|
از بعد سیاسی، یکی از عوامل عمده ی پیدایش اتحادیه ی ماد و سپس دولت و بالاخره تشکیل پادشاهی ماد را می توان در تجاوزگری های ویرانگرانه ی آشور جستجو کرد. هرودوت، اهمیت ویژه ای به جنبش ضد آشوری مردم ماد در حدود 672 پیش از میلاد به رهبری «فرورتیش» داده و گفته است : «مادی ها برای بدست آوردن آزادی، مبارزه را آغاز و در این راه به قدری تلاش و سرسختی کردند که سرانجام توانستند یوغ قیادت آشور را براندازند و خود را آزاد و مستقل سازند ...» بسیاری از آثار تمدنی منسوب به دولت هایی است که مدت زمانی در قالب پادشاهی ماد در کنار هم قرار گرفتند، از جمله ی این آثار قلعه سازی و شهرسازی آنان، بازتاب شرایط سیاسی - اجتماعی کمابیش یکسانی دارد که بر سراسر منطقه حاکم بوده است. تکیه بر جنبه های دفاعی قلعه ها و ایجاد «قلعه - شهرها»، برای دفاع در برابر مهاجمان، از ویژگی های عمده و همسان بیشتر جایگاه های شناخته شده، دست کم از نیمه ی هزاره دوم پیش از میلاد به بعد است.
شکل گیری دولت مقتدر پادشاهی ماد با شرکت دولت ها و اتحادیه های طوایف خودمختار مستقر در قلمروهای معین، بدون خونریزی ها و ویرانگری های شدید، حکایت از آن دارد که بجز رهبران اتحادیه ها و مقام های سیاسی و حکومتی دولت ها که به حفظ قدرت خود علاقه مند بودند، ساکنان آن سرزمین ها از یک سو به دلیل پیوندهای فرهنگی با یکدیگر و از سوی دیگر، به منظور پایان بخشیدن به درگیری های پی در پی در منطقه، به وحدت با هم تمایل داشتند و از ایجاد یک دولت ماد توانا با مشارکت خود، استقبال می کردند. چنانکه جز در چند مورد کوچک، از زمان تشکیل دولت بزرگ ماد تا پایان دوران هخامنشی، دیگر شاهد خیزش های تجزیه طلبانه در پادشاهی ماد و هخامنشی نیستیم. در آن شرایط (زمان ادغام پادشاهی ها و دولت های کوچک و متوسط در دولت ماد) عامه ی مردم به طور کلی از استقرار یک قدرت مرکزی توانمند هواداری می کردند.
از نظر فرهنگی، فرهنگ دوران مادی را می توان حاصل تکوین و تکامل فرهنگی دانست که از گذشته ی دور در بخش وسیعی از سرزمین فلات به نشو و نما پرداخت که نمودهای آن، دست کم از هزاره ی سوم پیش از میلاد تا دوران ماد، در جای جای آن دیده می شود. به دلیل پیوند و همسانی میان نمودهای فرهنگی این دولت های کوچک با یکدیگر در ارتباط بوده و در جریان داد و ستدها و گاه برخوردها، بر هم تاثیر گذارده و دیدگاه هایشان به یکدیگر نزدیک و نزدیک تر گردیده است، تا جایی که سرانجام مجموعه ی آفریده هایشان به صورت پیامی مشترک درآمده است. «ژرژکنتنو» در بررسی های مربوط به ریشه ی نژادی ساکنان هزاره ی سوم پیش از میلاد در منطقه ی غرب فلات بدین مطلب اشاره دارد که : «در هزاره ی سوم پیش از میلاد، از همان اراضی سرد آسیای مرکزی، موج دیگری از مهاجران به راه افتاد که آنان را آریایی یا هند وایرانی لقب داده اند.» «ریچارد فرای» در همین باره اظهار می دارد : «دسته هایی از جنگاوران آریایی (پیش از فرارسیدن گروه های عمده ی آریاها که در خاور نزدیک در هزاره ی دوم پیش از میلاد بنیان پادشاهی می گذاردند) به این سرزمین راه یافته بودند. گویی که این پیشتازان آریایی در جمعیت بومی مغرب فلات و دشت میان دو رود مستحیل شدند تا بعدها با فرارسیدن گروه های بزرگ ایرانیان، این سرزمین ها ایرانی شدند. ذکر این نقل قول ها، بدان جهت است که ذهن را متوجه جنبه های پیوستگی نژادی این مردم کرده باشیم. باید توجه داشت که مربوط ساختن بررسی تمدن و فرهنگ ایران دوران ماد با بحث های مربوط به نژاد شناسی و زبان شناسی در پیوند با قوم ماد و دیگر اقوام منطقه، با توجه به اختلاف نظرها و در دست نبودن آگاهی های کافی، گام نهادن در راهی سنگلاخ خواهد بود. بنابراین، اشاره به این دو نظریه ی ذکر شده فقط به این علت است تا یادآور شویم که عوامل همگن بسیاری از دیرگاه در این منطقه وسیع در کنارهم سبب شده است تا مردم بخش های مختلف، در کار آفرینش فرهنگ منطقه ی خویش، از دیدی نزدیک و همسان با همسایگان خود برخوردار باشند. نتیجه آنکه مجموع این پاره فرهنگ های منطقه ای، کلیتی یگانه رامی نمایاند. نگاهی به جایگاه های باستان شناسی کاوش شده در آسیای مرکزی تا بخش های شمال شرقی، مرکزی و غرب ایران کنونی، به گونه ای چشمگیر معرف پیوند فرهنگی میان عمده ی این جایگاه ها از هزاره پنجم پیش از میلاد به بعد می باشند. یافته ها و بررسی های مربوط به هزاره ی نخست پیش از میلاد در جایگاه هایی چون «تخت قباد» در ساحل راست آمودریا، حصار، سیلک، خوروین، کلاردشت و املش، ناحیه ی لرستان، گودین تپه، نوشیجان، حسنلو، زیویه، سقز، قلایچی ، و … به گونه ای روشن و گویا معرف آن است که فرهنگ معروف به تمدن مادی، از آغاز هزاره ی نخست پیش از میلاد در تمامی این جایگاه ها - باوجود فاصله ی زیاد از هم - با شباهت ها و همسانی های بسیار، شکل گرفته و روند تکامل ارزشمندی را پیموده است. «گیرشمن» در بحث شکل گیری تمدن مادی، این چنین اظهار نظر می کند : «هنر سیلک و بعد از آن، هنر خوروین و حسنلو و املش و لرستان جز جدانشدنی از این فرهنگ و تمدن جدیدند.» وی همچنین درباره ی گنجینه ی جیهون که در ساحل آمودریا به دست آمده است، چنین می نویسد : «در اینجا، هنر مادی موضوع اصلی نقش های مجالس است و نفوذ هنرهای مختلف، روی آن پیوند شده است.»
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1813
|