آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 98 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow نوروز و آيين های آن تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
نوروز و آيين های آن چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 2
بدعالی 
29 اسفند 1386 ساعت 01:33

کوشش ايرانيان برای همزيستی آشتی جويانه ی جوامع بشری و پاسداشت زيست بوم

رضا مرادی غیاث آبادی

نگاهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیست بوم های بشری و جامعه ای آرام، آزاد و شاد، در گذر هزاران سال همواره برای ایرانیان وظیفه ای بزرگ و مقدس دانسته می شده است. بسیاری از باورها، آیین ها و جشن های ایرانی از پدیده های طبیعت برخاسته و از آن الهام گرفته شده است.

دکتر رضا مرادی غیاث آبادیدر «اوستا» کتاب مقدس و کهن همه ی ایرانیان با هر گرایش دینی، بیشتر از هر چیز دیگری به ستایش پدیده های طبیعت، همچون آسمان، زمین، خورشید، ماه، آب، باد، ابرها، جویباران، دریاها، گیاهان و جانوران پرداخته شده و گرامی داشته شده اند. در اوستا با رویکردی جهانی و بدور از هرگونه برتری طلبی، همگی زنان و مردان جهان «در هر سرزمینی که زاده شده باشند» ستوده شده اند. مردان و زنانی که «برای پیروزی راستی، کوشیده اند و خواهند کوشید» و نیز «آنان که گیاهان بارور را در پردیس های زیبا بنشاندند». در سرودهای این کتاب، ایزدی بزرگ بنام میترا ستوده شده است که پاسبان مهر و پیمان است و مردمان را «خانمانی پر از آشتی، پر از آرامی و پر از شادی می بخشد».

اما از سوی دیگر در اوستا، رنج دیرین مردمان ایرانی نیز بازگو شده است. رنجیدگی از کسانی که همواره زیستگاه های شاد و آرام آنان را به تباهی می کشیده اند؛ رنج همیشگی از آنانی که «خشم را بزرگ می دارند و مردمان را آزار می رسانند. آنان که ستم می کنند و خوشبختی مردمان را باز می ستانند». همچنین در این سرودها، این نیایش و آرزوی همیشگی ایرانیان فرا آمده است که «ما را از آسیب ستمگران رهایی ده، منش جنگ خواهان را از ما دور ساز».

باورهای ایرانیان به زندگانی صلح آمیز و آشتی جویانه و احترام به پدیده های طبیعت، در سراسر آثار ادبی و هنری و معماری آنان به چشم می خورد و شیوه ی برگزاری جشن های آنان نیز از همین باور دیرین سرچشمه می گیرد. تقریبا همگی جشن های ایرانی برگرفته از رویدادهای کیهانی و طبیعی بوده و دستورهای خاص قومیتی و دینی نیست. آیین های ایرانی با شرکت همه ی مردمان و با شادی و سرور دسته جمعی برگزار می شده و مفهومی به نام «اقلیت» در فرهنگ و ادبیات آنان معنا نشده و بکار نرفته است. در آیین های ایرانی نه تنها اثری از خشونت و بدرفتاری با طبیعت و گیاهان و جانوران دیده نشده، بلکه حتی با آدابی همراه است که به انگیزه ی پاکیزگی و پاسداری از محیط زیست و همزیستی جوامع بشری برگزار می شود.

آنان در سیزدهمین روز بهار، تابستان و پاییز، جشنی همراه با سرکشی به طبیعت در ستایش «تیشتـَر» ایزد بارندگی برگزار می کنند. در دوم اردیبهشت، جشن گردآوری گل ها و گیاهان دارویی؛ در آغاز تابستان، جشن بلندترین روز سال و کمال خورشید؛ در ششم تیر، جشن شکفتن گل «نیلوفر»؛ در پانزدهم تیر، جشن کهن ترین مراسم «خام خواری» شناخته شده در جهان؛ در هجدهم مرداد، جشن نوشیدنی های گوناگون به نام «مَی  خواره»؛ در نخستین و شانزدهمین روز مهر، جشن گرامیداشت «میترا» ایزد راستی و پیمان؛ در دهم آبان، جشن گرامیداشت «آناهید» ستاره ی آب های روان و یکی از گرامی ترین ایزدبانوان اسطوره ای ایران؛ در آغاز زمستان، جشن زایش خورشید؛ در پانزدهم دی، جشن کهن هنرمندان و پیکرتراشان به نام «بَتیکان» همراه با ساخت تندیس های گوناگون؛ در بیست و دوم بهمن، جشن «بادروزی» در ستایش باد و آسمان پاک؛ و همچنین جشن های پرشمار دیگری برای گلاب گیری، برای آغاز فصل کشاورزی، برای بارش نخستین برف سال، برای شکفتن گل سرخ (شقایق)، برای فصل چیدن انگور، انار و فندق. اینها، تنها نمونه هایی اندک از آیین های پرشمار سالانه ی ایرانی است.

اما آیین های نوروزی عملا از اول ماه اسفند آغاز می شود. در اسفندماه، ایرانیان زمین را آماده ی رویش و بارور می دانند و همچون بانویی گرامی از او پاسداری و مراقبت می کنند. حتی نام این ماه در آغاز به معنای زمین بوده است و پنجمین روز این ماه را روز بزرگداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان می دانند.

در سراسر اسفندماه، ایرانیان آیین هایی در پیشواز فرارسیدن نوروز که در واقع هنگامه ی زایش زمین و آغاز فصل بهار دانسته می شده است، برگزار می کرده اند. روز اول این ماه، همزمان با جشنی بنام «آبسالان» است که به مناسبت روان شدن جویباران و آبشارها، و همراه با نمایش هایی شاد و خنده آور بنام «کوسه سواری» انجام می شده است. در دهم اسفند جشنی به نام «وخشَنکام» را بر کنار رودها و در گرامیداشت آنها برگزار می کرده اند. نوزدهم اسفند را «نوروز رودها» می نامیدند و در این هنگام به لایروبی و پاکسازی چشمه ها، نهرها و کاریزها می پرداخته اند و حتی بر آنها عطر و گلاب می پاشیده اند. بیستم اسفند را روز «گلدان» می دانستند و به این مناسبت به کاشت گل ها و گیاهان و درختکاری روی می آورده اند. در بیست و ششم اسفند یاد و نام پیشنیان از دنیا رفته خود را گرامی می داشتند. در شب آخرین چهارشنبه ی سال، همه ی ناپاکی ها را از خانه، باغ و گذرها می زدوده و آنها را آتش می زده اند و حتی خود نیز بگونه ای نمادین و برای پاکیزه شدن از همه ی بدی ها و کدورت ها، از بالای آتش ها می گذشته اند. در آخرین روز زمستان، در جشنی به نام «اوشیدَر»، دختری آراسته را سوار بر شتری زیبا و آذین شده به کنار آب های فرخنده و گرامی دریاچه ی هامون می بردند تا مراسم نمادین باروری و زایش سوشیانت (موعود نجات بخش ایرانی) را با سرود و شادمانی برگزار کنند. و در آخرین شب سال، چراغی به نشانه ی روشنایی و فروغمندی و پایندگی همیشگی خانه و کاشانه و میهن خود، در درون هر خانه، و آتشی نیز بر فراز بام ها برمی افروخته اند.

اینک، بامداد «نوروز خجسته پی» فرا می رسد. نخستین روز بهار و روز زایش زمین؛ روز تولد طبیعت، شکوفایی گل ها و نغمه های پرندگان؛ فرخنده ترین روز و جشن ایرانیان؛ جشنی که همه ی آیین های اسفندی پیش درآمد آن بود. روزی که برگزاری جشن باشکوه آن، دستور و خواست هیچ شخص، حکومت، دین یا قومی نبوده است و تا امروز همه ی کوشش های کسانی که خواسته اند به آن رنگ و بوی مذهب و قومیت خود را بدهند، با شکست روبرو شده است. نوروز، همواره در نبرد با کسانی که قصد نابودی یا تحریفش را داشته اند، پیروز و سرافراز برآمده است.

مهمترین ویژگی نوروز در همبستگی و همزیستی همه ی مردمان است. مردمانی که با گردآمدن بر کنار یکدیگر، شادی خود را با هم تقسیم می کنند. با بوسیدن روی یکدیگر، از کدورت ها دوری می جویند. و با دیدار از بزرگسالان، سپاس و قدرشناسی خود را تقدیم آنان می کنند. بزرگسالانی که به کودکان مشتاق، تخم مرغی ارزانی می دارند که نماد گیتی و زمین است. مادربزرگانی که ظرفی از سبزه های تازه پرورانده خود را به فرزندان پیشکش می کنند و جوانانی که چه دلبستگی ژرفی به سبزه ای دارند که از دستان مادربزرگ خود برگرفته اند. سبزه ای که مادربزرگ در سراسر اسفندماه، همچو فرزندی نازنین پرستاری اش می کرد. بر بالای آن رواندازی می گسترد و چندین بار در روز بر آن آب می پاشید. بارها آن را جابجا می کرد تا همواره در پرتو نور خورشید باشد. هر روز، بارها آن را تماشا می کرد تا سر زدن «نخستین جوانه»های آن را ببیند و به همه خبر بدهد.

بر سفره ی «هفت سین» نوروزی ایرانیان، می توان آب را دید و آینه را، می توان اسپندی را برافروخت و اخگر کوچک «نوکچه ای»(شمعی) را، می توان نانی را خورد و پنیر و سبزی ای را، می توان سیب و سنبلی را بویید و عطر گلاب را، می توان سمنویی را چشید و کتابی را خواند. آیین های کهن ایرانیان و سفره ی هفت سین آنان برای یک زندگانی نیک و خرم، و برای جامعه ای که خواهان احترام متقابل همه ی ملت ها به یکدیگر است، برای ملتی که نیاکان او از دیرباز چنین نیایش می کرده اند که «بادا گفتار آرام بر جهان؛ بادا کامروایی بر جهان، بادا آبادانی بر جهان» چه چیزی کم دارد ؟

ما ایرانیان، ضمن احترام به باورها و آیین های همه ی مردم جهان، از هر نژاد و تبار و دین و ملیت، آرزو داریم در هر کشوری که هستیم، بتوانیم نوروز و آیین های پیوسته به آن را به شادی و خرمی برگزار کنیم و دیگران را نیز در شادی خود سهیم سازیم.

یاری رساندن به ایرانیان برای برگزاری آیین های نوروزی، احترام به یادمانی کهن برای پاسداشت زندگانی نیک و سعادتمندانه ی بشری، و یاری به اندیشه ای است که نگاهبانی از زمین سرسبز و منش توام با همزیستی صلح آمیز بشری را همواره وظیفه ی دیرین و مقدس خود می دانسته است و می داند.


برگرفته از تارنمای پژوهش های ایرانی

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1684

   دیدگاه ها : (3)
1. پیامی از دوست همیشگی, فرستاده شده در تاریخ 03-فروردین-1387 ساعت 00
با سلام متاسفانه آقای دکتر غیاث آبادی اشتباه کرده اند و معادل اصطلاح حفاظت از محیط زیست را گذاشته اند پاسداشت زیست بوم در صورتی که زیست بوم معادل عبارت اکوسیستم است و معادل محیط زسیت نیست 
معادل محیط زیست زیستگاه است
2. پیامی از شیوا مقدم, فرستاده شده در تاریخ 04-فروردین-1387 ساعت 02
با سلام. در مورد پیام شماره 1 مایلم عرض کنم که متاسفانه من متوجه ربط توضیحاتی که آقای دکتر غیاث آبادی در مورد باورها و آئین های ایرانیان باستان که با الهام گرفتن از پدیده های طبیعی و در پاسداشت محیط زیست انجام میگرفته ، با مجموعه علوم مدرنی که امروزه به نام اکوسیستم شناخته شده اند، نمیشوم
3. پیامی از مريم از شيراز, فرستاده شده در تاریخ 11-فروردین-1387 ساعت 00
شما با عنوان كردن اين مطالب براي ما يا بهتره بگم من كه اطلاعات ناكافي اي در مورد اجدادم دارم احساس افتخار رو به من داديد و البته دنيايي افسوس براي بر باد دادن اين افتخارات
واپسین به روز رسانی ( 27 اسفند 1387 ساعت 12:58 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  سالك حقیقی ، اعتدالیست در روح و جسم.  ”
 برزگر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه