نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 7 میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

ترجمه : ابوالقاسم راه چمنی
پژوهش : سجاد راعی

انتشارات : موسسه...

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش سیم

سازهای بادی

نای

نای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی تاریخ امروز
21 مهر 1387
 
 
 

برای بخش داستان های ایرانی بیشتر از بن نوشت های زیر بهره برده ایم :

بخش داستان های شاهنامه :

برگزیده ی داستان های شاهنامه - دکتر یارشاطر
روایت شاهنامه به نثر - ایرج گلسرخی

بخش داستان های مثنوی معنوی :

داستان های مثنوی - محمد محمدی اشتهاردی
داستان ها و پیام های مثنوی - دکتر حشمت الله ریاضی، به اهتمام حبیب الله پاک گوهر




رخش رستم چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 0
داستان های شاهنامه
12 آبان 1385

پهلوان نو

افراسیاب با لشکری انبوه از جیحون گذر کرد و بیم در دل بزرگان ایران افتاد، چه گرشاسب درگذشته بود و جانشینی نداشت و ایران بی­خداوند بود. خروش از مردمان برخاست و گروهی از آزادگان روی به زابلستان نزد زال نهادند و چاره خواستند و از بیم پریانی سخن درشت گفتند که:« کار جهان را آسان گرفتی. از هنگامی که سام در گذشت و تو جهان پهلوان شدی یک روز بی­درد و رنج نبودیم. باز تا زو و گرشاسب بر تخت بودند کشور پاسبانی داشت. اکنون آنان نیز رفته­اند و سپاه بی­سالار است. هنگام آنست که چاره­ای بیندیشی.»

واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
دنباله...
 
رستم دستان چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 8
داستان های شاهنامه
27 مهر 1385

زادن رستم

چندی از پیوند زال و رودابه نگذشته بود که رودابه بارور گردید و پیکرش گران شد. هر روز چهره­اش زردتر و اندامش فربه­تر می­شد، تا آن­که زمان زادن فرارسید. از درد به خود می­پیچید و سود نداشت.

واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
دنباله...
 
داستان زال و رودابه چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 20
داستان های شاهنامه
10 مهر 1385

رفتن زال به کابل

دیوان مازندران و سرکشان گرگان بر منوچهر شاهنشاه ایران شوریدند. سام نریمان فرمانداری زابلستان را به فرزند دلاورش زال زر سپرد و خود برای پیکار با دشمنان منوچهر رو به دربار ایران گذاشت.
روزی زال آهنگ بزم و شکار کرد و با تنی چند از دلیران و گروهی از سپاهیان روی به دشت و هامون گذاشت.

واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
دنباله...
 
<< آغاز < پیشین 1 2 3 4 5 6 7 پسین > پایان >>

نتایج 53 - 65 از 79


 
 
     
 
     
 
 
“  کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست، که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند. زیرا وجدان درونی همه ی انسان ها آن ها را به سوی کردار نیک رهنمایی می کند  ”   -  اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه