نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 2 میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان آمدن رسول قیصر روم به نزد عمر به رسالت

بر عمر آمد ز قیصر یک رسول                           در مدینه از بیابان نغول

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

ترجمه : ابوالقاسم راه چمنی
پژوهش : سجاد راعی

انتشارات : موسسه...

 
     
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش سیم

سازهای بادی

نای

نای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow زبان و ادبیات arrow آشنایی با چند اصطلاح در ادبیات فارسی تاریخ امروز
21 مهر 1387
 
 
 
آشنایی با چند اصطلاح در ادبیات فارسی چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 7
ناچیزبهترین 
- بهزاد فرهانیه   
09 امرداد 1386

کلام : آهنگی است که به حرکت هان و زبان از حروف و کلمه­ها ترکیب یافته و برای بیان مقصودی گفته شده باشد.[1]

سخن ادبی : مفهوم بسیار وسیعی دارد، گاهی وقتی متنی از لحاظ زمانی قدیمی می­شود به آن سخن ادبی می­گویند، اما مشهورترین وضع وقتی است که سخن از حالت و معیار عادی خارج می­شود و نویسنده از تخیلات و آرایه­های ادبی استفاده می­کند. (مانند : دانه مانند طفلی در آغوش خاک است.)

نظم و نثر : سخن بر دو نوع است : الف : نظم  ب : نثر

الف : نظم

در لغت به معنی به هم پیوستن و در رشته کشیدن دانه­های جواهر است [2] و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه باشد.

وزن : آهنگ شعر است.

کلمه­ی قافیه : کلمه­های نا مکرر آخر مصراع­ها و بیت­ها را می­گویند که تمام یا قسمتی از آن هم آهنگ باشد.
مثال :

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز    چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
حافظ

دو کلمه­ی «باز» و «نواز» هم قافیه هستند.

قافیه : همان بخش تکراری و هم­آهنگ کلمه­ی قافیه را می­گویند. در بیت زیر «ــِ ل» در دو کلمه­ی «دل» و  «محمل» قافیه هستند.

غمت در نهانخانه ی دل نشیند       به نازی که لیلی به محمل نشیند
طبیب اصفهانی

ردیف : کلمه­های تکراری آخر مصراع­ها و بیت­ها را می­گویند که عینا در لفظ و معنا تکرار می­شوند.

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید      کلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید
فرخی سیستانی

که دو کلمه­ی «آید» و «آید» ردیف می­باشند.

ب : نثر

کلامی است که در آن مفاهیم با روشنی و وضوح و رسایی و با نظم فکری و منطقی بیان می­شود و تنها وظیفه­ی آن بیان معنی است. جمله­ها با مراعات موازین دستوری به هم می­پیوندند و بر مبنای توالی افکار و روش طبیعی و قواعد مشخص زبان استوار است.[3]

انواع نثر

1. نثر مرسل (مُرسَـل - ساده) : نثری که بدون آرایه­های لفظی و لغات و اصطلاحات پیچیده و دشوار است. کتاب­های تاریخ بلعمی، قابوس نامه و سیاست نامه با چنین نثری نوشته شده­اند.

2. نثر مسجع و فنی (مُسَجَّع) : در این نوع نثر انواع سجع­ها، مترادف­ها، تشبیهات، استعاره­ها و توصیف­های شاعرانه به صورت طبیعی و با رعایت اعتدال به کار رفته­اند. مناجات­های خواجه عبدالله انصاری، کلیله و دمنه و گلستان سعدی نمونه­هایی از نثر مسجع و فنی هستند.

3. نثر مصنوع و متکلف : در این نوع نثر، سجع­های متوالی، لغات، ترکیبات و اصطلاحات ِدشوار و تکلف­های فراوان به گونه­ای افراطی و خارج از حد و اعتدال به کار رفته است. برای همین یافتن معنا در این نوع متن­ها دشوار و دیریاب است. کتاب­های تاریخ جهانگشای جوینی، مرزبان نامه، دره­ی نادره از این نوع هستند.

4. نثر محاوره : در این نثر گوینده کلیه­ی تعبیرات و لغاتی را که در زبان محاوره در دسترس اندیشه­ی او می­گذرد به کار می­برد. [4] گروهی به این نوع نثر، نثر شکسته نیز می­گویند.

بیت (رج - بند) : کم­ترین مقدار شعر و به عبارتی دیگر، واحد شعر است.

مصراع (نیم بیت) : کم­ترین مقدار سخن موزون، یک مصراع است.

نمونه :

دیگران عیب کنندم که چرا دل به تو دادم         باید از تو پرسید که چنین خوب چرایی
سعدی

_____________________                  _____________________
             یک مصراع                                          یک مصراع            
___________________________________________________
یک بیت

فرد (تک بیت) : اگر شاعر تمام مقصود خود را فقط در یک بیت بیان کند به آن بیت «فرد» یا «تک بیت» می­گویند.

نمونه :

جایی نرسد کس به توانایی خویش         الا تو چراغ رحمتش داری بیش
سعدی

مردف (مُرَدَّف) : بیت که ردیف دارد به آن مردف می­گویند.

مصرع (مُصَرَّع) : بیتی که دو مصراع داشته باشد به آن مصرع گویند.

نمونه :

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
سعدی
                             کلمه­ی قافیه                                 کلمه­ی قافیه

مقفا (مُقـَفـّا) : بیتی که فقط یک مصراع آن قافیه داشته باشد، مقفا نامیده می­شود.

نمونه :

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت      اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی
                                                                           کلمه­ی قافیه

قالب : شکلی که قافیه به شعر می­بخشد، قالب نام دارد.


پانوشت­ها :

[1] فنون بلاغت و صناعات ادبی - استاد جلال الدین همایی، ج. 1، ص. 3، نشر توس، چاپ دویم، 1361.
[2] همان، صفحه­ی 5.
[3] فن نثر - دکتر حسین خطیبی، ص. 29، انتشارات زوار، چاپ دویم، 1375.
[4] همان، ص. 53.

واپسین بروز رسانی ( 08 شهریور 1386 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  و تا پایان هستی ، بدترین اندیشه برای دروغ کار و بهترین اندیشه از آن راست کار خواهد بود  ”   -  اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه