نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 7 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow نوروز و هنر تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 11:49
 
 
 
نوروز و هنر چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 
26 اسفند 1386 ساعت 15:11

محمد میرشکرایی

در زندگی مردمان روزگاران پیشین، چیزی به نام هنر، که تنها هنر باشد، شناخته نبوده، و هنر جدا از زندگی ، معنا و مفهومی نداشت.
شکل بهتر، زیباتر و نیرومندتر هر پدیده با صفت هنر و هنری، توصیف می شد، و هنر در خوبی، زیبایی و قدرت متجلی می گردید. و این هر سه، سه معیار و سه اصل بنیادین در هنری توصیف شدن هر پدیده بود.

در سرزمین ما، و در سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی و دیگر سرزمین های شرقی، هنر، جایگاه اهورایی و خدایی نیز پیدا کرد. در هستی شناسی و جهان بینی ایرانی، از عرصه های سه گانه ی هنر، تنها قدرت و آن هم به میزانی و تا به زمانی، از آن اهریمن و نیروهای اهریمنی می توانست باشد.
اما زیبایی و نیکی که دو صورت از ماهیتی یگانه اند، تنها می توانستند اهورایی و خدایی باشند. در جهان ایرانی، آنچه که در زندگی انسان، نیک بود، از جلوه های آفرینش نیک به شمار می آمد و از زیبایی به حد کمال بهره داشت. توصیف «اردویسور آناهیتا» در آبان یشت نمونه ی برجسته ای از این گونه است، وهمه آنچه هنری بود، چنین بود.
در برابر، آنچه اهریمی بود، زشت بود، سرشت پلید داشت، و هر اندازه نیرومند بود، از زیبایی و نیکی بهره نداشت. بنابر این اهریمن و عناصر اهریمنی، نمی توانستند جایگاه هنری داشته باشند. هنر، چه در عرصه های قدسی و چه عرصه های زیستی مردمان جایی برای اهریمن وهر آنچه اهریمنی بود، نداشت.

آیین ها و مراسم نیز در شکل های گوناگون خود، با یاد و برای زنده کردن و زنده نگهداشتن نیکی ها پدید آمدند. در هیچ آیینی، بدی و زشتی را پاس نداشته اند. اصل و بن همه ی آیین ها، نیایش و ستایش زیبایی و نیکی و آرزوی دور داشتن زشتی و پلیدی است.
ماه و خورشید هم، این آینه می گردانند. چرا که پدید آوردنده ی نورند و زدانیده تاریکی، که نهفتن گاه زشتی و پلیدی است. حتی در پاره ای باورهای کهن مردم ما، «ماه» به این لحاظ که دنیای تاریکی را روشن می کند از خورشید ارجمندتر است. و آتش نیز چنین جایگاهی دارد و شمع و چراغ و هر آنچه که زداینده تاریکی، است و همه ی آیین هایی که بر این پایه برپا می شوند.

بنابر این بن مایه و جانمایه نیکی، که زیبایی را نیز در خود نهفته دارد، وجه مشترک هنرها و آیین ها است. از این رو همیشه، هنرها در قالب آیین های گوناگون سوک و سور، نیایش، شکر گزاری، گذار و جز این ها، رخ می نمایند، و رسم و آیین هر اندازه فراگیرتر و بزرگ تر باشد و هر اندازه با عرصه های گوناگون زندگی بیشتر پیوند بخورد، و با رابطه های انسان و محیط در عرصه های طبیعی، انسان ساخت، فراطبیعی بیشتر مربوط باشد، زمینه های بروز هنر، در آن بیشتر است و ظرفیت بیشتری برای بروز هنرها دارد. نوروز چنین بود، و چنین هست.

نوروز، در سرزمین ما و در تاریخ ما و در همه ی سرزمین هایی که مردمانش با ما تبار مشترک و جهان بینی و آیین های مشترک و همسان دارند و جشن آفرینش انسان و باز آفرینی طبیعت و جشن بزرگ شگفتگی و نوزایی بوده است و هنوز هم هست.

در نوروز هر کس می خواهد تا آنجا که در توان دارد، در هر چیز و در هر کار بهترین ها را پدید آورد، و نیکی ها را در بهترین و زیباترین قالب و با بهترین آرزوها، بنمایاند.

و چنین بود که نوروز با زایش هنر توام شد. و چنین بود که هنرهایی از گونه ی نمایش، موسیقی، آواز، سخنوری، شعر ، سرود، نگارگری و هنرهای دستی، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی در گستره ی جهان ایرانی همه از نوروز متاثر بودند و در کنش متقابل خود با نوروز، بر آن اثر داشته اند و در استمرار نوروز تا به زمانه ی ما، همچنان با آن همراهند.


پژوهشکده مردم شناسی

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 479

  دیدگاه ها : 0
 

 
 
     
 
     
 
 
“  من خود می دانم که یک گناه بیش تر ندارم و آن این است که تسلیم بیگانگان نشده و دست آن ها را از منابع طبیعی ایران کوتاه کردم  ”   -  دکتر محمد مصدق
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000019 ثانیه