|
ده درویش در گلیمى بخسبند و دو پادشاه در اقلیمى نگنجند |
|
|
|
داستان های گلستان
|
|
22 اسفند 1386 ساعت 21:55 |
باب اول در سیرت پادشاهانحکایت 3ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی. باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر می کرد. پسر به فراست استبصار [1] بجای آورد و گفت : «ای پدر ! کوتاه خردمند به که نادان ِبلند. نه هرچه به قامت مهتر به قیمت بهتر. اشاة نظیفة و الفیل جیفیة.»[2] دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 2032 | دنباله ... |
|
واپسین به روز رسانی ( 26 اسفند 1386 ساعت 16:38 )
|
|
دنباله ...
|