|
از رهبر تشکیل دهنده ی اتحادیه ی طایفه های مادی، با نام های «دیااکو»، «دیوک» و یا «دیاکو» یاد شده است. او با حمایت گسترده ی مردم منطقه، توفیق یافت تا از مجموعه سرزمین هایی که بر هر یک رییس و شاهکی حکومت می راند، در فاصله ی 788 پیش از میلاد و به اعتبار دیگر 767 تا 745 پیش از میلاد در منطقه ی وسیعی که شامل ماد کوچک، مرکزی و شرقی می شد، دولتی را پی ریزی کند که در سده ی هفتم پیش از میلاد تا دو دهه ی آغازین سده ی ششم بزرگ ترین پادشاهی نیرومند زمان گردد. مدت زمانی پس از شکست دیاکو از سارگن - شاه آشور - فرزند و جانشین او که نامش به گونه های مختلفی، چون «فرورتیش»، «خشتریته»، «کشتریتی» و «فرائورتس» یاد شده است، قدرت رهبری را به دست گرفت و در 3 - 672 پیش از میلاد در برابر آشوری ها به پا خاست. حدود دو دهه بعد، بر اثر قدرت طلبی رهبران سکاهای آریایی برای کسب مقام رهبری اتحادیه و منطقه، نزدیک یک چهارم یک سده، یعنی 652 تا 585 پیش از میلاد، با توانمندی به ساماندهی حکومت و جذب دولت های مختلف کوچک و بزرگ پرداخت که در واقع می توان او را نقش آفرین دوران گسترش و شکل گیری پادشاهی ماد به شمار آورد.

بنابر گفته ی هرودوت، او طی نبردی، سران سکاییان را به اطاعت وادار کرد (در حدود سال های 613 و 612 پ.م.). دولت مانای تا قبل از 610 پیش از میلاد، سلطنت کیاکسار را به رسمیت شناخت و خود جزیی از دولت ماد گردید. دولت اورارتو نیز در آغاز واپسین دهه ی سده ی هفتم پیش از میلاد، رهبری کیاکسار را پذیرفت و جزیی از کشور ماد گردید. هم در زمان هوخشتره (کیاکسار)، سرزمین پارس به بخشی از سرزمین های دولت بزرگ ماد، تبدیل گردید و هوخشتره فرمانروایی پارس را بر عهده ی کمبوجیه پدر کورش بزرگ واگذاشت. به اعتباری، لوح سیمین «آریارمنه» در همین زمان به وسیله ی هوخشتره به هگمتانه - پایتخت مادها - انتقال یافت. همزمان با این رویدادهای مهم و فراهم آمدن موجبات شکل گیری دولت بزرگ ماد، با پیوستن اتحادیه های طایفه ای و دولت های کوچک و بزرگ مستقر در فلات ایران که از هبستگی های فرهنگی دیرینه برخوردار بودند، هوخشتره زمان را برای در هم شکستن حکومت متجاوز و خونریز آشور که طی چند سده با یورش های پی در پی، به ویرانگری و کشتارهای وحشتناک در بخش وسیعی از فلات پرداخته بود، مناسب دید. از مدتی پیش، میان بابل و آشور درگیری هایی صورت گرفته بود، ولی بابلی ها کاری از پیش نبرده بودند. با توجه به تمامی زمینه ها، کیاکسار نیروهای خود را با عبوراز گردنه های ابرسن (زاگرس) به ایالت «آراپخای» بالاتر از نینوا، رسانید و بعد از تسخیر شهر «طربیس» از دجله گذشت و تا شهر مشهور «آشور» پیش راند و آن را به تصرف درآورد. پس از آن، بابلی ها که دولت ماد را در آستانه ی در هم شکستن قطعی آشور دیدند، بر اساس توافق های پیشین، به یاری مادها آمدند و با هم به محاصره ی «نینوا» پرداختند. در ماه اوت 612 پیش از میلاد، نینوا سقوط کرد و به دوران حکومت خشن ترین قدرت زمان، پایان داده شد. 
سقوط نینوا و از میان برداشته شدن دولت آشور، از جمله رویدادهایی است که مورد استقبال فراوان همه ساکنان سرزمین های مجاور آن کشور که لطمه های بسیار از آن دیده بودند، قرار گرفت. کیاکسار برای آنکه بار دیگر آشور سر بلند نکند، بازمانده ی نیروهای آشوری را که به «حران» رفته بودند، در هم کوفت و در نتیجه سراسر میان دو رود شمالی و تمامی کشور آشور و از جمله، ناحیه ی «سیرو - مدی» یا «سوریه - ماد» را به کشور ماد افزود. هوخشتره بعد از پیروزی درخشان بر آشور، به سوی غرب راند و با دولت لیدی (Lydia) مدت پنج سال به نبرد پرداخت. سرانجام، بر اثر پا درمیانی «بخت نصر» - پادشاه بابل - میان دو دولت صلح برقرار گردید و رود «قزل ایرماق» یا «هالیس» به عنوان مرز دو کشور و به عبارتی، غربی ترین مرز پادشاهی ماد تعیین شده. در این هنگام مادها از جنوب غربی با کشور بابل هم مرز بودند و از سوی شمال، سراسر سرزمین «وان» یا «ارمنستان» جزیی از کشور ماد به شمار می رفت. هرودوت (در مجلد یکم، بند 104) یادآور شده است که «خاک ماد» با سرزمین «ساسپیریان»(یعنی قبایل ایبری و گرجی) هم مرز بود. در مورد سرزمین «کادوسیان» و «ماردان» یا گیلان و مازندران و نیز ایلام، برخی از مورخان با شک و تردید سخن گفته اند، در حالی که در نوشته های کهن به پیوستگی آنها با ماد اشاره شده است. از جمله «کتزیاس»، درباره ی کادوسی ها اشاره دارد که آنان تا کمی به پایان دوران دولت ماد ، جزیی از آن کشور بوده اند. در مورد ایلام نیز باید گفت که سرزمین مزبور، دست کم بعد از سقوط قدرت آشور نمی توانسته است به صورت مستقل باقی مانده و جزیی از سرزمین ماد نشده باشد. دیاکونوف در بحث مربوط به ساتراپ های دولت ماد در عهد آستیاک (فرزند هوخشتره) سرزمین های زیر را نیز، افزون بر آنچه گفته شده، به عنوان ساتراپ هایی از کشور ماد یاد می کند : «درنگیانا» و «کارمان» و «میکیان»(شامل سیستان، کرمان و بخشی از مکران وغرب افغانستان تا خط هرات - قندهار) ناحیه ی «پاریکانیان» و «حبشیان» آسیایی یا مکران و بلوچستان کنونی. «پارت» و «هیرکانیه»، مسلما «آره یا» و «سغدیانا» به احتمال، ولی گمان نمی رود تماما، و خوارزم به ظن بسیار ضعیف. هرودوت به تسخیر این سرزمین ها توسط فرورتیش اشاره دارد. از این رو می توان به ظن قوی گفت که حدود ماد از طرف شرق تا «باختر» و «جیهون» امتداد داشته است. |
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 592
|