|
داستان چهار کس که زبان هم را نمی فهمیدند |
|
|
|
داستان های مثنوی معنوی
|
|
11 آذر 1388 ساعت 00:27 |
|
چهار تن با هم همراه بودند یکی ترک و یکی تازی، یک فارس و یکی رومی. به شهری رسیدند. یکی از راه دلسوزی به آنان یک درهم پول داد که غریب بودند. دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 4711 | دنباله ... |
|
دنباله ...
|