سازهای بادیناینای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که هر یک به نامی خوانده می شود.» (فرهنگ معین)
از قدیم اختراع نای را منصوب به ایرانیان دانسته اند. خانواده ی نای از لحاظ شکل به دو طبقه تقسیم می شود : 1- آنهایی که شکل استوانه ای دارند. 2- آنهایی که شکل مخروطی دارند. تعداد سوراخ های نای نیز در انواع مختلف آن متفاوت است. اگر دو لوله در ساختن آن به کاربرده باشند آن را «فارسی دو نای» می گویند. در بین ایرانیان نای دیگری شبیه به فلوت وجود داشته است که آن را «نای نرم» [1] می نامیدند. نای زبانه دار را نیز گاهی «نی سیاه» و نوع فلوت را، «نی سفید» می خواندند. ایرانیان با تغییراتی که در انگشت گذاری نای داده اند و ابتکاراتی که در زبانه ی آن به کار برده اند بر حالت ها و تنوع صدای آن افزوده اند. نای در شاهنامه دو کاربرد رزمی و بزمی دارد. آنگاه که به معنای نای رویین (کرنای) و نای سرغین (سُرنا، بوق جنگی) است به میدان نبرد می رود و آنگاه که با ابریشم (چنگ) و رباب همراه می شود، با بانگش ممن چهرگان را به سور و جشن فرامی خواند. کرنای (نای رویین)«کَرنای یا خرنای؛ شیپور بزرگ، نای ِجنگی، کـَرنای به تشدید «را» هم گفته اند.» (فرهنگ عمید) «در بالای آرامگاه «اردشیر سوم» یک شیپور بلند فلزی به دست آمده است که در موزه ی تخت جمشید نگاهداری می شود، بلندی این شیپور 1 متر و 20 سانتی متر و قطر دهنه ی آن 50 سانتی متر می باشد. این نوع شیپور را در قدیم «کرنا» یا «کارنای» یعنی نای جنگی می نامیدند که در مواقع جنگ به کار می برده اند ...» [2] «کرنای سازی است قدیمی و تاریخی که در استان های مختلف ایران به شکل های متفاوت ساخته و اجرا می شود. کرنای شمال که فاقد سوراخ است و جنس آن از نی است و طول آن گاهی به 3 متر می رسد. کرنای مشهد که لوله ی آن از فلز و در طول لوله سه عدد قــُپه ی تزیینی ساخته شده است، فاقد سوراخ و سر ساز است. کرنای فارس شبیه سُرنای دزفولی و بختیاری است و به تعداد سُرنا سوراخ دارد ...» [3] کرنای در شاهنامه سازی است بادی که در هنگام نبرد با خروش و ناله ی خود آسمان را از جای می کَنَد، صفت کرنای خروشیدن است و نالیدن و نعره زدن، آنچنان که با ناله ی آن، «تهمتن» پای در رکاب ِرخش می گذارد، کوه از جای می کند، آسمان می لرزد، گردان به هر سوی می روند و جهان از ناله ی کرنای پر می شود. خروش آمد و ناله ی کرنای بجنبید چون کوه، لشکر ز جایبوقبوق در شاهنامه سازی است رزمی و همواره با کوس و گاهی نیز با «هندی درای» و «درای» همراه می شود و پهلوانان و نامدارانی چون «گیو» و «گودرز» به همراه بوق و کوس است که به هنگام نبرد می روند. در قدیم - سی، چهل هزار پیش - بوق را روی درشکه ها نصب می کردند و کاربرد آن همانند بوق ماشین بود. شیپور«سازی است بادی، فلزی، از آلات موسیقی جنگی بوده است.» (فرهنگ عمید) در «برهان قاطع» نوشته شده است که این ساز را در حمام ها و آسییاب ها و هنگام ها می نوازند ... تا سی چهل سال پیش این ساز را به عنوان دعوت مردم به حمام می نواختند و در حقیقت اعلان باز بودن و آماده بودن حمام برای پذیرایی مشتری ها محسوب می شده است. قدیمی ترین اشاره ای که از این ساز در تاریخ است به دوره ی «خلفای راشدین» باز می گردد. در دوره ی «خلفای عباسی» نیز این ساز به صورت ساز رزمی درآمد. این ساز در شاهنامه سازی رزمی و بادی است. فردوسی بزرگ همه جا از آواز و آوای شیپور در صحنه های نبرد نام می برد. احتمالا با نواختن این ساز اعلام جنگ می شده است. در شاهنامه از ناله ی شیپور نیز یاد شده است. شیپور گهگاه نیز در مراسم بزم به صدا درمی آمده است. برآمد ز درگاه شیپور و نای سپه برگرفتند یکسر ز جای نشستند از دور هر دو خموش بر آواز شیپور بنهاده گوش
پانوشت ها :1. نای نرم همان «دودوک» در ارمنستان و «بالابان» در آذربایجان شمالی است - یادداشت نویسنده. 2. گزارش های باستان شناسی، رویه ی 263. 3. ساز شناسی، رویه ی 53.
بن نوشت ها :1. ساز و موسیقی در شاهنامه ی فردوسی - کتایون صارمی، فریدون امانی. 2. تاریخ موسیقی - تقی بینش. 3. زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی.
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 739
|