نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 2 میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

ترجمه : ابوالقاسم راه چمنی
پژوهش : سجاد راعی

انتشارات : موسسه...

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش سیم

سازهای بادی

نای

نای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که...

 
     
 
 
چگونه با آریابوم آشنا شدید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های کوتاه تاریخ امروز
21 مهر 1387
 
 
 


سنگ چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 7
داستان های کوتاه
22 دی 1385

کم کم غروب می­شد غروبی که همیشه دوستش داشتم، غروبی که هرگاه از راه می­رسید من و دوستانم بر بالای کوه به آن می­نگریستیم.
آن لحظه­ی فراموش نشدنی باز هم در راه بود، سکوت مبهمی کوهستان را پر کرده بود و همه به آسمان چشم دوخته بودیم که یکباره صدایی خشمگین همه­ی نگاه­ها را ربود و به سوی خود جلب کرد و بعد هیجده چرخی را دیدیم که بر پشت آن سنگ­هایی بودند،

دنباله...
 
بودا چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 4
داستان های کوتاه
20 دی 1385

«در روی زمین هیچ چیز پایدار نیست. زندگی مانند شراره­ای است که از اصطکاک چوب پیدا شده ، زمانی روشن می­شود و دوباره خاموش می­گردد ولی ما نمی­دانیم از کجا آمده و به کجا خواهد رفت.»

دنباله...
 
آرش کمانگیر چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 14
داستان های کوتاه
29 تیر 1385

 احسان شارعی

عمو نوروز سر تا پای خودش را توی آیینه ورانداز کرد. لباسش سبز ِ سبز بود. پر بود از گل های رنگارنگ. سر آستین هایش صورتی بود. به رنگ گل های بهاری. کفش هایش طلایی رنگ بود، شلوار گشادش قهوه ای رنگ. به رنگ خاک نم گرفته. یقه پیراهنش سبز کمرنگ بود. به رنگ جوانه تازه دمیده. اما دلش افسرده بود.

واپسین بروز رسانی ( 05 تیر 1386 )
دنباله...
 
بَفرینه چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 1
داستان های کوتاه
21 تیر 1385

لب ایوان، زیر برق آفتاب نشسته بودند. بفرینه (1) به سینه‎ی مادر تكیه داده بود. زن او را محكم در میان زانوان خود گرفته بود. موهای طلایی بفرینه، در زیر دندانه‎های شانه، نرم و صاف بر پوست مهتابی گردن و دوشش پاشیده می‌شد. با هر شانه موها، پیاله پیاله روی هم چین می خوردند:

واپسین بروز رسانی ( 29 تیر 1385 )
دنباله...
 
فهرست نوشتارهای پیشین


 
 
     
 
     
 
 
“  واقعیت این است که تا پیدایش صنعت چاپ، کمتر ملتی به اندازه ی ما کتاب نوشته است. کتاب های خطی ما کتابخانه های داخلی و خارجی را انباشته اند  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه