برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow داستان صوفی و خانقاه و زیان تقلید تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 12:42
 
 
 
داستان صوفی و خانقاه و زیان تقلید چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 11
بدعالی 
داستان های ایرانی - داستان های مثنوی معنوی
24 فروردین 1387 ساعت 01:24

یکی از صوفیان ِمسافر شبی به خانقاهی رسید، فورا خر ِسواری خود را به طویله برد و در آخور بست و مقداری آب و علف به او داد و خود وارد مجلس صوفیان شد.

صوفیی در خانقاه از ره رسید     مرکب خود برد و در آخور کشید [1]

صوفیان فقیر که روزها گرسنگی خورده بودند و هیچ چیز در خانقاه نبود که بفروشند و با آن نان و خورشی سازند، از ناچاری خر صوفی را بردند و فروختند و با پولش طعام های رنگارنگ تهیه کردند و خوردند و از شادی به پا خواستند و سماع گرمی کردند، صوفی مسافر هم جذب آن مجلس شادمانه شد و به سماع ایستاد؛ ابتدا با ذکرهای اصلی خانقاه سماع می کردند ولی در آخر کار :

چون سماع آمد ز اول تا کران          مطرب آغازید یک ضرب ِگران
خر برفت و خر برفت آغاز کرد             زین حرارت جمله را انباز کرد
زین خراره، پای کوبان تا سحر          کف زنان، خر رفت و خر رفت ای پسر !
از ره تقلید آن صوفی همین                  خر برفت آغاز کرد اندر حنین

این صوفی ِمسافر بی خبر از همه جا، بنا به تقلید دیگران می گفت : «خر برفت و خر برفت !»
بامداد فرا رسید؛ صوفی به طویله رفت، ولی از خرش خبری نبود. پنداشت که خادم خر را بیرون برده تا آبش دهد، منتظر ماند تا خادم آمد، ولی خر همراه او نبود. درباره ی خرش پرسید. خادم گفت : «چرا خودت را به نادانی می زنی، از ریش سفید خودت خجالت نمی کشی ؟»
صوفی گفت : «من خر را به تو سپرده ام.»
خادم پاسخ داد : «من چه کنم، صوفیان حمله آوردند و خر را بردند و من از بیم جان نتوانستم جلوی آنها را بگیرم.»
صوفی گفت : «چرا به من خبر ندادی که من مانع شوم و یا حداقل پول آن را به طور سرانه از آنها باز گیرم. حالا که همه رفته اند چه خاکی بر سر کنم !»

گفت : والله آمدم من بارها                  تا تو را واقف کنم زین کارها
تو همی گفتی که خر رفت ای پسر               از همه گویندگان با ذوق تر
باز می گشتم که او خود واقف است           زین قضا راضی است مردی عارف است
گفت : آن را جمله می گفتند خوش                مر مرا هم ذوق آمد گفتمش
مر مرا تقلیدشان بر باد داد                        که دو سد لعت بر این تقلید باد
خاصه تقلید چنان بی حاصلان                    خشم ابراهیم بر، با آفلان [2]

تقلید، ولو علم تقلیدی، انسان را از کمال به نقص می برد؛ چنانکه در ابیات پسین می گوید :

گرچه عقلت سوی بالا می پرد       مرغ تقلیدت به پستی می چرد
علم تقلیدی وبال جان ماست        عاریه است و ما نشسته کان ماست [3]


پا نوشت ها :

1- ابیات 514 و 535
2- ابیات 564- 559
3- ابیات 27-2326

واپسین به روز رسانی ( 19 تیر 1387 ساعت 16:44 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  بیگناه باش تا بی بیم باشی، مطیع باش تا مورد اعتماد باشی، فروتن باش تا بسیاردوست باشی، زن کسان را مفریب چه نسبت به روان گناه گران بوَد، به جز از خویشاوندان و دوستان چیزی وام مگیر  ”   -  آذرباد مارسپندان
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000019 ثانیه