|
هَفتَن یَشت ِکوچک 1 اَهورهمزدای رایومَند ِفَرِهمَند را. اَمشاسپَندان را. بهمن را. آشتی ِپیروز را که دیدبان ِدیگر آفریدگان است. دانش ِسرشتی ِمَزداآفریده را. دانش ِآموزشی مَزداآفریده را ... 2 اَردیبهشت زیباتر را. نماز نیرومند ِمَزداآفریدهی «اَیریَمَن ایشْیَه» را. «سَوکَ»ی ِنیک ِفراخدیدگاه مزداآفریدهی اَشَون را. شهریور را. فلز گداخته را. مهربانی و جوانمردی ِاندوهگسار ِدرویشان را ... 3 سْپَندارمَذ ِنیک را. راتای ِنیک ِفراخدیدگاه ِمزداآفریدهی اشون را. خُرداد ِرَد را. یایْریَه هوشیتی را. [ ایزدان ِ] سال، رَدان ِاَشَوَنی را. اَمِرداد ِرَد را. گلهی پرواری و کشتزار گندم سودبخش را. گَوکِرِنَی ِنیرومند ِمزداآفریده را ... 4 مهر فراخ چراگاه و رام ِبخشندهی چراگاه خوب را. اَردیبهشت و آذر ِاهورهمزدا را. رَد ِبزرگ، اَپامْ نَپات را. آب مزداآفریده را ... 5 فَرَوَشیهای اَشَوَنان و گروه زنان دارندهی پسران نامور را. یایْریَه هوشیتی را. اَمَی ِنیکْ آفریدهی بُرزمَند را. بهرام ِاهورهآفریده را. اوپَرَتات ِپیروز را. سُروش ِپارسای ِپاداشبخش پیروز ِگیتیافزای را. رَشن ِراستترین و اَرشتاد ِِگیتیافزای و جهانپرور را خشنود کنیم. «یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زَوت مرا بگوید. «یَثَه اَهووَیرْیو ...» که پارسا مرد ِدانا بگوید. 6 اهورهمزدای ِرایومند ِفرهمند را میستاییم. اَمشاسپندان، شهریاران ِنیک ِخوبکُنش را میستاییم. بهمن اَمشاسپند را میستاییم. آشتی ِپیروز را که دیدبان ِدیگر آفریدگان است، میستاییم. دانش ِسرشتی ِمزداآفریده را میستاییم. دانش ِآموزشی مزداآفریده را می ستاییم. 7 اَردیبهشت، زیباترین اَمشاسْپند را میستاییم. نماز ِنیرومند ِمزداآفریدهی «ایرْیمَن ایشْیَه» را میستاییم. سَوکَی ِنیک ِفراخدیدگاه ِمزداآفریدهی اَشَوَن را میستاییم. شهریور امشاسپند را میستاییم. فلز گداخته را میستاییم. مهربانی و جوانمردی ِاندوهگسار ِدرویشان را میستاییم. 8 سْپَندارمذ ِنیک را میستاییم. راتای ِنیک ِفراخ دیدگاه ِمزداآفریدهی اشون را میستاییم. خُرداد امشاسپند را میستاییم. یایْریَه هوشیتی را میستاییم. [ ایزدان ] اشون ِسال، ردان ِاشونی را میستاییم. اَمرداد امشاسپند را میستاییم. گلهی پرواری و کشتزار ِگندم ِسودبخش را میستاییم. گَوکِرِنَی ِنیرومند ِمزداآفریده را میستاییم. 9 مهر فراخ چراگاه را میستاییم. رام ِبخشندهی چراگاه خوب را میستاییم. اَردیبهشت و آذر ِاهورهمزدا را میستاییم. رَد ِبزرگوار، شهریار ِشیدوَر، اَپامْ نپات ِتیزاسب را میستاییم. آب ِمزداآفریدهی اشون را میستاییم. 10 فَرَوَشیهای ِپاک ِنیک ِتوانای ِاشونان را میستاییم. گروه زنان دارندهی پسران نامور را میستاییم. یایرْیَه هوشیتی را میستاییم. اَمَی ِنیک آفریدهی بُرزمَند را میستاییم. بهرام ِاهورهآفریده را میستاییم. اوپَرتات ِپیروز را میستاییم. سُروش ِپارسای ِپیروز ِگیتیافزای، رَد ِاَشَوَنی را میستاییم. رَشْن ِراستترین را میستاییم. اَرشْتاد ِگیتیافزای و جهانپرور را میستاییم. 11 ای زَرتُشت ! او جادوان و دیوان و مردمان [ دُروَند ] را نابود کند. ای زرتشت سپیتمان ! کسی که به راستی به خانمان ما بستگی دارد، همان دم که چنین سخنی را بر زبان آورد، هر دروغی را نابود کند. از گفتار او هر دروغی نابود شود. 12 کسی را که برای بازداشتن دشمن ِدین ِمزداپرستی از [ یاوری ِ] آنان - هفت امشاسپندان، شهریاران ِنیک ِخوب کُنش - بهرهمند شود، میستاییم. آب اشون مزداآفریده را که چونان اسبی روان است، میستاییم. 14 - 13 ......................................... (1) 15 «یَثَه اَهووَیرْیو ...» اَهورهمزدای رایومَند ِفَرِهمَند را. اَمشاسپَندان را. بهمن را. آشتی ِپیروز را که دیدبان ِدیگر آفریدگان است. دانش ِسرشتی ِمَزداآفریده را. دانش ِآموزشی مَزداآفریده را ... اَردیبهشت زیباتر را. نماز نیرومند ِمَزداآفریدهی «اَیریَمَن ایشْیَه» را. «سَوکَ»ی ِنیک ِفراخدیدگاه مزداآفریدهی اَشَون را. شهریور را. فلز گداخته را. مهربانی و جوانمردی ِاندوهگسار ِدرویشان را ... سْپَندارمَذ ِنیک را. راتای ِنیک ِفراخدیدگاه ِمزداآفریدهی اشون را. خُرداد ِرَد را. یایْریَه هوشیتی را. [ ایزدان ِ] سال، رَدان ِاَشَوَنی را. اَمِرداد ِرَد را. گلهی پرواری و کشتزار گندم سودبخش را. گَوکِرِنَی ِنیرومند ِمزداآفریده را ... مهر فراخ چراگاه و رام ِبخشندهی چراگاه خوب را. اَردیبهشت و آذر ِاهورهمزدا را. رَد ِبزرگ، اَپامْ نَپات را. آب مزداآفریده را ... فَرَوَشیهای اَشَوَنان و گروه زنان دارندهی پسران نامور را. یایْریَه هوشیتی را. اَمَی ِنیکْ آفریدهی بُرزمَند را. بهرام ِاهورهآفریده را. اوپَرَتات ِپیروز را. سُروش ِپارسای ِپاداشبخش پیروز ِگیتیافزای را. رَشن ِراستترین و اَرشتاد ِِگیتیافزای و جهانپرور را خشنود کنیم. «یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زَوت مرا بگوید. «یَثَه اَهووَیرْیو ...» که پارسا مرد ِدانا بگوید. «اَشم وهو اهمایی رئشچه ...»
1. در متن، واژهها و جملههای این دو بند، درهم ریخته است و معنی روشنی از آنها برنمیآید.
|