نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 7 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow نوروز در افغانستان تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 12:36
 
 
 
نوروز در افغانستان چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 
09 فروردین 1387 ساعت 13:03

عبدالحکیم صافی

هزاران سال پیش، ساکنان سرزمین آریانا (ایران، افغانستان و تاجیکستان) روز اول سال و آغاز بهار را با برگزاری مراسم ویژه و توام با سرور و شادمانی جشن می گرفتند و سرور وشادمانی در این روز را به فال نیک گرفته و به برکت فیوضات آن، سالی را که پیش رو داشتند، نیک بخت می پنداشتند.

بز کشی - از مسابقات نوروزی در افغانستان
بز کشی - از مسابقات ویژه نوروز در کابل

از روزگاران قدیم تاکنون ساکنان این سرزمین باستانی، قدرشنانی و بزرگداشت از نوروز تاریخی را فراموش نکرده و در هر عصر و زمانی از آن قدردانی و تجلیل می کنند.

چرا نوروز ؟

بعضی از پژوهشگران و سخن پردازان، ریشه ی تاریخی این سنت بزرگ را به جمشید، شهریار بزرگ سلسله ی پیشدادی نسبت داده و نوروز را «نوروز جمشیدی» گفته اند.
در مجله ی فرهنگ آریانا، در باره ی نوروز از گفته های فردوسی شاعر بزرگ و توانای زبان پارسی چنین آمده است : «جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی، بر تخت زرین نشست و فاصله ی بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز «روز هرمزد» از فروردین ماه بود.(هرمزد روز اول هر ماه را می گفتند) چون مردم این شگفتی از وی بدیدند جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند.»

همچنین، از زبان ابوریحان بیرونی نقل قول شده که گفته است : «نوروز از رسم های پارسیان است و نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت آن را «روزنو» یاد کرده اند، زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس او است، از این پنج روز همه جشن هاست.»

پیروان آیین زرتشت را عقیده بر آن است که در روز شش ماه فروردین زرتشت توفیق یافت که با خداوند مناجات کند، لذا این روز را به نام «نوروز» جشن می گرفتند.

نوروز در شهرهای مختلف افغانستان

جشن نوروز در بسیاری از نقاط افغانستان، با شکوهمندی خاصی برگزار می شود، در مزارشریف، در زیارتگاه منسوب به حضرت علی، جشن بزرگی به نام میله های گل سرخ برگزار می شود و همه ساله، هزاران نفر از زایران آن زیارتگاه و علاقه مندان نوروز از نواحی مختلف کشور، حتی از کشورهای ایران و تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه به شهر مزارشریف می روند و این جشن ملی و پارینه را با شکوهمندی هرچه بیشتر برگزار می کنند.

جشن نوروزی در کابل
جشن نوروزی در کابل

در شهر کابل پایتخت نیز، میله های نوروزی درمحلاتی به نام «خواجه صفا»، «شاه شهید»، «دامنه سخی»، «کاریز میر»، «تپه زیبای استالف»، «گلغندی چاریکار» برگزار می شود.

در هرات نیز، مردم به این مناسبت، روزهای اول سال و چهارشنبه اول سال و نیز در سیزدهمین روز از نوروز، در تفریحگاه های داخل و خارج شهر گردهم می آیند و جشن نوروز را گرامی می دارند.

از جمله سنت های جشن های نوروزی و آغاز سال نو، راه اندازی میله سمنک (سمنو) در شب اول نوروز همراه با سرور و شادمانی و همچنین تهیه و توزیع آب هفت میوه (هفت نوع آجیل که در افغانستان به نام میوه ی خشک معروف است)، تهیه ی هفت سین هم در برخی نقاط افغانستان متداول است.

در روایات تاریخی آمده است که یک تن از امیران ازبک های ماورالنهر بنام «امیرعبدالله» دیگ بزرگی را که از فلزات هفت جوش در شهر سمرقند ساخته شده بود، در سال ۱۰۵۰ هجری قمری به بلخ انتقال داد، در آن دیگ آب هفت میوه گرفته می شد و در روز نوروز برای مردم توزیع می شد.

بر افراشتن «ژنده سخی»

یکی از سنت های مردم افغانستان، به ویژه در شهر شمالی مزار شریف و نیز در کابل پایتخت، بر افراشتن ژنده (علم پوشیده از پارچه های سبز رنگ) است که به «ژنده سخی» معروف است.
برافراشتن این علم، از وجوه مذهبی جشن نوروز در افغانستان است.

بر اساس یک روایت تاریخی، در سال ۱۲۸۸ هجری که نایب «محمدعلم خان» در اطراف حرم (منسوب به حضرت علی در مزارشریف) ملحقات و خانه هایی اعمار کرد و چوب راست و محکمی را از جنگل های ماورالنهر خواست و در ساختن علم مبارک از آن کار گرفت که تا امروز مورد استفاده است.

جشن دهقان در روز اول سال

نوروز به مثابه ی سر آغاز فصل بهار، با زندگی عینی مردم افغانستان پیوند داشته و بخش بزرگ از مردم این کشور که کشاروز هستند، از آمدن فصل بهار و نوروز به گرمی استقبال کرده و صفحه ی جدیدی از کار و فعالیت خود را آغاز می کنند، از این روی کشاورزان با برگزاری مراسم ویژه ای از آمدن نوروز تجلیل می کنند.

خانواده های افغان در گلگشت نوروزی
خانواده های افغان در گلگشت نوروزی

دولت های افغانستان در دوران های مختلف، به طور رسمی در برگزاری جشن نوروز سهم می گرفته اند، اما در سال های حاکمیت طالبان، هر گونه مراسمی که با نوروز و رسوم باستانی آن پیوند داشت، ممنوع و کفرآمیز خوانده می شد، طالبان حتی تقویم هجری شمسی را که نخستین روز سال در آن نوروز است، باطل اعلام کرده و سال قمری را رسمی اعلام کرده بودند.

اما با توجه به آنچه در این گفتار آمد، و با توجه به ژرفا و پهنایی که جشن نوروز به مثابه ی یک سنت پسندیده و پارینه ی ملی در تاریخ و فرهنگ افغانستان دارد محال است که با ابراز عصبیت کسانیکه از مبدا تاریخی و ارزشمندی فرهنگی آن آگاهی ندارند، نوروز از مردم افغانستان فاصله بگیرد و یا از حافظه ی زمان محو شود.

واقعیت های زندگی انسانی و اجتماعی مردمان این سرزمین توام با استقبال همیشگی شان از فصل بهار به مثابه ی موسم کشت و کار و غرص نهال «نوروز» را همواره گرمی خواهد داشت.

اینک در آخرین بخش این گفتار نوروزی، ابیاتی چند از شاعران شیرین سخن حوزه ی تمدنی پارسی گوی را به استقبال از فصل بهار و جشن نوروز باستانی زمزمه می کنیم :

منوچهری :

آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز              کامگارا کارگیتی تازه از سرگیر باز

مولوی :

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یارما             از تو آبستن چمن وی از تو خندان باغ ما

حافظ :

خوشتر زعیش و صحبت و باغ و بهار چیست ؟       ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست ؟

بیدل :

آتش رنگی که دارد این چمن بی دودنیست             آب می گردد به چشم شبنم از بوی بهار

سعدی :

آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار              هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است

خلیلی :

آمد  بهار  جان فزا با بوی ها  با  رنگ ها                با گریه ها با خنده ها با صلح ها با جنگ ها
آیینه می بارد سحاب خورشید می رقصد درآب           خواند فروغ  ماهتاب  در گوش گل آهنگ ها
گویی خمستان است خاک کزو برآید سینه چاک           این لاله های تابناک هریک قدح در چنگ ها


عبدالحکیم صافی - پژوهشگر افغان
برگرفته از تارنمای خبرگزاری بی بی سی فارسی

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 592

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 09 فروردین 1387 ساعت 13:08 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  دل هر ایرانی آتشکده ای است  ”   -  ابراهیم پور داوود
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه