برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 4 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow کلیله و دمنه تاریخ امروز
30 آبان 1387 ساعت 23:25
 
 
 
کلیله و دمنه

کلیله و دمنه در واقع تالیفی است از چند اثر هندی که مهم ترین آن ها «پنجه تنتره»(Pañcatantra به سانسکریت पञ्चतन्त्र به معنی پنج فصل) است. که در زمان ساسانیان از اصل هندی آن به پهلوی ساسانی (فارسی میانه) ترجمه شد.
روایات سنتی، برزویه «مهتر اطبّای پارس» هم زمان با خسرو انوشیروان را مولف این اثر می دانند. نام پهلوی اثر «کلیلگ و دمنگ» بود. متاسفانه صورت پهلوی این اثر به دست ما نرسیده است. اما ترجمه ای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیک ترین ترجمه از لحاظ زمانی به تالیف برزویه است.

پس از اسلام «روزبه پوردادویه»(ابن مقفع) آن را به عربی ترجمه کرد. ترجمه ی ابن مقفع بسیار مقبول افتاد و مظهری از فصاحت در زبان عربی تلقی شد. ترجمه ی ابن مقفع امروز موجود است اما میان نسخ مختلف آن، گاه تفاوت های زیادی دیده می شود.

کلیله و دمنه چندین بار از عربی به فارسی دری برگردانده شده است. از جمله رودکی آن را به نظم درآورد اما امروز جز چند بیت پراکنده از آن، چیزی باقی نمانده است.

در سده ی ششم هجری «نصرالله منشی»(منشی بهرام شاه غزنوی) آن را به زبان فارسی ترجمه کرد. این ترجمه ترجمه ای آزاد است و نصرالله هرجا لازم دانسته است ابیات و امثال بسیار از خود و دیگران آورده است. ترجمه ی نصرالله منشی همان ترجمه ای است که از آن به عنوان کلیله و دمنه در زبان فارسی یاد می شود. گاه نیز آن را کلیله و دمنه ی بهرامشاهی می خوانند.

ترجمه ی دیگری نیز، تقریبا همزمان با نصرالله منشی توسط «محمد بن عبدالله بخاری»(منشی دربار اتابکان موصل) صورت گرفت که کمتر شناخته شده است. برخلاف نصرالله منشی محمد بخاری به عبارت پردازی نپرداخته و کاملا به متن اصلی وفادار مانده است. خود این موضوع را تصریح کرده است.

البته پس از رودکی و پیش از این دو تن نیز ترجمه های زیادی از این اثر صورت گرفته بود ولی از آن ها نیز هیچ کدام به زمان ما نرسیده است. نصرالله منشی خود در دیباچه ی ترجمه اش به این موضوع اشاره کرده است.

آخرین تحریر کلیله و دمنه متعلق است به «ابوالفضل علّامی» ادیب پارسی گوی هندی. نثر این اثر روان و صحیح است. علامی به این ترجمه نام «عیاردانش» داده است.

این نکته نیز جالب توجه است که یکبار نیز به فرمان پادشاه ادب دوست هند «اکبر شاه همایون» کتاب پنجه تنتره مستقیما از سنسکریت به فارسی ترجمه شد. مسوول این ترجمه شخصی بود به نام «مصطفی خالقداد عباسی». به گفته ی او «حکم شد که هرچه خشک و تر در آن کتاب باشد به همان ترتیب رقم نماید تا قدر تفاوت اصل سخن و ترتیب آن و زیادتی و نقصان ظاهر گردد.»

کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایت های گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده است. نام آن از نام دو شغال با نام های کلیله و دمنه گرفته شده است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.

باب های کتاب :

باب شیر و گاو
باب کبوتر و طوق دار
باب بوزینه و سنگ پشت
باب بی تدبیری
باب موش و گربه
باب بوم و زاغ
باب شاه و پنزوه
باب تورگ (شغال)
باب بلاد و برهمنان
باب شاه موشان و وزیرانش

در کلیله و دمنه ی نصرالله منشی، در فصل مقدمه ی ابن مقفع آمده است که کلیله و دمنه پانزده باب است و در اصل کتاب که متعلق به هندیان بوده است ۱۰ باب بوده است و پارسیان پنج باب دیگر به آن افزوده اند. باب های با اصل هندی به صورت زیر ذکر شده است :

الأسد و الثَّور
الفحص عن امر دمنة
الحمامة المطوّقة
البوم و الغربان
الملک و الطّایر فَنزة
السِّنَّور و الجُرَذ
الاسد و ابن آویٰ
القِرْد و السُّلَحْفاة
الأسوارِ و اللَّبْوَة
الناسک و الضَّیف

باب های الحاقی پارسیان :

برزویة الطبیب
الناسَکَ و ابنِ عِرْس
البلار و البراهمة
السّائِحِ و الصّائِغ
ابن المَلِک و أصحابِه

باب های پنجه تنتره

باب های کلیله و دمنه ی سریانی

باب های کلیله و دمنه ی ابن مقفع

باب های کلیله و دمنه ی نصرالله منشی

باب های کلیله و دمنه ی محمد بخاری

جدایی دوستان
-
به دست آوردن دوستان
جنگ بومان و زاغان
ازدست دادن مزایای مکتسب
شیر و گاو
-
کبوتر طوق دار
بوم و زاغ
بی تدبیری (؟)
الاسد و الثور
الفحص عن امر دمنة
حمامة المطوقة
البوم و الغربان
 االقرد و الغیلم
الاسد و الثور
بازجست کار دمنه
باب دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو
باب بوف و زاغ
باب بوزینه و باخه

شیر و گاو
کار دمنه که کجار رسید
کبوتر حمایلی و ...
کلاغان و بومان
حمدونه و سنگ پشت




باب الفحص عن امر دمنة - حکایت سوم و پایان باب چاپ فرستادن صفحه با نامه
بازجست کار دمنه

مرزبانی بود مذکور، و بهارویه نام زنی داشت چون ماه روی، و چون گل عارض و چو سیم ذقن در غایت حسن و زیبایی و جمال و نهایت صلاح و عفاف، اطرافی فراهم و حرکاتی دل پذیر، مِلح بسیار و لطف به کمال

دنباله...
 
باب الفحص عن امر دمنة - حکایت دوم چاپ فرستادن صفحه با نامه
بازجست کار دمنه

به شهری از شهرهای عراق طبیبی بود حاذق، و مذکور به یمن معالجت، مشهور به معرفت دارو و علت، رفق شامل و نصح کامل، مایه ی بسیار و تجربت فراوان، دستی چون دم مسیح و دمی چون قدم خضر صلی الله علیه.

دنباله...
 
باب الفحص عن امر دمنة - حکایت یکم چاپ فرستادن صفحه با نامه
بازجست کار دمنه

آورده اند که در شهر کشمیر بازرگانی بود حمیر نام و زنی ماه پیکر داشت که نه چشم چرخ چنان روی دیده بود، نه راید فکرت چنان نگار گزیده، رخساری چون روز ظفر تابان و زلفی چون شب فراق درهم و بی پایان

دنباله...
 
باب الفحص عن امر دمنة - آغاز باب چاپ فرستادن صفحه با نامه
بازجست کار دمنه

رای گفت برهمن را : معلوم گشت داستان ساعی نمام، که چگونه جمال یقین را به خیال شبهت بپوشانید تا مروت شیر مجروح شد و سمت نقض عهد بدان پیوست و دشمنایگی در موضع دوستی و وحشت به جای الفت قرار گرفت و دستور مَلک و گنجور او در سر آن شد.

دنباله...
 
<< پایان < پس 1 2 3 پیش > آغاز >>

برگه 1 - 9 از 22


 
 
     
 
     
 
 
“  تخت جم و دارا سر راهی نفروشند ... این کوه گران است به کاهی نفروشند  ”   -  اقبال لاهوری
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000024 ثانیه