آدینه (ناهیدشید)
بیست و هشتم (زامیاد روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 16 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow فلسفه ی آيين های نوروزی تاریخ امروز
28 اسفند 1388
 
 
 
فلسفه ی آيين های نوروزی چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 42
بدعالی 
20 اسفند 1386 ساعت 01:55

پيرايه يغمايی

سرآغاز جشن ِنوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد، بر ساير جشن های ايران باستان برتری دارد.
در مورد پيدايی اين جشن افسانه های بسيار است اما آنچه به آن جنبه ی رازوارگی می بخشد، آيين های بسياری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می گيرد.

تابلوی نقاشی هفت سین - اثر استاد حسین احیاء
تابلوی نقاشی هفت سین - اثر استاد حسین احیاء در کاخ گلستان

اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز می شود، حيرت انگيز نيست چرا که بی نظمی يکی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ناآرامی را ريشه ی آرامش و پريشانی را اساس سامان می دانستند و چه بسا که در پاره ای از مراسم نوروزی آن ها را به عمد بوجود می آوردند. چنان که در رسم باز گشت ِمردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند که فروهرها يا ارواح درگذشتگان باز می گردند، افرادی با صورتک های سياه، برای تمثيل، در کوچه و بازار به آمد و رفت می پرداختند و بدينگونه فاصله ی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم می ريختند و قانون و نظم يک ساله را محو می کردند. بازمانده ی اين رسم آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگی های ساختگی، رسم «مير نوروزی»، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح کسی را از طبقه های پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی برمی گزيدند و سلطان موقت - بر طبق قواعدی - اگر فرمان های بيجا صادر می کرد، از مقام اميری برکنار می شد. حافظ نيز در يکی از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزی گوشه ی چشمی دارد :

سخن در پرده می گويم، چو گل از غنچه بيرون آی      که بيش از چند روزی نيست حکم مير نوروزی

خانه تکانی هم به اين نکته اشاره دارد. نخست درهم ريختگی، سپس نظم و نظافت.
تمام خانه برای نظافت زير و رو می شد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود که حتی خانه ها را رنگ آميزی می کردند و اگر ميسر نمی شد، دست کم همان اتاقی که هفت سين را در آن می چيدند، سفيد می شد. اثاثيه ی کهنه را به دور می ريختند و نو به جايش می خريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگی ها و اندوه های يک ساله بود واجب می دانستند. ظرف های مسين را به رويگران می سپردند. نقره ها را جلا می دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می کردند. فرش و گليم ها را از تيرگی های يک ساله می زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان - فروهرها - (ريشه ی کلمه ی فروردين) در اين روزها به خانه و کاشانه ی خود باز می گردند، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال می شوند و برای بازماندگان خود دعا می فرستند و اگر نه، غمگين و افسرده باز می گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می سوزاندند و شمع و چراغ می افروختند.

در بعضی نقاط ايران رسم بود که زن ها شب آخرين آدینه ی سال بهترين غذا را می پختند و بر گور درگذشتگان می پاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان «عرفه» يا «علفه» و يا به قولی «بی بی حور» باشد، به خانه ای که در طول سال درگذشته ای داشت به پُرسه می رفتند و دعا می فرستادند و می گفتند که برای مرده عيد گرفته اند.

در گير و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عيد مانده، سبزه سبز می کردند. ايرانيان باستان دانه ها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش به شماره ی هفت (= نماد هفت امشاسپند)، يا دوازده (= شماره ی مقدس برج ها)، در ستون هايی از خشت خام برمی آوردند و باليدن هر يک را به فال نيک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه ی نيک)، هوخت (= گفتار نيک) و هوورشت (= کردار نيک) سبز می کردند و فروهر نياکان را موجب بالندگی و رشد آنها می دانستند.

چهارشنبه سوری که از دو کلمه ی «چهارشنبه» منظور آخرين چهارشنبه ی سال و «سوری» که همان سوريک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای «چهارشنبه ی سرخ»، مقدمه ی جدی جشن نوروز بود.
در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و کوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه می کردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هر کدام هم آيين خاصی را تدارک می ديد.
غروب هنگام بوته ها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيک) روی هم می گذاشتند و خورشيد که به تمامی پنهان می شد، آن را بر می افروختند تا آتش سر به فلک کشيده جانشين خورشيد شود. در بعضی نقاط ايران برای شگون وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو، لحاف و لباس های کهنه را نیز می سوزاندند.
آتش می توانست در بيابان ها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانه ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می کشيد از رويش می پريدند و ترانه هايی که در همه ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکيزگی بود، می خواندند. آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمی کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند، سر ِنخستين چهار راه می ريخت. در بازگشت در پاسخ اهل خانه که می پرسيدند :
- کيست ؟
می گفت : منم.
- از کجا می آيی ؟
- از عروسی ...
- چه آورده ای ؟
- تندرستی ...

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان می رفتند و از روی روزنه ی بالای اتاق (روزنه ی بخاری) شال درازی را به درون می انداختند. صاحب خانه می بايست هديه ای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومه ی «حيدر بابا» به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد :
برگردان بند 27 :

عيد بود و مرغ شب آواز می خواند
دختر نامزد شده برای داماد،
جوراب نقشين می بافت.
و هر کس شال خود را از دريچه ای آويزان می کرد.
وه ... که چه رسم زيبايی است - رسم شال اندازی -
هديه عيدی بستن به شال داماد.

برگردان بند 28 :

من هم گريه و زاری کردم و شالی خواستم.
شالی گرفتم و فورا بر کمر بستم.
شتابان به طرف خانه ی غلام (پسر خاله ام) رفتم.
و شال را آويزان کردم.
فاطمه خاله ام، جورابی به شال من بست
«خانم ننه ام» را به ياد آورد و گريه کرد.

شهريار در توضيح اين رسم می گويد : «در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی بايست در مراسم عيد شرکت می کرديم ولی من بچه بودم، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم.»

از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بيشتر مخصوص کسانی بود که آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان ِدر آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد ِگذر از مشکل بود می ايستادند و کليدی را که نماد گشايش بود، زير پا می گذاشتند. نيت می کردند و به گوش می ايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود می دانستند. آنها در واقع از فروهرها می خواستند که بستگی کارشان را با کليدی که زير پا داشتند، بگشايند.

قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهرها. زيرا که قاشق و ظرف مسين نشانه ی خوراک و خوردن بود.

ايرانيان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون می گذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده ی آسمانی پذيرايی کنند و چون فروهرها پنهان و غير محسوس اند، کسانی هم که برای قاشق زنی می رفتند، سعی می کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر می دانستند، دريافتشان را خوش یُمن می پنداشتند.

اما اصيل ترين پيک نوروزی، سفره ی هفت سين بود که به شماره ی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه می گرفت. دکتر «بهرام فره وشی» در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی می داند که به آن هفت سينی می گفتند و بعدها با حذف (يای) نسبت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را، سفره ی هفت سينی می گويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از :
آب و سبزه، نماد روشنايی و افزونی.
آتشدان، نماد پايداری نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد.
شير، نماد نوزايی و رستاخيز و زایش دوباره.
تخم مرغ، نماد نژاد و نطفه.
آيينه، نماد شفافيت و صفا.
سنجد، نماد دلدادگی و زايش و باروری.
سيب، نماد رازوارگی عشق.
انار، نماد تقدس.
سکه های تازه ضرب، نماد برکت و دارندگی.
ماهی، نماد برج سپری شده ی اسفند. حوت (= ماهی)
نارنج، نماد گوی زمين.
گل بيدمشک که گل ويژه ی اسفندماه است، نماد امشاسپند سپندارمذ.
نان پخته شده از هفت حبوب.
بَرسَم (= شاخه هايی از درخت مقدس انار، بيد، زيتون، انجير در دسته های سه، هفت يا دوازده تايی).
خرما، پنير، شکر.
کتاب مقدس.
و گلاب که بازمانده ی رسم آبريزان يا آبپاشان است (بر مبنای اشاره ی ابوريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است، به دود و خاکستر آن آلوده می شود و لذا آب پاشيدن به يکديگر نماد پاکيزگی از آن آلايش است.)

بد نيست اشاره شود که در زمان پادشاهی ِفتحعليشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که در مراسم نوروز، شاعران به جای مدح، حقيقت گويی کنند. شاعری با تکيه بر اين فرمان شعر زير را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله ی قابل توجهی هم دريافت نمود !

مگر دارا و يا خسروست اين شاه ؟       بدين جاه و بدين جاه و بدين جاه
ز کيخسرو بسی افتاده او پيش                بدين ريش و بدين ريش و بدين ريش
ز جاهش مُلک کيخسرو خراب است        ز ريشش ريشه ی ايران در آب است

در پايان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه ی شعری از «ابونواس» شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می برم :

مگر نمی بينی که،
خورشيد به برج بره
اندر شده
و اندازه ی زمانه برابر گرديده ؟
مگر نمی بينی که،
مرغان پس از زبان گرفتگی
به آواز خوانی پرداخته اند ؟
مگر نمی بينی که،
زمين از پارچه های رنگين گياهان
جامه بر تن کرده ؟
پس بر نو شدن زمانه
شادکام می باش ...


بن نوشت ها :

1. نوروز، زمان مقدس - دکتر مهرداد بهار - ماهنامه چيستا، سال دوم، شماره 7و8، ص772 - 778.
2. آيين ها و جشن های کهن در ايران امروز - محمود روح الامينی - چاپ اول، زمستان 1376.
3. نوروز جمشيد - دکتر جواد برومند سعيد - انتشارات توس، تهران، چاپ نخست 1377.

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 3306

   دیدگاه ها : (2)
1. پیامی از بابک, فرستاده شده در تاریخ 24-اسفند-1386 ساعت 02
درود بر شما 
نكته هاي سودمند را در كنار هم ارايه كرده ايد 
سپاس بسيار
2. پیامی از مجید شرف, فرستاده شده در تاریخ 04-فروردین-1387 ساعت 16
نکات بررسی شده را تا بحال در جای دیگر نخوانده بودم . دست شما درد نکند که چنین مطالب ارزنده ای را روی سایت می گذارید و دست خانم پیرایه یغمایی نویسنده هم درد نکند که وارد نکات به این باریکی شده اند.
واپسین به روز رسانی ( 27 اسفند 1387 ساعت 13:20 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  اگر قرار باشد در خانه ی خود آزادی عمل نداشته باشیم و بیگانگان بر ما مسلط باشند و رشته ای بر گردن ما بگذارند و ما را به هر سویی که می خواهند بکشند، مرگ بر چنین زندگی ترجیح دارد  ”
 دکتر محمد مصدق
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه