|
زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است |
|
|
|
ز
|
|
06 تیر 1387 |
|
در زمان قدیم مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرات داد و جلو رفت. |
|
واپسین بروز رسانی ( 06 تیر 1387 )
|
|
دنباله...
|