دوشنبه (مه شید)
بیست و چهارم (دین روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 10 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
طبع زبان فارسی

داریوش آشوری

هر زبانی امکانات و تواناییهای خاصی دارد که از سویی بر بنیانهای ساختمانی زبان تکیه دارد و از سوی دیگر بر چگونگی کاربرد تاریخی زبان. و این «چگونگی کاربرد» نکتۀ مهمی است، زیرا چگونگی کاربرد یک زبان در زمینه های گوناگون یا کم - و - بیشی ِکاربرد...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ایران شناخت arrow هخامنشیان تاریخ امروز
24 اسفند 1388
 
 
 
هخامنشیان چاپ فرستادن صفحه با نامه

با طلوع دولت هخانشی که به وسیله ی کورش پارسی از خاندان معروف هخامنش بنیاد گردید (حدود 550 پیش از میلاد)، ایران در صحنه ی تاریخ جهانی، نقش فعال و تعیین کننده ای یافت. همچنین، این دولت منشا و مرکز یک تمدن و فرهنگ ممتاز آسیایی و جهانی دنیای باستان شناخته شد.
کورش، پادشاه سرزمین انشان (انزان، در حدود شوش، نواحی ایلام جنوبی) و سرکرده ی سلحشور و محبوب طوایف پارسه (پارس) که قلمرو او و پدرانش در آن روزها تابع حکومت پادشاهان خاندان دیااکو محسوب می شد، با شورش بر ضد آستیاگ و پیروزی بر او، هگمتانه (اکباتان، همدان) را گرفت (549 پیش از میلاد) وی، خزاین و ذخایر تختگاه ماد را هم بر وفق روایت یک کتیبه ی بابلی، به «انشان» برد و سرانجام به فرمانروایی طوایف ماد در ایران خاتمه داد.

ایران در زمان هخامنشیان

غلبه ی سریع او بر قلمرو ماد که بلافاصله بعد از سقوط همدان زیر تسلط او در آمد، در نزد پادشاهان عصر موجب دلنگرانی شد. کورش برای مقابله با اتحادیه ای که با شرکت لیدیه، بابل و مصر بر ضد او در حال شکل گرفتن بود، خود را ناچار به درگیری با آن ها یافت.
پس از آن، بلافاصله با سرعتی بی نظیر که بعدها فقط فتوحات اسکندر خاطره ی آن را تجدید کرد، به جلوگیری از هجوم «کرزوس» پادشاه لیدیه، که با عجله عازم تجاوز به مرزهای ایران بود، پرداخت. در جنگ، کرزوس مغلوب شد و «ساردیس» (اسپرده، سارد) پایتخت او به دست کورش افتاد (546 پیش از میلاد). این پیروزی، آسیای صغیر را هم برقلمرو وی افزود (549 پیش از میلاد) اما، پیش از درگیری با بابل و ظاهرا برای آنکه هنگام لشکر کشی به میان دو رود مانند آنچه برای «هووخ شتره»، پادشاه ماد، در هنگام عزیمتش به جنگ با آشور پیش آمد، دچار حمله ی سکاها نشود، چندی در نواحی شرقی فلات به بسط قدرت و تامین حدود پرداخت. بالاخره، با عبور از دجله، حمله به بابل را آغاز کرد و تقریبا بدون جنگ آن را فتح کرد (538 پیش از میلاد) با فتح بابل، سرزمین های آشور و سوریه و فلسطین هم که جزو قلمرونبونید - پادشاه بابل - بود نیز، به تصرف کورش درآمد. اما، در گیری هایی که در نواحی شرقی کشور در حوالی گرگان و سرزمین های بین دریای مازندران و دریاچه ی خوارزم، برای او پیش آمد و ظاهرا به مرگ او منجر شد (529 پیش از میلاد.)، او را از اقدام به لشکر کشی به مصر، که در گذشته با لیدیه و بابل برضد وی هم پیمان شده بودند، مانع گشت.

