نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 2 میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان آمدن رسول قیصر روم به نزد عمر به رسالت

بر عمر آمد ز قیصر یک رسول                           در مدینه از بیابان نغول

 
     
 
عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

ترجمه : ابوالقاسم راه چمنی
پژوهش : سجاد راعی

انتشارات : موسسه...

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش سیم

سازهای بادی

نای

نای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow هفت شهر عشق را عطار گشت تاریخ امروز
21 مهر 1387
 
 
 
هفت شهر عشق را عطار گشت چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 8
ناچیزبهترین 

ضرب المثل منظوم بالا هنگامی به کار می رود که از باب تواضع و ادب بخواهند از شخصیتی تجلیل کنند و مقام و مرتبتش را برتر و بالاتر از مقام خویش جلوه دهند.

فی المثل از شما سوال شود که فلانی را چگونه می بینید و شخصیت علمی یا ادبی او در چه پایه و مرتبه ای قرار دارد ؟ اگر شخص مورد بحث حقا اهل دانش و فضیلت باشد و مزیت و برتری او محل تامل و تردید نباشد پیداست پاسخ شما جز این نخواهد بود که :

هفت شهر عشق را عطا گشت        ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

راه کمال رنج های فراوان دارد و مرد جوینده و بربار خواهد تا این مقامات هفتگانه را طی کند :

وادی طلب: نخستین مقام در طریق سیر و سلوک مقام جستجو و طلب است یعنی سالک تا نخواهد نمی تواند در راه کمال گام بردارد. جوینده یابنده است به شرط آنکه در راه مقصود کوشش و فداکاری نماید.

وادی معرفت: مقام معرفت از مهمترین مقامات عرفانی است. مقصود از معرفت این است که هر کس به قدر شایستگی و دانش و بینش خود راهی بر می گزیند. صدر هر کس مطابق قدر، و مقام هرکس به اندازه معرفت اوست. یکی مهراب و دیگری بت را انتخاب می کند و در این راه از سد هزار، یک تن اسرار بین و مجذوب و متصل می گردد. در این وادی، گوهر علم و دانش چنان است که اگر برگیری پشیمانی، و اگر برنگیری هم پشیمان باشی.

وادی استغفاء: عارف دانا و بینا در این مقام از همه چیز بی نیاز می شود و اسیر هوس های طفلانه نمی گردد. جیفه و حطام دنیوی را به هیچ می گیرد و مشتهات نفسانی را به سر پنجه ی استغفاء در درون خود می کشد.

وادی توحید: عارف سالک در مقام توحید، خدا را هستی محض، و ماسوی الله را جلوه ای از هستی او می بیند. خدا را بود و سایر کائنات را نمود می شمارد. در کمون این کثرت وحدت می بیند که آن وجود معشوق ازلی است.

وادی حیرت: مقام حیرت مقام آوارگی و آشفتگی است. مقام بهت و اقرار به جهل و نادانی است. مقامی است که سالک احساس می کند چیزی نمی داند و دانستنی های او جمله محدود بوده است.

 

 
 
     
 
     
 
 
“  کسانی که شهرها و ده ها و بنا ساختند و غم این جهان بخوردند، آن همه بگذاشتند و برفتند و آن چیزها مدروس شد  ”   -  بزرگمهر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه