|
از آغاز و چگونگی برپایی حکومت و نیز پیدایش تاریخ در ایلام، اطلاعی در دست نداریم. با نام ایلام «کور نیم کی»((KUR.NIM.KI. = Elam(a) نخستین بار در نامنامهی شاهان سومری که در حدود سالهای 2100 پیش از میلاد تنظیم شده است، برمیخوریم. بر اساس این نامنامه، در حدود سالهای 2600 پیش از میلاد فرمانروایی از شهر «کیش»(Kish) ایلام را فتح میکند. در حماسهای دیگر از سومریان فروانروای شهر «اوروک»(Uruk) از فرمانروای «ارت»(Aratta - شهداد کرمان) درخواست فلزهای گرانبها و سنگ لاجورد و صنعتگر کرده است.

در حماسهای از «لوگل - بند»(Lugal-banda) یکی دیگر از فرمانروایان اوروک آمده که وی از راه «انشان» یا «انزان»(Anshan / Anzan - بیضای فارس) بر ارت تاخته است. در زمان همین فرمانروا و «دموزی»(Dumuzi) - پادشاهی نیمه خدا - ایلامیان نیز بر میان دو رود تاختهاند. بر اساس همین نامنامه، در حدود سالهای 2500 پیش از میلاد ایلامیان، میان دو رود را به تصرف درآورده و سه فروانروا از سلسلهی «اوان» به مدت 356 سال (تعداد سالها را اسطورهای باید به شمار آورد) بر آن سرزمین فرمانروایی کردهاند. در حدود سالهای 2450 پیش از میلاد یکی از فرمانروایان شهر «لگش»(Lagash) از پیروزی خود بر ایلامیان سخن گفته است. در حدود 80 سال پس از این، یکی دیگر از فرمانروایان همین شهر مدعی پیروزی بر سپاهی مرکب از 600 سرباز ایلامی که شهر را مورد حمله قرار داده بودند، شده است. با روی کار آمدن «شروکین»(Sharru-kin) اکدی (= سارگون اول) 2334 تا 2279 پیش از میلاد، واقعههای تاریخی، بیشتر صورت حقیقی به خود گرفتهاند تا حماسی محض و اسطورهای. از زمان این پادشاهان میان دو رودی، خاندان شروکین، نخستین بار با نام فرمانروایان واقعی جنوب ایران روبه رو میشویم. بر اساس دو نوشتهی شروکین، وی بر ایلام و «ورهشی ورخشی»(Warahshi) - «مرهشی مرخشی»(Marahshi) و «پرش»(Parashe) - سدههای پسین - تاخته و غنیمتهای بسیار از شهرهای شوش و «اون»(مکانی نامعلوم) برگرفته است. در میان شکست خوردگان ایلامی دوباره با نام «سنم - شیموت»(Sanam - Chimut)، یک بار با عنوان حکمران «انسی»(Ensi) و بار دیگر با عنوان «نایب السلطنه»(GIR / NITA) و «لوه - ایشن»(Luh - ishan) پسر پادشاه ایلام که «هیشپ - رشینی»(Hishep - Rashini) نام داشته و نیز یک داور و برادر پادشاه ورهشی و چند حکمران خرد دیگر، برخورد میکنیم. گل نبشتهای یکتا که زمان نسخه برداری آن بایستی در حدود میانهی سالهای 1800 تا 1600 پیش از میلاد بوده باشد به دست آمده است که در بردارندهی نام دوازده پادشاه سلسلهی اوان میباشد. بر اساس این نبشته، بنیانگذار سلسلهی اوان، «پلی»(Peli) نام داشته است که متاسفانه نه از وی و نه از شش پادشاه پس از او، هیچ گونه آگاهی در دست نداریم. فرمانروای هشتم این نامنامه، «لوه ایشن»(Luhishan) است که به احتمال زیاد باید همان «لوه - ایشن»(Luh - ishan) نام برده شده در نبشتهی شروکین باشد. اگر این احتمال درست باشد، آغاز سلسلهی اوان به حدود 2500 پیش از میلاد میرسد. فرمانروایان اکدی پس از شروکین نیز، هر یک مدعی حمله به جنوب ایران و تصرف شهرهای آن بودند. سومین فرمانروای اکد، «من - ایشتو - سو»(Man - ishtu - su) در نبشتهای میگوید که سپاهیان وی انشان (در فارس) «شری خوم» یا «شری هوم»(Sherihum - مکان نامعلوم به احتمال در محدودهی فارس) و سی و دو شهر را که بر کنارهی دریای پارس بودهاند، به تصرف خود درآوردند. حکمران شوش (Ensi) در این زمان به نام «اشپوم»(Eshpum) خود را بندهی «من - ایشتو - سو» خوانده است. فرمانروای دیگر اکد، «نرام سین»(Naram - Sin) نیز بر جنوب ایران تاخته تا شورش همگانی «ملوخ»(Meluthha = ارت (شهداد کرمان))، ورهشی و همهی سرزمین انشان را سرکوب نموده است. نوشتههای یافت شده در شوش، نشان چیرگی وی بر دشت خوزستان است. نخستین گل نبشتهی زبان ایلامی به خط میخی مرسوم، پیمان نامهای میان وی و فرمانروایی نامعلوم از ایلام - شاید «هیت»(Hita) یازدهمین فرمانروای سلسلهی اوان - میباشد. آخرین فرمانروای سلسلهی اوان، «پوزور - این شوشینک»(Puzur - In - Susinak) و یا به تعبیر شادروان هینتز، «کوتیک - این شوشینک»(Kutik - In - Shushinak) است که از وی سه نبشته به اکدی همراه با متن ایلامی متقدم، به دست آمده است وی در دو متن اکدی خود را «نیرومند»(Diannum) و پادشاه اوان (LUGAL / Shar Awanki) نامیده و در سومین متن، خود را نایب السلطنه (GIR.NITA = Shakkanakkom) خوانده و نیز خود را فاتح هفتاد جا از جمله کیمش (Kimash - میان جبل حرمین و زاب کوچک) و سیمشکی (Simashki - جای نامعلوم)، شهر یا سرزمینی که در آن سدهی پسین خاستگاه سلسلهی تازهی فرمانروایان ایلامی بود، شمرده است.  اثری از جنس مفرغ - برآمدن خورشید - اهدایی شیلهک این شوشینک به معبد
پس از سرنگونی اکدیان به دست گوتیان و تا برقراری سلسلهی سیمشکیان در ایلام، در نبشتههای میان دو رودی، تنها دو مورد از ایلام یاد شده است : گودا (Gudea) فرمانروای «لگش»(به احتمال حدود 2143 تا 2124 پ.م.) یک بار برای آراستن پرستشگاه شهر «لگش» به آن شهر رفته بودند یاد کرده است. با به قدرت رسیدن سلسلهی «سوم اور» در میان دو رود (2112 تا 2004 پ.م.) بار دیگر دشت خوزستان را زیر نفوذ و چیرگی پادشاهان این سلسله مییابیم. از زمانی «شولگی»(Shulgi)، دومین پادشاه سلسلهی «سوم اور» (2094 تا 2047 پ.م.)، فرمانروایان شوش از سوی پادشاهان این سلسله تعیین میشدهاند و همچنین، مسافران بسیار میان شهر لگش در میان دو رود و شهرهای شوش، «ادمون»(Adamdun - جای نامعلوم)، «سبوم»(Sabum - جای نامعلوم)، «ورهشی»(جای نامعلوم)، «هوهنوری»(Huhnuri) = هونر (Hunar) زمان داریوش بزرگ، به احتمال زیاد در نزدیکیهای «باشت» امروزی، «سیمشکی»(جای نامعلوم)، «انشان» (بیضای فارس) و سرزمین «سو»(KUR.SU) جایی در همین زمان، که پادشاهان اور با دادن دخترانی از خانوادهی خود به همسری حکمرانان شوش، آنان را همپیمانان خود نگاه میداشتند. شولگی در سال هیجدهم پادشاهی خود یکی از دخترانش را به زنی فرمانروای انشان داد. «شو- سین»(Shu - Sin) 2037 تا 2029 پیش از میلاد، و «ایبی - سین»(Ibbi – Sin) نیز دختران خود را به همسری فرمانروایان «زبشلی»(Zabashli) (جای نامعلوم) و انشان دادند. با مهاجرت هجوم گونهی «آموریان» به میان دو رود و پدید آمدن سستی و ناتوانی در سلسلهی «اور سوم»، ایلامیان برای رهایی از چیرگی میان دو رود، سر به شورش برداشتند. از این رو، «ایبی سین» وادار شد که در سالهای نهم و چهاردهم سلطنت خویش به «هوهنوری»(منطقهی فهلیان) و «ادمدون» و «اوان» بتازد. سرانجام در سال 2004 پیش از میلاد سپاهی از ایلامیان و مردم سو- به فرماندهی فرمانروای انشان که داماد «ایبی سین» بوده - «اور» را به تصرف درآوردند و آخرین فرمانروای «اور سوم» را با خود به انشان بردند. از شوش، نامنامهای به بابلی کهن به دست آمده است که در بردارندهی نام دوازده پادشاه سلسلهی سیمشکی در شوش است. سه فرمانروای نخست این سلسله، «گیرنم»(Girnamme)، «تزیت»(Tazitta) و «ابرتی»(Ebarti) به گواهی مدارک سومری میبایست همزمان با پادشاهان سلسلهی «سوم اور» بوده باشند و به احتمال، تا حدود سال 1928 پیش از میلاد در شوش فرمان میراندهاند. در این سال، یکی از فرمانروایان شهر «لارسا»(Larsa) به نام «گونگونوم»(Gungunnum) 1932 تا 1906 پیش از میلاد، به جنوب ایران تاخته و تا انشان را به تصرف خود در آورده و به احتمال زیاد، این حمله سبب سرنگونی سلسلهی سیمشکیها شده است. |
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1794
|