آرامگاه کورش بزرگ - پاسارگاد

پسرش، کمبوجیه این مهم را انجام داد (525 پیش از میلاد) و بدین گونه، مصر و قورنا (سیرنائیک) در شمال آفریقا هم جزو قلمرو هخامنشی ها در آمد و شاهنشاهی پارسی ها به وسعت فوق العاده ای که در تمام دنیای باستان بی سابقه بود، رسید.
سنگ نگاره داریوش بزرگ در تخت جمشیدبالاخره، داریوش اول (داریوش بزرگ) که بعد از مدت کوتاهی (521 پیش از میلاد) با ایجاد امنیت، احداث شبکه های ارتباطی، وضع قوانین و تنظیم ترتیبات مربوط به مالیات عادلانه، به این دولت که در واقع میراث کورش بزرگ بود، تمرکز و تحرک واستحکامی قابل دوام بخشید.
بنابراین، لشکرکشی هایی که داریوش در مرزهای غربی و شمال شاهنشاهی کرد وبیشتر ناظر به تامین وحدت و تمامیت آن بود، در آسیای صغیر و یونان با مقاومت هایی مواجه گردید (499 پیش از میلاد) که حل آن از طریق نظامی، برای وی ممکن نگشت (490 پیش از میلاد).

پسرش، خشایارشا هم که بعد از او پادشاهی رسید (486 پیش از میلاد) در رفع این مقاومت ها (480 پیش از میلاد) که از عدم تفاهم بین حیات یونانی و اصول حکومت شرقی ناشی می شد، توفیقی حاصل نکرد. حتی بعد از خشایارشا (465 پیش از میلاد) هم، این سوء تفاهم بین ایران با شهرهای یونان، مدت ها ادامه یافت.
با وجود این، جانشینان دیگر داریوش بزرگ و از جمله کسانی چون داریوش دوم (423 - 404 پیش از میلاد) و اردشیر دوم (404 - 358 پیش از میلاد) که هیچ یک به اندازه ی داریوش بزرگ کاردانی نداشتند، در حل سیاسی این مساله و حفظ سیادت ایران در نواحی شرقی و مدیترانه، دچار مشکلی نشدند. حتی شورش مصر بر ضد ساتراپ ایرانی خود (415 پیش از میلاد)، که چندی آن سرزمین را از ایران جدا کرد، و واقعه ی بازگشت ده هزار چریک یونانی از ایران (401 پیش از میلاد) که نشانه ی ضعف نظامی ایران در آن ایام بود، تمامیت شاهنشاهی ایران را متزلزل نکرد.
به همین دلیل، نظام های داریوش بزرگ و تدابیر سیاسی بعضی ساتراپ های ایرانی که مشاوران پادشاهان بودند، همچنان حافظ وحدت و تمامیت قلمرو هخامنشی باقی ماند.

جام زرین (ریتون) از هنرهای هخامنشی

این قلمرو وسیع که از حدود جیهون و سند تا مصر و دریای اژه را دربرمی گرفت، در زمان داریوش بزرگ دارای تقسیمات اداری منظمی بالغ بر بیست استان (به گفته ی هرودوت) یا سی (سنگ نبشته ها) بود که در هر استان (خشتره = شهر) یک ساتراپ (خشترپ = خشتروپان = شهربان) به عنوان والی عهده دار امور کشوری بود.
با آنکه این والی بر تمام امور مربوط به استان نظارت دقیق داشت، فرمانده ی پادگان استان و نگهبان ارگ آن تحت حکم وی نبودند. به این ترتیب، ساتراپ با وجود اقتدار نسبتا نامحدود، همواره زیر نظارت پادشاه قرار داشت و فکر یاغیگری برای او، چندان قابل اجرا به نظر نمی رسید. حکم و اراده ی پادشاه هم در سراسر این استان ها قانون محسوب می شد و مطاع بود.
اقوام تابع هم با آنکه در ادیان و عقاید و رسوم خود محدودیتی نداشتند، در ضابطه تبعیت از حکم پادشاه، به حفظ وحدت و تمامیت شاهنشاهی متعهد بودند. نمونه ی این تعهد، از همکاری آنان در کار بنای کاخ داریوش بزرگ در شوش پیداست. لوحه های گلی بازمانده، نقش صنعتگران این اقوام و مصالح سرزمین های آنان را در ایجاد این کاخ به یاد می آورد.

آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم

نام سرزمین های تابع پادشاهی هخامنشی، در سنگ نبشته ی آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم، به تفصیل این گونه آمده است :
ماد، خووج (خوزستان) پرثوه (پارت)، هری ب و (هرات)، باختر، سغد، خوارزم، زرنگ، آراخوزیا (رخج، افغانستان جنوبی تا قندهار)، ثته گوش (پنجاب)، گنداره (کابل، پیشاور)، هندوش (سند)، سکاهوم ورکه (سکاهای ماورای جیهون)، سگاتیگره خود (سکاهای تیز خود، ماورای سیهون)، بابل، آشور، اربایه (عربستان)، مودرایه (مصر)، ارمینه (ارمن)، کته په توک ( کاپادوکیه، بخش شرقی آسیای صغیر)، سپرد (سارد، لیدیه در مغرب آسیای صغیر)، یئونه (ایونیا، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تر دریا (سکاهای آن سوی دریا : کریمه، دانوب)، سکودر (مقدونیه)، یئونه تک برا (یونانیان سپردار: تراکیه، تراس)، پوتیه (سومالی)، کوشیا (کوش، حبشه)، مکیه (طرابلس غرب، برقه)، کرخا (کارتاژ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر).
در بین این نام ها، ظاهرا سرزمین هایی هم بود که ساتراپ جداگانه نداشت و به وسیله ی ساتراپ استان مجاور یا نزدیک اداره می شد. لوحه ای نیز در شوش به دست آمده است که به داریوش بزرگ تعلق دارد و نام کشورهای تابع را - با اندک تفاوت - تقریبا همانند آنچه در سنگ نبشته ی آرامگاه وی در نقش رستم آمده است یاد می کند.
هنر هخامنشیانفهرست دیگری را هرودوت (تواریخ 3 : 89  تا 98) نقل می کند که بعضی اطلاعات جالب توجه را که درباره ی مقدار و ترتیب مالیات این نواحی، به دست می دهد. البته، این اطلاعات، معلومات مندرج در سنگ نبشته ها را نیز تکمیل می کند. همچنین، تجدید نظرهایی را هم که ظاهرا گه گاه در تقسیمات اداری کشور می باید پیش آمده باشد، ارایه می دهد.
در یک سنگ نبشته در تخت جمشید نیز که به نظر می رسد متعلق به آرامگاه یکی از پادشاهان هخامنشی و به احتمال قوی اردشیر دوم (حدود 358 پیش از میلاد) باشد، فهرست اقوام تابع شاهنشاهی، این گونه آمده است :
پارسی، مادی، خوزی، پارتی، هروی، باختری، سغدی، خوارزمی، اهل زرنگ، اهل رخج، ثته گوشی، گندهاری، هندی (اهل سند)، سکایی هومه ورک، سکایی تیزخود، بابلی، آشوری، عرب، مصری، ارمنی، اهل کاپادوکیه، اهل سارد، پوتی، کوشی، کرخایی.
اینکه نام اقوام تابع در این روزها که فقط بیست و هشت سال با کشته شدن داریوش سوم و فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی (330 پیش از میلاد) فاصله دارد، با آنچه در سنگ نبشته ی آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم درباره ی سرزمین های تابع وی آمده است، تقریبا تفاوتی ندارد، نشان می دهد که هخامنشی ها تا پایان دوران فرمانروایی وحدت و تمامیت قلمرو خود را حفظ کرده اند. حتی، قراین حاکی از آن است که در پایان پادشاهی اردشیر سوم (338 پیش از میلاد) چند سالی قبل از سقوط شاهنشاهی پارس، دولت هخامنشی به مراتب قوی تر، منسجم تر و منظم تر از پایان عهد خشایارشا بوده است.

شکست داریوش سوم (336 - 330 پیش از میلاد) از اسکندر هم - غیر از مهارت جنگی فاتح مقدونی - تا اندازه ی زیادی باید به سبب فقدان روحیه ی جنگی و قدرت نظامی داریوش سوم و به خصوص عدم استفاده او از تمام امکانات و فرصت های مغتنم بوده باشد.

مدت دوام شاهنشاهی هخامنشی، دویست و سی سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی، موجب توسعه ی کشاورزی، تامین تجارت و حتی تشویق تحقیقات علمی و جغرافیایی نیز بوده است. مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به ویژه در زمان کسانی مانند کورش بزرگ و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام  تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بوده است، از لحاظ تاریخی جالب توجه است.
بیانیه ی معروف کورش بزرگ - منشور کورش بزرگ - در هنگام فتح بابل را، محققان نمونه ای بی نظیر از مبانی حقوق بشر در جهان باستان دانسته اند.

منشور کورش بزرگ
متن کامل منشور کورش بزرگ

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 2591

   دیدگاه ها : (1)
1. پیامی از محمد مكوندي, فرستاده شده در تاریخ 04-اسفند-1387 ساعت 17
با تشكر از زحمات بي دريغ شما ؛ چنانچه در مورد سرزمين مك يا مكيه اطلاعات داريد روي سايت بگذاريد . با سپاس فراوان .
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  من می خواهم در راه وطن شربت شهادت بنوشم. من می خواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن شوم  ”
 دکتر محمد مصدق
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه