برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 8 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 12:59
 
 
 
کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 4
بدعالی 
06 تیر 1387 ساعت 18:18

مردی بر دیواری گلی نشسته بود، در کنار دیوارجوی آبی زلال روان بود،‌ آبی شفاف و تصویرنما بود و گوارا نوش، مرد چون ماهی از دریا جدا مانده شوق به آب رسیدن داشت.

بر لب جو بود دیواری بلند          بر سر دیوار تشنه ی دردمند [1]

ولی دیوار بلند بود و پریدن دشوار. ندانسته کلوخی از دیوار کند و به جوی افکند صدای آب چون آهنگی خوش گوشش را نوازش کرد، از لذت آن، خشت دیگر افکند و بیشتر غرق لذت شد، او احساس می کرد خودش آب نوش شده است. آب به زبان حال می گفت :«از این خشت انداختن چه سود بری ؟» تشنه می گفت : «دو فایده، نخست آنکه بانک خوش آب چون ربابی خوش نوا و چون بانگ اسرافیل حیات بخش است و یا چون خروش تندر در بهار بای باغ، یا پیا نجات زندانی، یا دم رحمانی که از یمن بوی اُویس قَرَنی بر محمد آورد یا بوی احمد مرسل در شفاعت به گنه کاران، یا بوی یوسف بر یعقوب. اما فایده دوم اینکه هر چه خشت برکنم بر فاصله ام نسبت به آب کاسته می شود و قرب افزون می گردد.
خودآگاه وجود ما بر دیوار خود مجازی نشسته که مجموعه ی خطاها و شرطی هاست. در زیر این دیوار که بستان سرای حقیقی است، آب گوارای حقیقت رواناست. خودآگاه با برداشتن هر خشتی از دیوار خود مجازی ساختگی و انداختن به آن جا، هم نوای خوش حقیقت را می شنود و هم به تدریج فاصله کم و قرب افزون می شود. تا به الهیت که نقطه ی اصلی است برسد. چنانکه مولانا در جای دیگر گفته است :

قرب نه بالا و پستی رفتن است      قرب حق از حبس هستی رَستن است [2]

و ای کاش که آدمیان از همان دوران جوانی که نیروی حیاتی قوی و بالنده است و چشمه های قوت و میل در مرغزار تن روان است و تن سالم و روان پذیر است، برپا خیزند و گام بردارند تا به مقام قرب برسند. چه عشق در جوان شدیدتر و شوق وافرتر و آلودگی کمتر است. در حالی که در پیری :

بیخ های خوی ِبد محکم شده    قوت ِبرکندن آن کم شده [3]



پانوشت ها :
1- مثنوی، دفتر دوم، بیت 1192
2- همان، دفتر سوم، بیت 4514
3- بیت 1226
واپسین به روز رسانی ( 19 تیر 1387 ساعت 16:42 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  شاهنامه نمایشنامه ی واحدی است که مردم و زبان مردم ایران بازیگران آنند.  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه