|
فرهنگ
|
|
11 اردیبهشت 1387 |
پرویز رجبیزن عروسکی کوکی است یا بخشنده ی «کرامت» و «کمال» ؟ سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود، یاد سمن نمی کنداین غزل بسیار زیبا باری دیگر مرا با اوضاع اجتماعی روزگار حافظ مشغول می کند. این بار با دو موضوع متفاوت : از سویی این زن است که ظاهرا اسباب نشاط مرد را فراهم می آورد، بی آن که حال و نشاط خود زن سبب اندیشیدن به دغدغه ای شود و یا اشاره ای رود به دل نگرانی های احتمالی او برای نچمیدن. و دیگر این که اگر زن شوق دیدار داشته باشد، چگونه باید شوق مشروع خود را بر زبان آورد که اسباب خشم جامعه و مرد را فراهم نیاورد ! واقعیت این است که در سراسر تاریخ ادب پرپیمانه ی ما جز یکی دو زن لب به سخن نگشوده اند و همه به گستاخی و به شکستن قواعد و قوانین و عرف و سنت متهم شده اند. در این میان تنها «جهان ملک خاتون» است که به اعتبار شاهزاده بودنش سفره ی دل گشاده است و او هم تا همین یکی دو دهه برای جامعه ی ادب پرور ما بیگانه مانده است ! دیدگاه ها : 0 | بازدیدها : 479 | دنباله... |
|
واپسین بروز رسانی ( 11 اردیبهشت 1387 )
|
|
دنباله...
|