برای بخش داستان های ایرانی بیشتر از بن نوشت های زیر بهره برده ایم :بخش داستان های شاهنامه :برگزیده ی داستان های شاهنامه - دکتر یارشاطر روایت شاهنامه به نثر - ایرج گلسرخی بخش داستان های مثنوی معنوی :داستان های مثنوی - محمد محمدی اشتهاردی داستان ها و پیام های مثنوی - دکتر حشمت الله ریاضی، به اهتمام حبیب الله پاک گوهر
|
|
رخش رستم |
|
|
|
داستان های شاهنامه
|
|
12 آبان 1385 |
|
پهلوان نو افراسیاب با لشکری انبوه از جیحون گذر کرد و بیم در دل بزرگان ایران افتاد، چه گرشاسب درگذشته بود و جانشینی نداشت و ایران بیخداوند بود. خروش از مردمان برخاست و گروهی از آزادگان روی به زابلستان نزد زال نهادند و چاره خواستند و از بیم پریانی سخن درشت گفتند که:« کار جهان را آسان گرفتی. از هنگامی که سام در گذشت و تو جهان پهلوان شدی یک روز بیدرد و رنج نبودیم. باز تا زو و گرشاسب بر تخت بودند کشور پاسبانی داشت. اکنون آنان نیز رفتهاند و سپاه بیسالار است. هنگام آنست که چارهای بیندیشی.» |
|
واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
|
|
دنباله...
|
|
رستم دستان |
|
|
|
داستان های شاهنامه
|
|
27 مهر 1385 |
|
زادن رستم چندی از پیوند زال و رودابه نگذشته بود که رودابه بارور گردید و پیکرش گران شد. هر روز چهرهاش زردتر و اندامش فربهتر میشد، تا آنکه زمان زادن فرارسید. از درد به خود میپیچید و سود نداشت. |
|
واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
|
|
دنباله...
|
|
داستان زال و رودابه |
|
|
|
داستان های شاهنامه
|
|
10 مهر 1385 |
|
رفتن زال به کابل دیوان مازندران و سرکشان گرگان بر منوچهر شاهنشاه ایران شوریدند. سام نریمان فرمانداری زابلستان را به فرزند دلاورش زال زر سپرد و خود برای پیکار با دشمنان منوچهر رو به دربار ایران گذاشت. روزی زال آهنگ بزم و شکار کرد و با تنی چند از دلیران و گروهی از سپاهیان روی به دشت و هامون گذاشت. |
|
واپسین بروز رسانی ( 19 تیر 1387 )
|
|
دنباله...
|
|
|
<< آغاز < پیشین 1 2 3 4 5 6 7 پسین > پایان >>
|
| نتایج 53 - 65 از 79 |