نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 1 میهمان
 
     
 
زینب زیادی

عبارت بالا از امثله سائره عامیانه است و در مواردی به کار می رود که در جمعی برای تمام افراد جمعیت جز...

 
     
 
 
No Image برگ نخست 15 تیر 1387 No Image
 
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش دویم چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 0
ناچیزبهترین 
14 اسفند 1386

سازهای کوبه ای

کـوس

«کوس نقاره ی بزرگی که عبارت است از یک پارچه پوست که بر روی دهانه ی بدنه ای کشیده شده است.» (فرهنگ معین)

«منوچهری دامغانی» نوع دیگری از کوس را که کاسه ی آن از فلز باشد و بدان «کوس رویین» گویند در شعری نام برده است.
«کوس» در شاهنامه یکی از سازهای کوبه ای و رزمی است که به هنگامه ی نبرد با کرنای، هندی درای، رویینه خم، بوق، شیپور، تبیره و نای همراه می شود.

چو بندید بر کوهه ی پیل کوس     هوا گردد از گرد چون آبنوس

تبیره

«تبیره به معنی تبیر است که  همان دُهُل و کوس و طبل و نقاره باشد. بعضی گویند دُهُلی است که میان آن باریک و دو سرش پهن باشد.» (برهان قاطع)

تبیر سازی است از خانواده ی آلات موسیقی ِکوبه ای که در ساختمان آن پوست به کار رفته است. تبیره به ظاهر نوع کوچک ساز تبیر است. ولی در اشعار حماسی نام تبیره پیش از تبیر به کار رفته است.
بیشتر فرهنگ نویسان این ساز را نوعی «طبل، کوس و دُهُل» نوشته اند، این نوع تبیر گویا همان سازی است که «زارعان جهت رم دادن جانوران از کشتزارها می نواختند...» (برهان قاطع)
«...در عرف عام؛ سازی بوده است به نام تبورک که دلقک ها  و بازیگران به گردن می آویختند و با پایکوپی و سراندازی می نواختند.»[1]
تبیره در شاهنامه ی فردوسی با سازهای رزمی چون کوس، بوق، کرنای و سنج همراه می شود و گویا به معنی طبل و دُهل است.

خروش تبیره ز میدان بخاست      همی خاک به آسمان گشت راست

برآمد خروش از در پهلوان         ز کوس و تبیره زمین شد توان

بگوییم  تا برکشد نای ِتوس       تبیره برآرند با بوق و کوس

طبل

«طبل یکی از آلات ضربی و رزمی است و آن تشکیل شده از دو پارچه پوست که  در دو طرف بدنه ای به شکل استوانه کشیده شده...» (فرهنگ معین)

طبل در شاهنامه سازی کوبه ای و رزمی است و صدایی پر جوش و خروش دارد.

سنج

سنج در شاهنامه سازی رزمی است و با بانگ درای و ناله ی کرنای و هندی درای و کوس چنان به صدا درمی آید که «تو گفتی بجنبید میدان ز جای»

از آوای سنج و دم کرنای     تو گفتی بجنبید میدان ز جای


پانوشت :

1- منوچهری و موسیقی، رویه ی 112.


بن نوشت ها :

1. ساز و موسیقی در شاهنامه ی فردوسی - کتایون صارمی، فریدون امانی.
2. تاریخ موسیقی - تقی بینش.
3. زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی.

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 652

   دیدگاه ها : (1)
1. پیامی از حوا سلیمی, فرستاده شده در تاریخ 24-خرداد-1387 ساعت 21
از شما گرامی یاران ایران زمین بسیار سپاسگزارم. 
خواهش می کنم چنانچه امکان دارد برای نشان دادن بهتر سازها طرحی از آنان را بکشید. 
پایدار باشید/ پاینده ایران
 

 
     
 
 
 
“  اندر بلای سخت پدید آید / فضل و بزرگمردی و سالاری  ”   -  رودکی سمرقندی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
هنداختار (طراح) : بهزاد فرهانیه