بر این عقیده اند که جسد وی به جای دفن در سردابه، در كوه های اطراف دفن شده است.

از دیگر آثار تاریخی شهر سلطانیه، می توان به «خانقاه چلپی اوغلو»(چلبی اوغلی)، «مقبره ملا حسن كاشی»، «حمام سالار» و «تپه نور» اشاره کرد. در محوطه یا شهر تاریخی سلطانیه، حدود ۱۷ نقطه ی تاریخی وجود دارد.
معبد «داش کسن» نیز در 15 کیلومتری سلطانیه قرار دارد.

از روستاهای بخش سلطانیه ی زنجان نیز می توان به «کاکا آباد»، «قشلاق»، «وناون»، «چمه» و «چم رود» اشاره کرد.

پس از بازدیدی تقریبا طولانی و کامل از گنبد سلطانیه با توجه به احتمال ایجاد راه بندان در ورودی های تهران، دیدار از آثار دیگر سلطانیه را به سفر بعدی واگذاشتیم و به سمت تهران حرکت کردیم تا بتوانیم حداقل ساعت 10 شب به تهران برسیم.

راهی فرعی در کنار جاده اسالم به خلخال


تارنمای سازمان میراث فرهنگی استان مازندران

تارنمای پایگاه پژوهشی شهر تاریخی ماسوله

تارنمای سازمان میراث فرهنگی استان اردبیل

درگاه دولت الکترونیک استان اردبیل

پایگاه اطلاع رسانی شهرداری سرعین

تارنمای سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی

تارنمای سازمان میراث فرهنگی استان زنجان

تارنمای مجموعه ی سلطانیه

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 597

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 22 امرداد 1387 ساعت 01:34 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  با ستمکاران جز به شمشیر سخن نخواهم گفتن و میش و بره را از گرگ نگاه خواهم داشت، دست های دراز را کوتاه خواهم کرد و مفسدان را از روی زمین برخواهم گرفت و جهان را به عدل و داد و آبادانی گسترش خواهم داد زیرا مرا از این جهت آفریده اند  ”   -  انوشیروان دادگر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000015 ثانیه