آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 116 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های کوتاه تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 


خبر دست اول چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 4
داستان های کوتاه
12 خرداد 1388 ساعت 12:37

پرویز رجبی

باز آن شب، مثل هرشب، خوابم نبرد. در آن شهر دور.
خودم را به کنار پنجره کشیدم.
بیرون تاریک بود. نه درختی پیدا بود و نه دیواری و نه هم کوهی.
احساسی غریب دستم داد. حالا که هیچ چیز سر راهم را نگرفته است، نگاهم را بفرستم به اعماق. تا دورترین اعماق. تا برسم به حقیقت خودم.

دیدگاه ها : (1) | بازدیدها : 2814 | دنباله ...

واپسین به روز رسانی ( 12 خرداد 1388 ساعت 12:42 )
دنباله ...
 
عمو نوروز و ننه سرما چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 18
داستان های کوتاه
30 اسفند 1387 ساعت 16:35

یکی بود، یکی نبود. پیرمردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه ی تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه ی شهر.

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 2282 | دنباله ...

واپسین به روز رسانی ( 30 اسفند 1387 ساعت 16:47 )
دنباله ...
 
سنگ چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 13
داستان های کوتاه
23 دی 1385 ساعت 00:55

کم کم غروب می­شد غروبی که همیشه دوستش داشتم، غروبی که هرگاه از راه می­رسید من و دوستانم بر بالای کوه به آن می­نگریستیم.
آن لحظه­ی فراموش نشدنی باز هم در راه بود، سکوت مبهمی کوهستان را پر کرده بود و همه به آسمان چشم دوخته بودیم که یکباره صدایی خشمگین همه­ی نگاه­ها را ربود و به سوی خود جلب کرد و بعد هیجده چرخی را دیدیم که بر پشت آن سنگ­هایی بودند،

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 2386 | دنباله ...

دنباله ...
 
بودا چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 6
داستان های کوتاه
20 دی 1385 ساعت 01:20

«در روی زمین هیچ چیز پایدار نیست. زندگی مانند شراره­ای است که از اصطکاک چوب پیدا شده ، زمانی روشن می­شود و دوباره خاموش می­گردد ولی ما نمی­دانیم از کجا آمده و به کجا خواهد رفت.»

دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 2000 | دنباله ...

دنباله ...
 
نوشتارهای پیشین :


 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  کورش گفته است ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروت شام و آشور عوض نمی کنند  ”
 گزنفون Xenophon
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه