برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 72 تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 01:32
 
 
 
یسنا - هـات 72 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات 72

1
[ زَوِت : ]
«اَهونَ وَیرْیَه ...» را همی‌خوانیم در زمین و در آسمان.
«اَشِم وُهو ...» را همی‌خوانیم در زمین و در آسمان.
«یَنگـْهـِه هاتَم ...» خوب ستوده را همی‌خوانیم در زمین و در آسمان.
«آفرینگان ِدَهمان» ِنیک ِاَشَوَن مردان ِپاک را همی‌خوانیم در زمین و در آسمان ...

2
راندن و برانداختن اهریمن و آفرینش پَتیاره‌ی پر گزندش را.
راندن و برانداختن مردان «کـَخوارِذ َ» و زنان «کـَخوارِیذی» را.
راندن و برانداختن مرد «کـَخوارِذ َ» و زن «کـَخوارِیذی» را.

3
راندن و برانداختن مردان «کـَیَذ َ» و زنان «کـَیِیذی» را.
راندن و برانداختن مرد «کـَیذ َ» و زن «کـَیِیذی» را.
راندن و برانداختن دزد و راهزن را.
راندن و برانداختن «زَندیک» و جادو را.
راندن و براختن مهرآزار (پیمان‌شکن) را.

4
راندن و برانداختن کشندگان و دشمنان اَشَون مرد را.
راندن و برانداختن «اَشموغ» و فرمان‌گزار ناپارسای ِپرگزند را.
راندن و برانداختن هر دُروَند ِنادرست اندیش ِنادرست گفتار ِنادرست کردار را ای سِپیتمان زَرتُشت !

5
«چگونه دُروَج را از خود دور برانیم ؟»
ای اَهوره !
این را از تو می­پرسم؛ مرا به درستی [ پاسخ ] گوی :
چگونه «دُروَج» را از خود برانیم ؟
[ چگونه ] از آنان که سراپا نافرمانی‌اند؛ [ آنان که ] نه به پیوند با «اَشَه» می‌کوشند و نه هم‌پُرسگی با «منش نیک» را آرزو می‌کنند، دوری گزینیم ؟
ما همچون سوشیانت‌ها دروج را از خود خواهیم راند.
ای اَشَه !
چگونه آن [ دروج ] را دور توانیم راند، آنچنان که توانایی، ناتوانی را در همه‌ی هفت کشور برافگند، دور راندن و برانداختن سراسر ِهستی ِدُروند را ؟
اَهوره را - که نیک‌خواه ِآفریدگان است - سرود خوانیم.

6
اهوره‌‌‌‌‌مزدای رایومند فره‌‌‌‌‌مند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشنده‌‌‌‌‌ی چراگاه خوب ...

7
«خورشید» جاودانه‌‌‌‌‌ی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو - ای اندروای - که از سپند مینو است، راست‌‌‌‌‌ترین دانش مزدا آفریده‌‌‌‌‌ی اشون دین نیک مزدا پرستی ...
«مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ...
آذر اهوره‌‌‌‌‌مزدا
ای آذر اهوره‌‌‌‌‌مزدا !
تو و همه‌‌‌‌‌ی آتش‌‌‌‌‌ها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشنده‌‌‌‌‌ی آسایش اشه ...
همه‌‌‌‌‌ی ایزدان اشون مینوی و جهانی، فرَوَشی‌‌‌‌‌های نیرومند پیروز اشونان، فروشی‌‌‌‌‌های نخستین آموزگاران کیش، فروشی‌‌‌‌‌های نیاکان ...

8
ستایش و نیایش و نیرو و توان آرزومندم تو را ای آذر ِاهوره‌مَزدا !
«اَشِم وُهو ...»
[ زَوِت و راسپی : ]
«یَثَه اَهو وَیرْیو ...»
ستایش ونیایش و نیرو و توان آرزومندم اَهوره‌مزدای رایومند ِفَرَه‌مند را، اَمشاسپندان را، مهر ِفراخ چراگاه را، رام ِبخشنده‌ی چراگاه خوب را، خورشید ِجاودانه‌ی رایومند ِتیز اسب را و اَندَروای ِزَبَردست را.
اهوره‌‌‌‌‌مزدای رایومند فره‌‌‌‌‌مند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشنده‌‌‌‌‌ی چراگاه خوب ...
«خورشید» جاودانه‌‌‌‌‌ی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو - ای اندروای - که از سپند مینو است، راست‌‌‌‌‌ترین دانش مزدا آفریده‌‌‌‌‌ی اشون دین نیک مزدا پرستی ...
«مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ...
آذر اهوره‌‌‌‌‌مزدا
ای آذر اهوره‌‌‌‌‌مزدا !
تو و همه‌‌‌‌‌ی آتش‌‌‌‌‌ها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشنده‌‌‌‌‌ی آسایش اشه ...
همه‌‌‌‌‌ی ایزدان اشون مینوی و جهانی، فرَوَشی‌‌‌‌‌های نیرومند پیروز اشونان، فروشی‌‌‌‌‌های نخستین آموزگاران کیش، فروشی‌‌‌‌‌های نیاکان ...
[زَوِت : ]
ستایش و نیایش و نیرو و توان آرزومندم تو را ای آذر اَهوره‌مزدا !
[ زَوِت و راسپی : ]
«اَشِم وُهو ...»

9
«اَهمایی رَئِشْچَه ...» : او را فروغ و فر، او را تندرستی،‌ او را پایداری تن، او را پیروزی تن، او را خواسته‌ی بسیار آسایش بخش، او را فرزندان کارآمد، او را زندگی دیرپای،‌ او را بهترین هستی ِاَشَوَنان و روشنایی ِهمه گونه آسانی‌بخش ...
«اَشِم وُهو ...»
هزار درمان [ برساد ] ! ده هزار درمان [ برساد ] !
ای مَزدا !
به یاری من بیا.
«اَمَ»ی ِنیک آفریده‌ی بُرزمَند و بهرام ِاَهوره آفریده و اوپَرَتات ِپیروز را [ می‌ستاییم ].

10
رام بخشنده‌ی چراگاه خوب و اَندَروای ِزَبَردست، دیدبان ِدیگر آفریدگان را و آنچه را از تو - ای اندروای ! - که از سپَند مینوست [ می‌ستاییم ].
«ثــْواشِ» جاودانه، زَروان ِبی‌کرانه و زمانه‌ی جاودانی را [ می‌ستاییم ].
«اَشِم وُهو ...»

11
راه یکی [ است ] و آن [ راه ِ] اَشَه [ است ]؛ همه‌ی دیگر [ راه‌ها ] بیراهه [ است ]. *


* در یکی از دست‌نویس‌های اوستا (به تاریخ 1379 میلادی) در دنباله‌ی این عبارت و در توضیح «بیراهه»، ‌جمله‌ای آمده که ترجمه‌ی تقریبی آن چنین است : «بیراهه‌ای که یکسره به کیش زیان‌بخش اهریمن و به زندگی و کردار دیوپرستان می‌کشاند

 

 
 
     
 
     
 
 
“  خوی نیک، بزرگ ترین عطاهای خدای بزرگ است. از خوی بد دور باشید که آن بند گران است بر دل و پای  ”   -  بزرگمهر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه