نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 1 میهمان
 
     
 
گزند باد

گزند باد - عطاالله مهاجرانی

نویسنده : سید عطاالله مهاجرانی

انتشارات اطلاعات

 
     
 
زینب زیادی

عبارت بالا از امثله سائره عامیانه است و در مواردی به کار می رود که در جمعی برای تمام افراد جمعیت جز...

 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
 
No Image برگ نخست arrow داستان های ایرانی 15 تیر 1387 No Image
 
 

برای بخش داستان های ایرانی بیشتر از بن نوشت های زیر بهره برده ایم :

بخش داستان های شاهنامه :

برگزیده ی داستان های شاهنامه - دکتر یارشاطر
روایت شاهنامه به نثر - ایرج گلسرخی

بخش داستان های مثنوی معنوی :

داستان های مثنوی - محمد محمدی اشتهاردی
داستان ها و پیام های مثنوی - دکتر حشمت الله ریاضی، به اهتمام حبیب الله پاک گوهر




کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 3
داستان های مثنوی معنوی
06 تیر 1387

مردی بر دیواری گلی نشسته بود، در کنار دیوارجوی آبی زلال روان بود،‌ آبی شفاف و تصویرنما بود و گوارا نوش، مرد چون ماهی از دریا جدا مانده شوق به آب رسیدن داشت.

دنباله...
 
داستان شاه با دو غلام خاصش چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 5
داستان های مثنوی معنوی
15 خرداد 1387

شاهی دو غلام می خرد، یکی از آنان را بسیار خوش سخن و شیرین جواب و با رخساره ی زیبا و ظاهری زیبا می یابد و آن دیگری را کثیف و بد بو و زشت رو، با خود می گوید :

آدمی مخفی است در زیر زبان      این زبان پرده است بر درگاه ِجان [1]

پس باید با آنها به گفت و شنود پردازم تا پرده های درون آنها کنار رود و باطن آنها را بخوانم. برای این مقصود نخست غلام زیبارو و خوش سخن را به حمام می فرستد. در غیاب او با غلام زشت رو به گفتگو نشسته و می گوید : «این غلام که هم زیباست و هم خوش سخن، درباره ی تو بد گویی می کند و می گوید که تو دزد و خیانت کار و نامرد هستی، بگو ببینم نظر تو چیست ؟»

واپسین بروز رسانی ( 16 خرداد 1387 )
دنباله...
 
داستان صوفی و خانقاه و زیان تقلید چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 10
داستان های مثنوی معنوی
24 فروردین 1387

یکی از صوفیان ِمسافر شبی به خانقاهی رسید، فورا خر ِسواری خود را به طویله برد و در آخور بست و مقداری آب و علف به او داد و خود وارد مجلس صوفیان شد.

صوفیی در خانقاه از ره رسید     مرکب خود برد و در آخور کشید [1]

واپسین بروز رسانی ( 05 اردیبهشت 1387 )
دنباله...
 
<< آغاز < پیشین 1 2 3 4 5 6 پسین > پایان >>

نتایج 1 - 13 از 73


 
 
     
 
     
 
 
 
“  شجاعت بدون هدف و آرمان ملی قدرتی محسوب نمی شود  ”   -  ستارخان
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
هنداختار (طراح) : بهزاد فرهانیه