شنبه (کیوان شید)
بیست و نهم (مانتره سپند روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 23 نفر میهمان
 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 62 تاریخ امروز
29 اسفند 1388
 
 
 
یسنا - هـات 62 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات 62

1
[ زَوت و راسپی : ]
«یَثَه اَهو وَیرْیو ...»
ای آذر ِاَهوره‌مَزدا !
تو را ستایش و نیایش، پیشکش خوب، پیشکشی دلخواه، پیشکشی دوستانه خواستارم.
تویی برازنده‌ی ستایش و نیایش.
بشود که تو در این خانمان به ستایش و نیایش براندازه شوی !
خوشا مردی که تو را به آیین اَشَه بستاید؛ هیزم در دست، بَرسَم در دست، شیر در دست، ‌هاون در دست.

2
ای آذر ِاَهوره‌مَزدا !
آن هیزمی که بشاید،‌ تو را باد !
آن بُخوری که بشاید، ‌تو را باد !
آن خورشی که بشاید، تو را باد !
آن اندوخته‌ای (1) که بشاید، تو را باد !
بُرنایی به نگاهبانی تو گماشته باد !
[ دین ] آگاهی به نگاهبانی تو گماشته باد ...

3
تا تو در این خانمان فروزان باشی.
تا تو هماره در این خانمان فروزان باشی.
تا تو در این خانمان روشن باشی.
به روزگارانی دیرپای تا به هنگام رستاخیز توانا و همچنان در هنگامه‌ی رستاخیز توانا و نیک.

4
ای آذر ِاَهوره‌مَزدا !
زود مرا گشایش بخش !
زود مرا پناه بخش !
زود مرا زندگی پر گشایش و پناه بخش !
زود مرا زندگی دراز، دانایی، اَشَونی، زبان شیوا، روان هوشیار و پس آنگاه،‌ خرد ِفراوان ِفراگیر ِنابود نشدنی بخش ...

5
پس آنگاه مرا دلیری ِمردانه، همیشه بر پای ایستاده، بی‌خواب و در آرامگاه [ نیز ] بیدار، بخش !
مرا فرزندانی رسا و کاردان، دین گستر، کشور [ پرور ] و انجمن‌آرا، با هم بالنده، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده بخش که خانمان و روستا و شهر و کشور و نام و آوازه‌ی کشور را افزایش بخشند.

6
ای آذر ِاَهوره‌مَزدا !
مرا آنچه کامروا سازد، ببخش !
اکنون و تا ابد، بهشت اَشَوَنان و روشنایی همه گونه آسایش بخش، مرا ارزانی‌دار تا من به پاداش ِنیک و زندگی ِخوش ِرَدان رسم.

7
ای سپیتمان [ زرتشت ] !
آذر ِاَهوره‌مَزدا همه را آواز می‌دهد، ‌آنان را که برایشان شام و چاشت بامداد می‌پزد.
از همگان خواستار پیشکشی خوب است؛ پیشکشی دلخواه، پیشکشی دوستانه.

8
آذر به دست‌های همه‌ی روندگان می‌نگرد :
- چه آورَد دوستی، دوستی را؛ آن فرا رَوَنده، آن آرامش گزیده را ؟

9
اگر از راه رسیده، به آیین اَشَه هیزم پیشکش آورد و به آیین اَشَه بَرسَم و گیاه «هَذاَنـَئــِپَتا» بگسترد، پس ای آذر ِمَزدا اَهوره - [ آن آذر ِ] خشنود و نیازرده - او را خواستار کامیابی شود :

10
بشود که تو را رمه‌ای از چارپایان و گروهی از مردان باشد !
بشود که تو را زندگی و مَنِشی ورزیده باشد !
بشود که زندگی را به شادکامی به سر بری در شب‌هایی که خواهی زیست !
این است آفرین ِآذر، کسی را که هیزم خشک ِروشنی دیده‌ی به آیین اَشَه پاک شده، نزد او آورد.

11
«اَشِم وُهُو ...»
فرا رفتن و واپس کشیدن و پذیرفتن (2) آب‌های نیک را روی آوریم.

12
من خَستویم که مَزداپرست، زَرتشتی، دیوستیز و اهورایی کیشم.
هاوَنی ِاَشَون، رَد َاَشَونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
ساوَنگْهی و ویسْیَه‌ی ِاَشَوَن، رَدان ِاَشَوَنی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
رَدان روز و گاه‌ها و ماه و گهنبارها و سال را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.

13
[ زَوِت : ]
«یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ راسپی : ]
«یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ زَوت : ]
«اَثارَتوش اَشاتْ چیتْ هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.


1. اندوخته یا ذخیره‌ی هیزم انباشته برای برافروختن آتش.
2. شاید،‌ مقصود آن باشد که ایزد بانوی آب‌ها، پیشکش‌های نیایشگران و نمازگزاران را می‌پذیرد.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  گر می نخوری طعنه مزن مستان را .. بـنیاد مکن تو حیله و دستان را ... تو غره بدان مشو که می مینخوری .. سد لقمه خوری که می غلامست آن را  ”
 حکیم خیام نیشابوری
 
     
 
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه