مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...
تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.
امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره اندیشی در زمینۀ کمبودها بپردازد. اما این ذوق سنجیها و چاره آزماییها، در عین حال، پراکندگی زبانها و شیوۀ بیانها را نیز در پی دارد که مایۀ سردرگمی است و نمایانندۀ روحیۀ زمانه ای که بنیانی استوار ندارد و بی بهره است از آن موهبت همزبانی که هر فرهنگ پخته و پابرجا از آن برخوردار است. ولی این راهجویی ها و راهگشایی های فردی، نیز بر روی هم، برایندی دارد که سرانجام به غنای زبان می افزاید و امکانات کشف ناشده اش را نشان می دهد و امروزه هر نویسنده ای به نسبت توش - و - توان خود پیشاهنگی است پوینده و پژوهنده ای که از گشت - و - گذار تنهای خویش همیشه تهیدست بازنمی گردد.
هر زبانی امکانات و تواناییهای خاصی دارد که از سویی بر بنیانهای ساختمانی زبان تکیه دارد و از سوی دیگر بر چگونگی کاربرد تاریخی زبان. و این «چگونگی کاربرد» نکتۀ مهمی است، زیرا چگونگی کاربرد یک زبان در زمینه های گوناگون یا کم - و - بیشی ِکاربرد آن در زمینه یا زمینه هایی سبب می شود که آن زبان تواناییهای خاصی را بیشتر یا کمتر به دست آورد و چه بسا برخی تواناییها هرگز یا چنانکه باید در آن پدید نیاید. به عبارت دیگر، اینکه قومی که زبان از آن اوست چگونه می اندیشد و، باصطلاح، در چه عالمی سیر می کند و اندیشیده های خود را چگونه در قالب زبان می ریزد و از میان امکانات ذاتی زبان خود کدام یا کدامها را برمی گزیند و می پروراند، این رفتار با زبان ناگزیر در پرورش طبع زبان اثری اساسی دارد.
هزاره ای پیش از این، در اوج رشد و گسترش علم و ادبیات در قلمرو تمدن اسلامی و بویژه در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، در سدۀ چهارم و پنجم هجری، مردی جوینده و پژوهنده، یک نبوغ علمی بی مانند، یعنی ابوریحان بیرونی، در پیشگفتار کتاب الصیدنه (که به عربی نوشته است) پس از خوار شمردن زبان مادری خویش، یعنی زبان خوارزمی، زبان طعنه بر فارسی می گشاید و از خامی آن در زمینۀ علم شکوِه می کند و آن را زبان «داستانهای خسروان و قصه های شبانه» می شمارد و زبان عربی را زبان واقعی علمی می داند و می گوید: