آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 97 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow جشن ها و آیین ها arrow جشن اسفندگان، روز گراميداشت زمين بارور و بانوان تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
جشن اسفندگان، روز گراميداشت زمين بارور و بانوان چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 14
بدعالی 
22 بهمن 1386 ساعت 17:17

رضا مرادی غیاث آبادی

ماه اسفند و به ویژه روز پنجم آن که در همه ی تقویم های ایرانی «اسفندروز» نامیده می شود؛ از روزگاران کهن، ماه و روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان در فرهنگ ایرانی دانسته می شده است.

واژه ی فارسی «اسفند» یا «سپندارمذ»، از واژه ی پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَ نتَ ه آرمَ ئیتی»، برگرفته شده است. اصل این نام همانا «آرمئیتی» است که واژه ی «سپنته» یا «سپند» برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. معمولا آرمئیتی را به معنای «فروتنی و آرامی» می دانند، اما این معنا درست به نظر نمی رسد و بسیاری از پژوهشگران آن را نمی پذیرند.
«ل. مولتون» در «Early Zoroasrianism» آن را در اصل «آرا ماتا» به معنای «مادر زمین» می داند که با واژه ی سانسکریت و ودایی «اَرامتی» به معنای «زمین» نزدیکی دارد. در «گات ها»ی زرتشت (سرود 45، بند 4)، این واژه در معنای زمین و با توصیف «دختر اهورامزدا»(دوگِ دَر) آمده است. همان واژ ه ای که زرتشت برای دخترش «پوروچیستا» هم بکار گرفته است (ترجمه های بارتولومه، دارمستتر و پورداود).

همچنین در ترجمه ی سانسکریت «نریوسنگ» از همان بند اوستا، آرمئیتی به معنای زمین برگردان شده و در متن پهلوی «زند وهومن یسن» نیز به همین ترتیب بکار رفته است. این نام در زبان و فرهنگ ارمنیان ایرانی نیز تداول دارد. آنان سپندارمذ را بگونه ی «سپندارمت» می شناسند و او را «ایزدبانوی باروری» می دانند.

بنابر این، «آرمئیتی» به تنهایی و یا به شکل «سپنته آرمئیتی» در آغاز، نام یا پاژنام «زمین» و به ویژه «زمین بارور» و یا «مادر زمین» بوده و بعدها به فرشته یا ایزد پشتیبان زمین اطلاق می شود و پس از آن به پیکر یکی از امشاسپندان یا یاران اهورامزدا درمی آید.

نگارنده بر این باور است که گویا ایزدبانوی میان دو رودی به نام «سَ رپانیتو» یا «اِروئا» که همسر «مردوک» خدای بزرگ دانسته می شده، خاستگاهی مشترک با سپندارمذ داشته است. چرا که اِروئا، ایزدبانوی زایش بوده و حتی معنای واژه ی آن نیز «باروری» بوده است. در میان دو رورد باستان و پس از کوچ «کاسیان» آریایی به آنجا، آیینی به نام «هَ شادو» در اجرای نمادین وصلت مردوک و اِروئا، و دیگر مناسک مربوط به «ازدواج مقدس» برگزار می شده است. در هر حال، حتی اگر آرمئیتی نه به معنای آرامی و فروتنی، که به معنای مادر زمین بوده باشد؛ نباید پیوند و ارتباط های «آرامی» و «آغوش مادری» را حتی دستکم به شکل شباهت واژگان آن در زبان های هندواروپایی از یاد ببریم.

از آنجا که در باورهای کهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش دهنده می دانسته اند و همه ی موجودات بر پهنه ی او و در پناه و آغوش او پروریده می شده اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می کرده اند و از همین خاستگاه است که عبارت های زیبا و دل انگیز «مام میهن» و «سرزمین مادری» بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه که زمین را زن یا مادر می دانسته اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می آورده اند و ترکیب های «مادرزمین» و «پدرآسمان» از همین جا برخاسته اند. بی گمان آنان شباهت ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یک سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می کرده اند. همچنین این را نیز می دانیم که در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام «مشی و مشیانه» از ریشه ی دوگانه ی گیاهی به نام «مهرگیاه» در دل زمین بوجود آمده و آفریده شده اند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته می شده است.

کارکردهای آرمئیتی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است. در «گات ها»ی زرتشت، هجده بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاک، برای آرامش بخشی به کشتزاران، چراگاه ها و جانوران، برای پیدایی یک فرمانروای نیک، و برای یاری به دخترش «پوروچیستا» در گزینش شوی خویش، به یاری فرا می خواند. در اساطیر ایرانی، او بود که پیشنهاد و فرمان ساختن تیروکمانی برای «آرش کمانگیر» را به «منوچهرشاه» داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود، فراخناک تر کند.
متن پهلوی «صددر بندهش» او را یاری رسان نویسندگان، به عنوان پدیدآورندگان فکر و اندیشه می داند. پلوتارک نقل می کند که اردشیر دوم - پادشاه هخامنشی - بهبودی همسرش آتوسا را از سپندارمذ طلب می کند و او به یاری آنان می شتابد. سراسر اوستا و به ویژه «فروردین یشت» و یسنای 38، آکنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است.

