آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 110 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow نوروز در هند تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
نوروز در هند چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 
06 فروردین 1387 ساعت 13:30

ترجمه مینو حسینیان

جشن هولی برای مدت پنجاه روز در روزهای بهار تمام فعالیت های دیگر را در منطقه براج (ماتهورا - ورینداوان) زیر پوشش خود قرار می دهد. شمار بسیار زیادی از مردم هند و سایر کشورها برای مشاهده ی این جشن دیدنی رنگ ها به طور گروهی به این منطقه سفر می کنند.
هولی یکی از بزرگ ترین جشن های هند است که علاقه مندان زیادی داشته و با توجه به رنگ سحرآمیز آن هیچ جشن دیگری نمی تواند با آن رقابت و برابری نماید و در این روزها تمام فعالیت ها در این منطقه با روح هولی آمیخته می شوند. در معابد هر روز از گولال (پودر رنگی) برای استحمام مذهبی خدایان استفاده می شود.

جشن بزرگ و پر آب و رنگ هولی هر سال در ماه فالگونه (فوریه - مارس) در تمام بخش های کشور هند برگزار می شود. این جشن در فصلی که هوا نه سرد است و نه گرم و درختان با انواع گل های دلفریب می شکفند، اتفاق می افتد.

بر اساس افسانه ای، روزگاری شاه مقتدری به نام «هیرانکاشیپور» بر زمین حکمفرمایی می کرد. تکبر او به حدی بود که دعوی خدایی کرد و به مردم فرمان داد تا او را بپرستند. اما «پراهلد»، تنها پسر شاه، از پذیرفتن پدرش به عنوان خدا امتناع کرد زیرا او فقط به «راما»، یکی از صور تجلی «ویشنو»، اعتقادی راسخ داشت.

شاه برای پسرش به انواع تنبیه های خشن متوسل شد و حتی کمر به قتل او بست. اما هر بار پراهلد نام ویشنو را بر زبان می آورد و نجات پیدا می کرد. بالاخره «هولیکا»، عمه ی پراهلد، با ادعای اینکه آتش بر او اثر ندارد، کودک (پراهلد) را در دامنش گرفت و در آتش نشست تا او زنده زنده در آتش بسوزد (اما در واقع قصد نجات او را داشت) وقتی شعله های آتش خاموش شد، پادشاه دریافت که کودک نجات یافته اما عمه اش در آتش هلاک شده است.

افسانه ی دیگری که با هولی ارتباط دارد، درباره ی قتل «کامای زیبا»، خدای عشق، به دست «شیوا» است. بر اساس این افسانه زمانی که شیوا در حالت تفکر عمیق فرو رفته بود، «پرواتی»، دختر «هیمالیا» که سخت دلبسته ی شیوا بود، می خواست با او وصلت کند. اما شیوا که یک مهایوگی بود، توجهی به او نشان نمی داد. کاما برای اینکه شیوا را عاشق پرواتی کند، حواس او را پرت می کند. شیوا بر او خشم گرفت و بی درنگ این خدای کمان دار (کاما) را به تلی از خاکستر تبدیل کرد. شیوا بعدها با شفاعت پرواتی زندگی را به کاما برگرداند.

بر اساس روایت دیگری، هولی همان شیطان مونث «پوتانا» است که در «سریمادب ها گاواتا» نقل شده است که سعی کرد با گذاشتن سینه ی زهراگین اش در دهان کریشنای کودک او را از پا در آورد.
کریشنا که می دانست با چه کسی سروکار دارد، چنان محکم سینه ی پوتانا را مکید که جان از بدنش خارج شد این افسانه ی مشهور اضافه می کند که بدن مرده ناپدید شد و بنابر این گاو چرانان ماتهورا تمثال او را سوزاندند. از آن به بعد ناحیه ی ماتهورا، زادگاه کریشنا، مکان اصلی برگزاری جشن هولی شد.

ایین جشن دو روز است. در روز اول آتشی بزرگ در غروب و یا شب هنگام روشن می شود قبل از آن آتش بزرگ دیگری بر روی مکانی که از قبل آماده شده روشن می شود و تمثالی از هولیکا که از خیزران و بوریا ساخته شده در حرکت دسته جمعی منظم به همراه خوانندگان و نوازندگان محلی به وسیله برهمن ها با تشریفات به محل برده می شود.

  

تمثال در وسط تل آتش گذارده می شود و دستیار برهمن هفت بار آن را طواف می کند و قبل از اینکه آن را آتش بزنند، اشعاری را ستایش هولی ذکر می کند. مفهوم آن اشعار جملات زیر است :
روشن کردن آتش به عنوان نمادی از نابودی تمام شرهایی که در انسان وجود دارد،
دعا به درگاه خدا برای رفاه و بهبودی بشر،

سپس مردم به خانه هایشان بر می گردند.

  

در روز دوم از صبح زود تا ظهر، مردم با هر کاست و عقیده ی مذهبی بر سر و روی دوستان و خویشان گرد رنگ می ریزند یا با آب فشان آب رنگی می پاشند.
پسرها و افراد کاست های پایین تر به خیابان ها می ریزند و در حالی که کلمات زشت رکیکی به زبان می آورند با سرنگ، آب رنگی بر سر و روی هم می پاشند.
اما مسن ترها گرد قرمز را به آرامی روی صورت هم می ریزند. مردم از رنگین شدن لباس هایشان ناراحت نمی شوند.

  

در غروب همان روز مردم شیرینی تعارف می کنند و دوستان سه بار همدیگر را در آغوش می گیرند و برای هم آرزوی خوشبختی می کنند. کودکان و نوجوانان برای ادای احترام بر پاهای بزرگ ترهایشان دست می کشند.

در ایالت پنجاب، «سیک»ها مراسم «هولاموهالا» را یک روز بعد از مراسم هولی با شادمانی فراوان برگزار می کنند.


برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی نوروز

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 2122

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 27 اسفند 1387 ساعت 12:50 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  شاه نامه کتابیست که هیچ ملتی همانند آن را ندارد  ”
 برتلس راشیون
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه