برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow داستان موسی و شبان تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 16:11
 
 
 
داستان موسی و شبان چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 9
بدعالی 
19 تیر 1387 ساعت 16:35

دید موسی یک شبانی را به راه    کو همی گفت : ‌ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت        چارقت دوزم کنم شانه سرت [1]

به این ترتیب شبان عاشق، عشق خود را به معبود خویش در چارق دوزی، و شانه بر سرش زدن، جامه اش را شستن، شپش ها را کشتن،‌ شیر پیش او آوردن، دست و پای او را بوسیدن و ... ابراز می داشت و خلاصه همه چیز خود را فدای او می کرد، او نمی دانست که خدا بدان ها محتاج نیست. موسی با خشم به او گفت : «با کی هستی ؟»

گفت با آن کس که ما را آفرید        این زمین و چرخ از او آمد پدید [2]

موسی گفت :‌ «چرا سخن کفر می گویی،‌ بوی بد کفر تو جهان را گندیده کرد، آنچه گفتی نیاز و لایق خودت هست نه سزاوار خداوند.»

گر نبندی زین سخن تو حلق را       آتشی آید بسوزد خلق را [3]

و سپس می افزاید اگر آتش قهر الهی بر جانت نیفتاده پس این دود چیست که از گفتار کفر آمیزت سر می زند !؟ خدا از آنچه می گویی بی نیاز است و احتیاج صفت بنده است نه خدا.

دوستی ِبی خرد خود دشمنی است        حق تعالی زین چنین خدمت غنی است [4]

اگر برای بنده ی خاص خدا که مظهر اوست و خدا خود گفته است : «او من هستم و من او» (یعنی اتحاد ظاهر و مظهر از جهت وحدت نوری که معنی انالحق همین است) این سخن را گویی نیز زننده و زشت و نارواست.

بی ادب گفتن سخن با خاص ِحق       دل بمیراند،‌ سیه دارد ورق [5]

گفتن این کلمات درباره ی خداوند که هیچ چیز مانند او نیست موجب خشم خداست.

شبان شرمسار و دل شکسته نالید :

گفت ای موسی دهان دوختی      وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت       سر نهاد اندر بیابانی و رفت [6]

در این وقت از خدا به موسی وحی رسید که چرا بنده ما را از ما کردی جدا ؟

وحی آمد سوی موسی از خدا        بنده ی ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی           نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ام        هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق ِاو مدح و در حق تو ذم        در حق ِاو شهد و در حق ِتو سم [7]

هر کس بر ساختار وجودی و منش شخصی خود سخنی می گوید که به نظر او ستوده است در حالی که در نظر دیگری ممکن است ناستوده باشد. بنابراین هیچ کس نمی تواند امری را برای دین و اعمال دینی و الفاظی که بر خدا و مقدسات می نهد و نیز برای هر نوع عقیده و بیان ملامت کرد. چه اساس دین آزادی و برابری و برادری جهانی است. تنها وظیفه ی هر انسان خودیافته،‌ تعلیم و تربیت و توجه و ارشاد است به اینکه آدمیان خود از عقل و قلب خویش یاری جویند، ‌نه از طریق دیکتاتوری، زندان، ‌و نه هیچ امر دیگر، ‌مگر در جهت جود و احسان به او، که خواست خداست.

من نکردم امر تا سودی کنم         بلکه تا بر بندگان جودی کنم [8]
ما زبان را ننگریم و قال را        ما درون را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاضع بُود          گرچه گفت لفظ نا خاضع رَوَد
زانکه دل جوهر بود گفتن عَرَض       پس طفیل آمد عرَض، جوهر غرض



پانوشت ها :

1- ابیات 21-1720
2- بیت 1726
3- بیت 1731
4- بیت 1734
5- بیت 1740
6- ابیات 49- 1748
7- ابیات 54-1750
8- ابیات 61-1759 اشاره به حدیث نبوی که «همانا خداوند به صورت ها و مال های شما نگاه نمی کند، بلکه به دل ها و اعمال شما نگاه می کند.»

واپسین به روز رسانی ( 26 تیر 1387 ساعت 14:00 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  اهورامزدا با دست های توانایش جلوی آزار بد خواهان را سخت می گیرد  ”   -  اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه