|
کلام : آهنگی است که به حرکت هان و زبان از حروف و کلمهها ترکیب یافته و برای بیان مقصودی گفته شده باشد.[1] سخن ادبی : مفهوم بسیار وسیعی دارد، گاهی وقتی متنی از لحاظ زمانی قدیمی میشود به آن سخن ادبی میگویند، اما مشهورترین وضع وقتی است که سخن از حالت و معیار عادی خارج میشود و نویسنده از تخیلات و آرایههای ادبی استفاده میکند. (مانند : دانه مانند طفلی در آغوش خاک است.)
نظم و نثر : سخن بر دو نوع است : الف : نظم ب : نثر الف : نظم در لغت به معنی به هم پیوستن و در رشته کشیدن دانههای جواهر است [2] و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه باشد. وزن : آهنگ شعر است. کلمهی قافیه : کلمههای نا مکرر آخر مصراعها و بیتها را میگویند که تمام یا قسمتی از آن هم آهنگ باشد. مثال : منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز حافظ دو کلمهی «باز» و «نواز» هم قافیه هستند. قافیه : همان بخش تکراری و همآهنگ کلمهی قافیه را میگویند. در بیت زیر «ــِ ل» در دو کلمهی «دل» و «محمل» قافیه هستند. غمت در نهانخانه ی دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند طبیب اصفهانی ردیف : کلمههای تکراری آخر مصراعها و بیتها را میگویند که عینا در لفظ و معنا تکرار میشوند. ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید فرخی سیستانی که دو کلمهی «آید» و «آید» ردیف میباشند. ب : نثر کلامی است که در آن مفاهیم با روشنی و وضوح و رسایی و با نظم فکری و منطقی بیان میشود و تنها وظیفهی آن بیان معنی است. جملهها با مراعات موازین دستوری به هم میپیوندند و بر مبنای توالی افکار و روش طبیعی و قواعد مشخص زبان استوار است.[3] انواع نثر 1. نثر مرسل (مُرسَـل - ساده) : نثری که بدون آرایههای لفظی و لغات و اصطلاحات پیچیده و دشوار است. کتابهای تاریخ بلعمی، قابوس نامه و سیاست نامه با چنین نثری نوشته شدهاند. 2. نثر مسجع و فنی (مُسَجَّع) : در این نوع نثر انواع سجعها، مترادفها، تشبیهات، استعارهها و توصیفهای شاعرانه به صورت طبیعی و با رعایت اعتدال به کار رفتهاند. مناجاتهای خواجه عبدالله انصاری، کلیله و دمنه و گلستان سعدی نمونههایی از نثر مسجع و فنی هستند. 3. نثر مصنوع و متکلف : در این نوع نثر، سجعهای متوالی، لغات، ترکیبات و اصطلاحات ِدشوار و تکلفهای فراوان به گونهای افراطی و خارج از حد و اعتدال به کار رفته است. برای همین یافتن معنا در این نوع متنها دشوار و دیریاب است. کتابهای تاریخ جهانگشای جوینی، مرزبان نامه، درهی نادره از این نوع هستند. 4. نثر محاوره : در این نثر گوینده کلیهی تعبیرات و لغاتی را که در زبان محاوره در دسترس اندیشهی او میگذرد به کار میبرد. [4] گروهی به این نوع نثر، نثر شکسته نیز میگویند. بیت (رج - بند) : کمترین مقدار شعر و به عبارتی دیگر، واحد شعر است. مصراع (نیم بیت) : کمترین مقدار سخن موزون، یک مصراع است. نمونه : دیگران عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید از تو پرسید که چنین خوب چرایی سعدی _____________________ _____________________ یک مصراع یک مصراع ___________________________________________________ یک بیت فرد (تک بیت) : اگر شاعر تمام مقصود خود را فقط در یک بیت بیان کند به آن بیت «فرد» یا «تک بیت» میگویند. نمونه : جایی نرسد کس به توانایی خویش الا تو چراغ رحمتش داری بیش سعدی مردف (مُرَدَّف) : بیت که ردیف دارد به آن مردف میگویند. مصرع (مُصَرَّع) : بیتی که دو مصراع داشته باشد به آن مصرع گویند. نمونه : بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران سعدی کلمهی قافیه کلمهی قافیه مقفا (مُقـَفـّا) : بیتی که فقط یک مصراع آن قافیه داشته باشد، مقفا نامیده میشود. نمونه : چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران سعدی کلمهی قافیه قالب : شکلی که قافیه به شعر میبخشد، قالب نام دارد.
پانوشتها : [1] فنون بلاغت و صناعات ادبی - استاد جلال الدین همایی، ج. 1، ص. 3، نشر توس، چاپ دویم، 1361. [2] همان، صفحهی 5. [3] فن نثر - دکتر حسین خطیبی، ص. 29، انتشارات زوار، چاپ دویم، 1375. [4] همان، ص. 53. |