يكشنبه (مهرشید)
بیست و سوم (دی بدین روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 14 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
طبع زبان فارسی

داریوش آشوری

هر زبانی امکانات و تواناییهای خاصی دارد که از سویی بر بنیانهای ساختمانی زبان تکیه دارد و از سوی دیگر بر چگونگی کاربرد تاریخی زبان. و این «چگونگی کاربرد» نکتۀ مهمی است، زیرا چگونگی کاربرد یک زبان در زمینه های گوناگون یا کم - و - بیشی ِکاربرد...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow گرامیداشت اسپندارمذگان، روز زن در فرهنگ ایرانی تاریخ امروز
23 اسفند 1388
 
 
 
گرامیداشت اسپندارمذگان، روز زن در فرهنگ ایرانی چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 22
بدعالی 
26 بهمن 1386 ساعت 14:08

جلیل دوستخواه

پنجمین روز اسفند (اسفند روز در ماه اسفند)، در گاهشمار ایرانیان باستان و در زنجیره ی بلند آیین ها و جشن های سالیانه ی نیاکان ارجمند ما، اسپندارمَذگان (= اسفندارمذگان / اسفندارگان / سپندارگان / اسپندگان / اسفندگان)، روزی بس مهم و جشنی بسیار گرامی بود.

این جشن فرخنده - همچون همه ی آیین ها و جشن های کهن ما - ریشه های اسطورگی و فرهنگی و زیست محیطی بنیادینی در پیشینه ی هزاران ساله ی زندگی ایرانیان دارد.

در گاهان زرتشت که کهن ترین سرودهای برجامانده ی ایرانیان است و زمان سرایش آن را سه هزاره پیش از این برآورد کرده اند، از «سْپِنْتَه اَرْمَیتی» یا «اَرْمَیتی» به منزله ی یکی از فروزه ها یا نمودهای اَهورَه مَزدا (برترین خِرَد ِجهان ِهستی) یاد شده است که در کنار ِپنج فروزه ی دیگر جای می گیرد و همه با هم، بنیادی ترین سویه ی نگرش ِزرتشت ِشاعر و فیلسوف به گیتی و زندگانی گیتیانه را به نمایش می گذارند.
در این میان، سْپنتَه اَرْمَیتی پایگاهی والا و نقشْ ورزی چشم گیری دارد. او را به گونه ای نمادین، دختر ِاهورَه مَزدا و خواهر ِایزدْبانو اَشَی (اَشَی وَنگهو / ارشیشوَنگ) و ایزد آذر (که او نیز پسر اهوره مزدا خوانده شده است) شمرده اند.

در اسطوره ی آرش شیواتیر (= آرش کمانگیر) - به روایت ابوریحان بیرونی - نیز آمده است که آرش برای بازپس گیری سرزمین های ایرانی از تازش تورانیان تاراج گر، جان و زندگانی اش را در تیری که به رهنمونی ِاسپندارمذ ساخته بود، گذاشت و به سوی مرز توران پرتاب کرد.

در هزاره های پسین و در فرایند دیگردیسی اسطوره های کهن و خردورزی های فیلسوفانه ی زرتشت و خیالْ نقش های شعریِ او، در متن های اوستایی نوتر، این فروزه های ششگانه، گونه ای کالبَد ِاَستومَند (مادّی) یافتند و از آنها با وصف ترکیبی «اَمِشَه سْپِنْتَه»(= امشاسپند / جاودانه ی وَرجاوَند) یادشد. این گروه ِ ششگانه، هم بر پایه ی هنجارهای دستوری زبان اوستایی و هم بر بنیاد نگرش هستی شناختی ایرانی، به دو دسته ی نرینه و مادینه بخش شدند که سْپِنْتَه اَرْمَیتی، از سه گانه ی دوم (امشاسپند بانوان) و نماد زنانگی و مادرانگی برترین خِرَد ِجهان هستی و نیز نمودار زمین است که همچون مادری مهرورز، همه ی زندگانی گیتیانه را در دامانش می پرورد.(برای آگاهی بیشتر در باره ی این نماد و پیوندهای آن با ادب ِ ودایی هندوان، -> اوستا، کهن ترین سرودها و متن های ایرانی، گزارش و پژوهش ِجلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، چاپ نهم، - 1384، ج 2، صص 1002 - 1003) [1]
برگزیدن این روز به منزله ی روز ِزن در ایران ِامروز بهترین و فرهنگی ترین و ریشه دارترین انتخاب است و همه ی یادمان ها و داده های فرهنگی کهن مان نیز پشتوانه ی این بهگزینی است. گذشته از آنچه در بازبُرد به گاهان و اوستای نو، در این زمینه گفته شد، در نوشتارهای هزاره ی اخیر نیز اشاره های بسیار به ارجگزاری این روز برای گرامی داشت ِپایگاه والای زن در نگرش ِفرهنگی ایرانی می یابیم که سخن گوهرین و والای دانشمند و پژوهشگر والای مان «ابوریحان بیرونی» در کتاب ِآثار الباقیة از آن جمله است.

در چندین دهه پیش از این، به پیشنهاد ِاستاد ِزنده یادم «ابراهیم پورداوود»، روز پنجم اسفند به عنوان روز پرستار شناخته شده بود و به طور رسمی برگزار می شد و در این روز، برای ارج گزاری خدمت ارزنده ی پرستاران، آیین هایی به اجرا در می آمد که در آنها با پیشکش شاخه های گل  بیدمشک (گل ویژه ی امشاسْپَند بانو اسپندارمذ در اسطوره های کهن)، پرستاران میهنمان را می نواختند.
پیشنهاد ِ پورداوود و برگزاری آن آیین، کاری سزاوار بود، اما با رویکرد به جایگاه اسپندارمَذ در پیشینه ی فرهنگی باستانی مان که بدان اشاره رفت، شایسته است که از این پس، این روز را روز ِزن در ایران بشناسیم.

یادآوری می شود که برخی از دوستان، با استناد به دیگرگونی گاه شمار خورشیدی کنونی نسبت به گاه شمار باستانی، زمان برگزاری جشن ِ اسپندارمَذگان را شش روز بازپس می برند و در روز 29 بهمن ماه می شناسند. اما همان گونه که پیشتر هم روشنگری کردم، روز ِدرست و سزاوار ِ این جشن، همان پنجم اسفندماه است.

شاخه های گل بیدمشک

کانون پژوهش های ایران شناختی، فرصت را غنیمت می شمارد و با پیشکش تصویری از شاخه های گل بیدمشک [2] اسپندارمَذگان، روز زن در ایران را با گرمی و شور و شوق به همه ی بانوان ایرانی شادباش و فرخنده باد می گوید و امیدوارست که روز و روزگار بهی آنان فرا رسد و پایگاه ِ والا و حقوق انسانی شان به تمام معنی شناخته شود و در همه ی ساختار زندگی خانوادگی و اجتماعی رعایت گردد. چُنین باد !

آقای دکتر مرادی غیاث آبادی نیز - که دلشان برای «خود بیدمشک کم بینی !»ی من سوخته است - تصویر زیبایی از این گل ویژه ی سپندارمذ را - که در گیلان گرفته اند - برایم فرستاده اند که با سپاس از ایشان و برای فرخندگی هرچه بیشتر روز زن، در این جا می آورم.

شاخه های گل بیدمشک - گیلان


افزون بر نوشته ی پیشین :

جلیل دوستخواه

جمعه ٣ اسفندماه ١٣٨٦ خورشيدی

در پاسخ به دوستانی كه ٢٩ بهمن را جشن اسفندگان شمرده و با پیام های مهرآمیزشان آن را «فرخنده باد !» گفته اند، نوشتم :

دوست گرامی ...
جشن اسپندارمذگان (اسفندگان) در پنجم اسفندماه (و نه ٢٩ بهمن)، بر شما فرخنده باد !

همچنان بر این باورم كه كاربرد گاهشماری خیامی (مشهور به جلالی)، نباید ما را از پاسداشت یادگار نیاكان ارجمندمان بازدارد.
برماست كه همه ی جشن های یازده گانه ی با پسوند «- گان» از ماه دوم تا دوازدهم را هم، مانند ماه یكم در همان روزهای اصلی (روزهای یكی شدن ِ نام روز و ماه) برگزاریم و به روزهای دیگری منتقل نكنیم تا انگیزه ی بنیادین برگزاری آن ها از یاد نرود.

ما هم اكنون، جشن های نوروز، فروردینگان (فروردگان)، یلدا و سده را به درستی در همان زمان های تعیین شده برای آن ها در روزگار باستان (یكم فروردین، سی ام آذر و دهم بهمن)، برمی گزاریم. پس چرا در مورد جشن های یازده گانه ی اردیبهشتگان تا اسفندگان، دچار این آشفته كاری و سامانْ شكنی شده ایم ؟!


پانوشت ها:

1. درباره ی این جشن و دیگر جشن ها و آیین های ایرانیان در ماه اسفند و پذیره ی نوروز بزرگ، همچنین نگاه کنید به گفتار خواندنی همکار ما آقای دکتر رضا مرادی غیاث آبادی
2. از دوست ارجمند و فرهیخته آقای دکتر شاهین سپنتا سپاسگزارم که تصویر شاخه های گل بیدمشک را از میهن برایم فرستادند و به من امکان دادند که در ویرایش دوم، آن را جایگزین تصویر پیشین (گل لاله) کنم.


برگرفته از تانگار کانون پژوهش های ایران شناختی - دکتر جلیل دوستخواه

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 2852

   دیدگاه ها : (1)
1. پیامی از سپاس, فرستاده شده در تاریخ 29-بهمن-1386 ساعت 22
درود. 
اگر لطف بفرمایید و برای هر یک از اعضای خود ایمیلی ارائه کنید که مستقیما امکان داشته باشد که با اعضای این سایت ارتباط برقرار کرد ممنون می شوم-برای ارتباطات علمی بیشتر و همفکری 
و هم اندیشی.با نهایت احترام عزیزانم.دوستدار شما وفاداران
واپسین به روز رسانی ( 03 اسفند 1386 ساعت 23:20 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  هرکه به نام فریفته شود، به نان اندر ماند و هرکه به نان خیانت کند به جامعه اندر ماند  ”
 بهرام گور
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه