آدینه (ناهیدشید)
بیست و هشتم (زامیاد روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow نوروز و هنر تاریخ امروز
28 اسفند 1388
 
 
 
نوروز و هنر چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 1
بدعالی 
26 اسفند 1386 ساعت 15:11

محمد میرشکرایی

در زندگی مردمان روزگاران پیشین، چیزی به نام هنر، که تنها هنر باشد، شناخته نبوده، و هنر جدا از زندگی ، معنا و مفهومی نداشت.
شکل بهتر، زیباتر و نیرومندتر هر پدیده با صفت هنر و هنری، توصیف می شد، و هنر در خوبی، زیبایی و قدرت متجلی می گردید. و این هر سه، سه معیار و سه اصل بنیادین در هنری توصیف شدن هر پدیده بود.

در سرزمین ما، و در سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی و دیگر سرزمین های شرقی، هنر، جایگاه اهورایی و خدایی نیز پیدا کرد. در هستی شناسی و جهان بینی ایرانی، از عرصه های سه گانه ی هنر، تنها قدرت و آن هم به میزانی و تا به زمانی، از آن اهریمن و نیروهای اهریمنی می توانست باشد.
اما زیبایی و نیکی که دو صورت از ماهیتی یگانه اند، تنها می توانستند اهورایی و خدایی باشند. در جهان ایرانی، آنچه که در زندگی انسان، نیک بود، از جلوه های آفرینش نیک به شمار می آمد و از زیبایی به حد کمال بهره داشت. توصیف «اردویسور آناهیتا» در آبان یشت نمونه ی برجسته ای از این گونه است، وهمه آنچه هنری بود، چنین بود.
در برابر، آنچه اهریمی بود، زشت بود، سرشت پلید داشت، و هر اندازه نیرومند بود، از زیبایی و نیکی بهره نداشت. بنابر این اهریمن و عناصر اهریمنی، نمی توانستند جایگاه هنری داشته باشند. هنر، چه در عرصه های قدسی و چه عرصه های زیستی مردمان جایی برای اهریمن وهر آنچه اهریمنی بود، نداشت.

آیین ها و مراسم نیز در شکل های گوناگون خود، با یاد و برای زنده کردن و زنده نگهداشتن نیکی ها پدید آمدند. در هیچ آیینی، بدی و زشتی را پاس نداشته اند. اصل و بن همه ی آیین ها، نیایش و ستایش زیبایی و نیکی و آرزوی دور داشتن زشتی و پلیدی است.
ماه و خورشید هم، این آینه می گردانند. چرا که پدید آوردنده ی نورند و زدانیده تاریکی، که نهفتن گاه زشتی و پلیدی است. حتی در پاره ای باورهای کهن مردم ما، «ماه» به این لحاظ که دنیای تاریکی را روشن می کند از خورشید ارجمندتر است. و آتش نیز چنین جایگاهی دارد و شمع و چراغ و هر آنچه که زداینده تاریکی، است و همه ی آیین هایی که بر این پایه برپا می شوند.

بنابر این بن مایه و جانمایه نیکی، که زیبایی را نیز در خود نهفته دارد، وجه مشترک هنرها و آیین ها است. از این رو همیشه، هنرها در قالب آیین های گوناگون سوک و سور، نیایش، شکر گزاری، گذار و جز این ها، رخ می نمایند، و رسم و آیین هر اندازه فراگیرتر و بزرگ تر باشد و هر اندازه با عرصه های گوناگون زندگی بیشتر پیوند بخورد، و با رابطه های انسان و محیط در عرصه های طبیعی، انسان ساخت، فراطبیعی بیشتر مربوط باشد، زمینه های بروز هنر، در آن بیشتر است و ظرفیت بیشتری برای بروز هنرها دارد. نوروز چنین بود، و چنین هست.

نوروز، در سرزمین ما و در تاریخ ما و در همه ی سرزمین هایی که مردمانش با ما تبار مشترک و جهان بینی و آیین های مشترک و همسان دارند و جشن آفرینش انسان و باز آفرینی طبیعت و جشن بزرگ شگفتگی و نوزایی بوده است و هنوز هم هست.

در نوروز هر کس می خواهد تا آنجا که در توان دارد، در هر چیز و در هر کار بهترین ها را پدید آورد، و نیکی ها را در بهترین و زیباترین قالب و با بهترین آرزوها، بنمایاند.

و چنین بود که نوروز با زایش هنر توام شد. و چنین بود که هنرهایی از گونه ی نمایش، موسیقی، آواز، سخنوری، شعر ، سرود، نگارگری و هنرهای دستی، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی در گستره ی جهان ایرانی همه از نوروز متاثر بودند و در کنش متقابل خود با نوروز، بر آن اثر داشته اند و در استمرار نوروز تا به زمانه ی ما، همچنان با آن همراهند.


دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1567

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 27 اسفند 1387 ساعت 13:00 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  به دانش روان را توانگر کنید ... خِرَد را ز تن بر سر افسر کنید  ”
 فردوسی بزرگ
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه