سازهای زهیرباب«رباب، آلتی موسیقی از ذوات الوتار که در قدیم با ناخن یا زخمه و سپس با آرشه می نواختند و مانند تنبور بوده و دسته ای داشت.» (فرهنگ معین)

«رباب کلمه ای است که در سده های اخیر به سازهایی که با کمان یا آرشه نواخته می شد، اطلاق می گردید ولی به احتمال قوی ابتدا مانند «بربت» و «تنبور» با ناخن نواخته می شده است. به تحقیق نمی توان گفت که در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای درآمده است. رباب در ایران به ویژه در خراسان از گذشته های دور معروف و معمول بوده ....» [1] رباب در شاهنامه سازی است بزمی که در میگساری ها و سورها همراه چنگ و بربت حضور می یابد، اما با چنگ همخوانی بیشتری دارد، گویی چنگ و رباب مکمل یکدیگرند، در شاهنامه چندین بار به «بانگ رباب» اشاره شده است. در آن خانه سی سد پرستنده بود همه با رباب و نبید و سرود
چنگچنگ یکی از سازهای قدیم ایران است و ما این ساز را می توانیم در سنگ نگاره های طاق بستان و بر روی برخی از اشیای به دست آمده در حفاری ها ببینیم. چنگ در شاهنامه سازی بزمی است که با نای، رباب، عود و دف همراه می شود. فردوسی بزرگ در شاهنامه از نغمه، آوا و ناله ی چنگ و «چنگ نالان» نام می برد و این ساز در حالی که با نای همراهی شود در قبال خروشیدن بوق و آوای زنگ که سازهایی رزمی هستند قرار می گیرد. بیامد بر پادشاه چنگ زن خرامان به سان یکی ناروننوازندگان این ساز بیشتر زنان بوده اند. در نقش برجسته های یافت شده در بناهای تاریخی و به ویژه در نقاشی های مینیاتور ایران می توان زنان را در حال نواختن چنگ یافت. 
تنبورتنبور سازی ایرانی و قدیمی است و در بسیاری از متن های کهن از آن یاد شده است؛ از جمله در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدک» در آنجا که خسرو قبادان از ریدک می پرسد : «... نهم فرماید پرسیدن که کدام خنیاگری خوشتر و بهتر است؟ ریدک گوید که انوشه با شید. این چند خنیاگر همه هوش و نیک [اند] ...تنبور سرای، بربت سرای، نای سرای و ...تنبور بزرگ سرای...» این ساز در شاهنامه، سازی است بزمی و همواره در سور و شادی است. تنبور را پدر «تار» نامیده اند و تار شکل تکامل یافته ی تنبور به شمار می رود. 
بربت - عود«...از سازهای قدیم ایران که سیم های متعددی داشته است بربت می باشد که از انواع سازهای مضرابی متداول در ایران بوده است. «ابن مسجع» [2] که سال ها به تحصیل موسیقی اشتغال داشت از روی بربت ایرانی عود را اختراع کرد ...» [3] «عود یکی از آلات موسیقی، و آن سازی است از ذوات الوتار که شکل کلی آن در اصل شبیه بربت بوده است. در دوره ی اسلامی این آلت در نواحی شمال شرقی پدید آمده، به این صورت که سر آن که جای گوشی های ساز است، به طرف عقب برگشته و کاسه ی آن از پوست پوشیده شده است.» (فرهنگ معین)
پانوشت ها :1. مجله ی موسیقی - شماره 9- رویه های 24 تا 32 2. ابن مسجع ایرانی که پیش از این درباره ی وی سخن آمد از کاریگرانی بود که برای نوسازی خانه کعبه به مکه آمده بود و آواز خوش او «عبدالله زبیر» را شیفته کرد و بدین سبب آزادش نمود. سپس او برای تکمیل هنر خویش به ایران بازگشت و نواختن چند رود (ساز) را فراگرفت و به مکه رفت و گام های موسیقی ایرانی را همراه اشعار عربی کرد. (زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی) 3. تاریخ موسیقی - تقی بینش- رویه ی 31
بن نوشت ها :1. ساز و موسیقی در شاهنامه ی فردوسی - کتایون صارمی، فریدون امانی 2. تاریخ موسیقی - تقی بینش 3. زمینه ی شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی |
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1021
1. پیامی از کوشا, فرستاده شده در تاریخ 02-فروردین-1387 ساعت 23 درود بر* یسنا جان * عزیز. آرزوی سربلندی براتون دارم دل منو همیشه شاد می کنی با این مطالب قشنگ و شادی آفرین.دوستدار شما عزیزان خودم. پاینده باشی | |