در اینجا شاید اشاره به این نکته هم مفید باشد که هر سه واژه ی «آرمئیتی»، «زمین» و «زن»، از واژگان کهن آریایی یا هندواروپایی هستند که با اندک تفاوت هایی در ساختار ظاهری و تصریف آن ها، در بسیاری از زبان های هندواروپایی رواج و گستردگی دارند. همچنین یادآور می شوم که واژه ی «زن» با زندگی، و واژه ی «مرد» با مرگ و مردن در پیوند است. پیشینیان ما زن را بخاطر فرزندآوری، همواره زنده و زندگی بخش می دانسته اند و مرد را مقطوع النسل و مرگ او را پایان هستی او بشمار می آورده اند. به همین دلیل نیز بوده است که در دوران باستان نسل فرزندان را از جانب مادر می دانسته اند و این ارتباط چندانی با «نظام مادر شاهی» یا «زن سالاری» نداشته است.
کتیبه های موجود (به ویژه در ایذه) نشان می دهد، حتی در دوران ایلامیان نیز با اینکه نظام مادرسالاری وجود نداشته است، اما همچنان در هنگام معرفی خود، گاه بجای نام پدر به ثبت نام مادر و مادران می پرداخته اند.

نامگذاری آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا سپندارمذ نیز از همین ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. چرا که در همین ماه، نخستین جوانه ها از خاک سربرمی زنند و زایش دوباره ی زمین را نوید می دهند. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن که با نام ماه همانند است (یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه) را روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان می دانسته اند و در این روز، مردان آیین هایی برای همسران خود برگزار می کرده و هدیه هایی به او می داده اند که متأسفانه آگاهی بیشتری از این مراسم در دست نیست.
همچنین بخاطر آغاز فصل رویش و زراعت، از این روز با نام «جشن برزگران» که خود همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند، یاد شده است. در گات های زرتشت نیز بارها نام برزگران (وَرِزی ئَ ن ت) با آرمئیتی (زمین) در کنار یکدیگر آمده اند.

منابع موجود نشان می دهد که جشن اسفندگان، مانند بسیاری از دیگر جشن ها و آیین های ایرانی در انحصار هیچیک از اقوام یا ادیان ایرانی نیست و به تمامی از پدیده های طبیعت و روابط انسانی برگرفته شده و متعلق به همگی مردمان ایرانی با هر گرایش قومی یا دینی است.

ابوریحان بیرونی از این جشن به عنوان یک جشن کهن یاد می کند و اضافه می کند که این روز و ماه از دیرباز جشن زنان شوهردار بوده و همسران بر آنان بخشش می کرده اند. او همچنین نقل می کند که در آن زمان این جشن را با نام «مردگیران» می شناخته اند، به این معنا که زنان از مردان خود هدیه ای می گرفته اند.

امروزه تا آنجا که این نگارنده آگاهی دارد، این جشن هنوز هم با نام «اسفندی» در بسیاری از نواحی مرکزی ایران، همچون اقلید، کاشان و محلات برگزار می شود و زنان در این روز، برای خوشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی نیز می پزند که بنام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می شود. این آیین در روستاهای پیرامون کاشان، همچون «نَ شَ لج»، «اِستَ رک» و «نیاسر»، در نخستین روز اسفندماه برگزار می شود.
«مری بویس»(در تاریخ کیش زرتشتی، جلد یکم) گزارش می کند که تا مدتی پیش در روز اسفندگان، زرتشتیان کرمان به صحرا می رفته و تعداد بی شماری از حشرات و پرندگانی که از نظر آنان آسیب رسان دانسته می شده اند را می کشته اند.

جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطوره های زایش و باروری است. با توجه به منابع موجود دانسته می شود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.
بیرونی نیز در نقل آیین های جشن، از زن به عنوان همسر یاد می کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین هایی نیز که امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می شود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهر آمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد.


برگرفته از تارنمای پژوهش های ایرانی


در همین زمینه :

جشن اسفندگان

اسفندگان، جشن بزرگداشت زن و زمین - شقایق فتح علیزاده

پاسخنامه ای به پرسش های آریابوم درباره ی زمان درست جشن ها

سخنی دیگر در باره ی زمان جشن اسفندگان - پژوهش های ایرانی

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 2460

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 22 بهمن 1386 ساعت 17:20 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  من نمی‏گویم زیان كن یا به فكر سود باش / ای ز فرصت بی‏خبر در هر چه هستی زود باش  ”
 بیدل دهلوی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه